A PHP Error was encountered

Severity: Warning

Message: imagejpeg(./assets/captcha/1708780427.6161.jpg): failed to open stream: Disk quota exceeded

Filename: libraries/antispam.php

Line Number: 144

A PHP Error was encountered

Severity: Warning

Message: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home3/iiksscom/public_html/fa/system/core/Exceptions.php:185)

Filename: libraries/Session.php

Line Number: 675

"پل میسون"، آینده نظام سرمایه داری و درسهائی از "پروژه صفر" برای ایران

"پل میسون"، آینده نظام سرمایه داری و درسهائی از "پروژه صفر" برای ایران تجارت و سرمایه گذاری

مجله «بیزنس آن لاین» روسیه بخشهای برجسته سخنرانی "پل میسون" نویسنده و آینده پژوه بریتانیائی که در قازان در رابطه با بحران مالی سال 2008 به سخنرانی پرداخته بوده را منتشر کرده است."محمد کردزاده کرمانی" کارشناس ارشد وزارت امور خارجه این سخنرانی مفصل را به پارسی برگردان کرده و در اختیار دیدبان روسیه قرار داده است که طی پنج شماره منتشر خواهد شد.
 
 "پل میسون" نویسنده و آینده پژوه بریتانیائی در سوم دسامبر 2016 سخنرانی قابل ملاحظه ای در قازان در مورد بحران مالی سال 2008 بعمل آورده که به طور جدی مورد بحث محافل علمی و تحقیقاتی روسیه قرارگرفته است. وی که نویسنده کتابی تحت عنوان «پس ازسرمایه داری، راهنمائی برای آینده ما» می باشد مرحله پایان عمر سرمایه داری و اقدامات نئولیبرالیسم که منجر به نابودی سرمایه داری می گردد را بررسی نموده است. او معتقد است که سرمایه داری در شکل کنونی درمرحله خود نابودی است. بحران مالی 2008 مشخص ساخت که نظام سرمایه داری جهانی راهی برای نجات ندارد. انقلاب دیجیتال مفاهیم کار، تولید و ارزش را عوض می کند و هزینه تولید را به صفر گرایش می دهد. آنچه در ادامه می خوانید قسمت دوم متن سخنرانی وی می باشد.


در آینده ما باید علائم ، لوگوها و ارقامی را که سرمایه گذاران زمانی که غلط عمل می کنند مورد استفاده قرار می دهند را در نظر داشته باشیم. درموسسه نرخ گذاری ریسک "استاندارد اند پورز (Standard & Poor’s) که روشن است ریسک ها به صورت نادرستی تعیین و ارزیابی می شوند یکی از کارمندان آن به کارمندی دیگر می نویسد: "انتظار داریم که ما ثروتمند و بازنشسته شویم، یعنی زمانی که این کارت های اعتباری بی ارزش شود و رقم  صفر را نشان دهد."

ضمنا تاجری به نام "فابریس تور" از شعب "گلدمن ساکس"  به تمسخر می گوید که سطح استفاده از قروض به طور مرتب و به صورت کلی درحال افزایش است و تمامی سیستم در حال فروپاشی است. کسی که می تواند زندگی کند، سرمایه داری مثل من است که بتواند در میان این همه شرایط سخت و پیچیده و معاملات عجیب با این همه قروض عظیم زندگی کند و عواقب این همه زشتی ها و پلیدی ها را نفهمد.

هرچه که تخلفات و فساد زیادتر باشد به همان اندازه روابط غیر رسمی بین بانکداران که قانون را نقض می کنند روشن تر است. یکی از کارمندان بنام "بارکلیز" به کارمند دیگر می نویسد "مرگ برتو ، ای فرزند من". او این مطلب را زمانی می نویسد که این کارمندان نرخ بهره بین بانکی لندن (لیبور) - که بانکی از سرمایه بانک دیگر استفاده می کند ومهمترین نرخ بهره در کره ارض است - را دستکاری می کردند.
 
