A PHP Error was encountered

Severity: Warning

Message: imagejpeg(./assets/captcha/1575710192.9521.jpg): failed to open stream: Disk quota exceeded

Filename: libraries/antispam.php

Line Number: 144

A PHP Error was encountered

Severity: Warning

Message: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home/iiksscom/public_html/fa/system/core/Exceptions.php:185)

Filename: libraries/Session.php

Line Number: 675

عقب‌ماندگی تکنولوژیکی و فنی - تهدیدی بسیار جدی برای کشورهای منطقه خزر

عقب‌ماندگی تکنولوژیکی و فنی - تهدیدی بسیار جدی برای کشورهای منطقه خزر تجارت و سرمایه گذاری

 عقب‌ماندگی تکنولوژیکی و فنی - تهدیدی بسیار