ما لازم است که لحن و محتوای این ایمیل ها، طعنه های آنها، غیر صادقانه بودن آنها، استفاده دائم از صورتک ها، اصطلاحات عامیانه و علامت گذاری های جنون آمیز را بفهمیم. این علامتی از خود فریبی در مرکز سیستم مالی جهانی است که در حد خود نشان دهنده قلب جهان نئولیبرالیزم است. آنها می دانستند که این سیستم کار نمی کند. "جان مینارد کینز" یکبار اعلام کرد که پول زنجیره ای است که امروز و فردا را به هم متصل می کند. او بر این نظر بود کاری که امروز ما با پول می کنیم نشان می دهد که چگونه وضعیت را در آینده تغییر خواهد داد. تا سال 2008 ما در چالش با این موضوع بودیم که چگونه حجم پول درگردش ظرف هفت سال از25 تریلیون دلار به 70 تریلیون دلار افزایش یافته که این علامتی از فروپاشی بود؛ از این جهت که رشد پول با رشد واقعی اقتصاد قابل مقایسه نبود. اگر حجم مقدار پول در گردش با این سرعت افزایش یابد نشانه ای است که آینده فاجعه انگیزتر از امروز خواهد بود. بحران مالی پاسخی ساده و یا نشانی از آینده است که ما اشتباه کرده ایم.       
به طور کلی زمانی که بحران گسترش یافت کاری که نخبگان جهانی می توانستند انجام دهند این بود که مقدار پول بیشتری روی میز قمار بگذارند. پیدا کردن حدود 12 تریلیون دلار برای تسهیل وضعیت چندان مشکل نبود. برای اینکه نخبگان سیاسی و اقتصادی صندوقدار این کازینو یا قمارخانه بودند. آنها ناچار بوده اند که در کوتاه مدت نرخ بهره را به صورت موزون تری افزایش دهند و کمتر عجله کنند. این وضعیت سیاست جهانی از سال 2008 بوده است که با چاپ  پول در این حجم زیاد بدهی بانک ها را به سوی صفر کاهش دهد و یا حتی برعکس به درآمد تبدیل بنماید.
 
وقتی که نرخ بهره واقعی منفی شود سپرده گذاران پول خود را نا امن می بینند و به ناچار راه خرید تعهدات دولتی (اوراق قرضه) را انتخاب می کنند که این خود مانع ایجاد درآمد از پولشان است. این رفتار خود انگیزه تحریک مجدد بازارهای اموال غیرمنقول، کالاها، طلا و سهام می باشد، برای اینکه باعث می شود که سپرده گذاران پول های خود را در این بازارها که خطرناکترند سرمایه گذاری کنند. آثار و نتایج نشان می دهد که بازسازی تا کنون ضعیف و لرزان بوده و این مسئله استراتژیک هنوز حل نشده است.
 
رشد جهانی ضعیف است. بازسازی اقتصاد امریکا تنها با افزایش بدهی فدرال به 17 تریلیون دلار ممکن بوده است. تریلیون ها دلار، ین، لیراسترلینگ و یوروی چاپ شده در بازارجهانی درگردش است. بدهی های خانوارهای غربی قابل پرداخت نیستند. اهداف شهرسازی و احداث ساختمان ها از اسپانیا تا چین به صرف سفته بازی بوده است که هیچکدام اینها فروخته نشده اند. منطقه یورو یکی از مهمترین و شکننده ترین ساختارهای اقتصادی جهان است که در نتیجه عدم توافقات سیاسی از قبل به رکود رسیده است و از آنجا که اختلافات بین طبقات و کشورهای اروپائی هر روز تقویت و عمیق تر می شود، یورو در آستانه فروپاشی قرار گرفته است.

اگر آینده نتواند تاثیری برثروتمند شدن ما داشته باشد، این وضعیت نمی تواند در بلند مدت ادامه یابد. اقتصادی که در اثر بحران رشد می یابد توان ایجاد ثروت ندارد. در حال حاضر این یک مسئله تعیین کننده برای الگوی نئولیبرال و برای خود نظام سرمایه داری است که من آنرا درسرفصل دوم ذیلأ نشان میدهم.

 
► اقتصاد دانان چپ و راست بحران سیستم سرمایه داری را در پول ارزان می بینند

اگر به زمان سپتامبر 2008 درنیویورک بازگردیم به طور عجیبی متوجه می شویم که چگونه خوش بینی عجیبی وجود داشت که پایه آن رشد وفروانی بود. در گزارشی که من در آن زمان تهیه نمودم، انبوه عظیمی از مردم درمقابل درب دفتر مرکزی بانک لهمان برادرز دیده می شدند که تلفن های قدیمی موتورولا، نوکیا و سونی اریک سون را دردست داشتند. این موبایل های قدیمی سال ها قبل ساخته شده بودند و این مارک ها سال ها قبل بر بازار حاکم بودند.

رشد شدید تکنولوژی دیجیتال که پایه رشد تا سال 2007 بود، تنها نیرویی بود که مانع رکود اقتصادی می شد و درطول بحران نیز تنها نیروی محرکه بود. درسال هایی که منجر به فروپاشی لهمان برادرز گردید، جهان بعدا توسط تلفن هوشمند (سمارت فون) با سیستم "اندروید" اشغال شد. شبکه های اجتماعی که درآن زمان کمتر کسی در باره آنها صحبت می کرد نقش مهمی را در زندگی اجتماعی افراد ایفا کردند.

زمانی که بانک لهمان برادرز ورشکسته شد فیس بوک یکصد میلیون استفاده کننده داشت. ولی درسال 2015 تعداد استفاده کنندگان از فیس بوک به یک وسه دهم میلیارد نفر رسیده بود که ازتعداداستفاده کنندگان اینترنت درسال 2008 پیشی گرفته بود.

درحقیقت پیشرفت تکنولوژی تنها به تکنولوژی دیجیتال محدود نیست. در طول این هفت سال بدون توجه به بحران مالی و عمق این فاجعه شرکت تویوتا پنج میلیون اتومبیل هیبریدی ”hybrid” تولید کرد که پنج برابر بیشتر از دوران قبل از بحران بود. درسال 2008 حجم استفاده از انرژی خورشیدی در جهان 15 هزار مگاووات بود که تا سال 2014 به ده برابر افزایش یافت.

این به هیچ وجه قابل مقایسه با بحران اوائل دهه 1930نبود. در زمان بحران و رکود 2008 تکنولوژی های جدید بیشتر از دهه 1930 رشد یافت. با وخیم شدن بحران همانطور که درسال های دهه 30 اتفاق افتاد، نخبگان جهانی از ابزارهای سیاسی برای حمایت از اقتصاد واقعی استفاده کردند که بخشی از آن مغایر تئوری اقتصادی آنها بود. مخصوصا اینکه در کشورهای کلیدی درحال توسعه پس از سال 2008 تقاضا برای مواد خام افزایش یافت که با محرک های پولی در مقیاس جهانی تضمین کننده شکوفائی اقتصادی آنان شد.

به خاطر اثرات فزاینده پیشرفت های تکنولوژی، توسعه محرک های سیاسی توسعه پایدار و بازارهای تازه به نظر می رسد فشار کنونی رکود از لحاظ مناسبات انسانی خیلی کمتر و آسان تر از فروپاشی بازار در دهه 1930 بوده است. اول اینکه مشخص شده است زمان شکست و فروپاشی سال 2008 طولانی تر از دهه 1930 بوده است. برای اینکه درک کنیم چرا اینگونه بوده است باید در مورد روابط علت و معلولی آن تحقیق  کنیم.

 اقتصاددانان چپ و راست بدون شک علت این بحران را پول ارزان می بینند. یعنی اینکه تصمیم در مورد حذف و تسهیل مقررات و یا آزاد سازی در بخش بانکی و تضعیف مقررات درمورد اخذ اعتبار را دولت های غربی بعد از فروپاشی شرکت های اینترنتی در سال 2001 پذیرفتند. این کار زمینه را برای ایجاد حباب در ساختار مالی که راه را برای انجام تخلفات که عملا از لحاظ سیاسی ورشکستگی بود باز کرد، یعنی اینکه از لحاظ سیاسی به بانکداران القا می شد که راه پولدارشدن سفته بازی مالی است که خود پول ها و ثروته ا را به بقیه بخش های اقتصادی نیز سرازیر می کرد.

در جستجوی نقش کلیدی که پول های ارزان بازی می کنند ما مشکل عمیق تری تحت عنوان "عدم توازن جهانی" مشاهده می کنیم که عبارت از عدم توازن جهانی درتقسیم کار و ثروت است که اجازه می دهد که کشوری مثل امریکا بر اساس اعتبار زندگی کند و از کسر بودجه بسیار بزرگی برخوردار باشد. این وضعیت در سایر کشورهای طرف بازی چون آلمان، چین وسایر کشورها ی صادر کننده نیز وجود دارد. این مسئله در حقیقت ناشی از وجود وام های بی حد و حصر درکشورهای غربی است. چرا خانوارهای چینی باید 25 درصد از پول های خود را درسیستم مالی جهانی امریکائی برای کارگران امریکائی که هیچ پس اندازی ندارند پس انداز کنند؟

در دهه 2000 اقتصاددانان در مورد توضیح  این مسئله بحث انگیز مناقشه داشتند که گناه را به گردن مازاد پس انداز کشورهای آسیایی بیندازند و یا اینکه به گردن مازاد بدهی های درحال افزایش خانوارهای غربی بیندازند. این عدم توازن مشکل ایجاد کرده، چیزی که قبلا وجود نداشته و واقعیتی سخت است. سئوال این است که شرق چه مقدار غرب را اعتبار کرده است؟  البته این عدم توازن ها در چهارچوب مازاد اعتبار در کشورهای غربی بود. اگر بخواهیم عمیق تر فکر کنیم دراثر فشار و وادار نمودن به سوی جهانی شدن به صورتی سخت و قاطعانه بوده است. نکته در این است که در علم اقتصاد سنتی جهانی شدن نباید مورد شک و تردید قرار گیرد.

" عملیات بانکی اشتباه همراه با رشد ناموزون" نظریه ای مشخص برای توضیح این بحران بوده است. برای اینکه نظم در بانکها ایجاد شود لازم است که حجم بدهی ها کاهش یابد، توازن مجدد در جهان ایجاد گردد و همه چیز منظم شود. اینها سازو کارهایی است که مدیران سیاسی از سال 2008 به بعد تصویب کرده اند.

اول اینکه نرخ رشد پایین نگرانی هایی برای اقتصاددانان سنتی ایجاد کرده است. در سال 2013 "لارس سامرس" وزیر خزانه داری امریکا دردوران بیل کلینتون و معمار حذف و تسهیل مقررات یا آزاد سازی بانک ها پیش بینی کرد که غرب با یک دهه رکود روبرو خواهد شد که امیدهای اقتصاد دانان را در مورد رشد از بین برد. او اظهار داشت: "متاسفانه روشن شده که نرخ رشد در طولانی مدت پایین خواهد بود." او قبلا ضعف و ناتوانی سیستم مالی را پنهان کرده بود. "رابرت گوردون" اقتصاددان مشهور امریکائی جلوتر رفت و پیش بینی کرد که امریکا درطول بیست و پنج سال آینده در اثر کاهش بیشتر بهره وری کار، افزایش جمعیت پیر، بدهی های بالا و افزایش نابرابری های اجتماعی از نرخ رشد اقتصادی پایینی برخوردار خواهد بود. ضعف نظام سرمایه داری در بازسازی اقتصادی توجهات را به سناریوی رکود ده ساله، بدهی های معلق همراه با سناریویی که سیستم هیچگاه نمی تواند به دینامیزم قبلی خود باز گردد جلب کرد.

در قالب این توضیحات و پیش بینی های عقلانی تا اندازه ای شوم لازم است که چهارعامل را که موجب شکوفائی اقتصاد نئولیبرال و بنابراین موجب تخریب آن شده اند به طور انتقادی تحیل نماییم که عبارتند از:
پولهائی که با فرمان منتشر میشود اجازه میدهد که هر رکودی دراثرسیاست های تسهیل اعتبارات تخفیف دهد و تضمین کند که همه جهان غرب درحداکثر امکان در بدهی زندگی کند.

تامین مالی وجابجائی اعتبارات که مانع افزایش درآمد برای نیروی کاردرغرب می شود .

عدم تعادل جهانی و خطرات جدی دررابطه با بدهیهای بزرگ کشورهای پیشرفته و ذخائر پولی کشورهای درحال توسعه

تکنولوژی اطلاعات که بقیه جهان را تحت تاثیر قرار داده  و ادامه رشد آن با شک روبرو است.

سرنوشت وآینده نئولیبرالیزم وابسته به این است که چگونه نفوذ خود را بر این چهارعامل نگه دارد. در طولانی مدت سرنوشت سرمایه داری به این وابسته است که چه اتفاقی خواهد افتاد اگر اثر این عوامل صفر شود.


بر گردان: محمد کردزاده کرمانی

منبع: دیدبان روسیه

برچسب ها:

نظرات کاربران

ارسال نظر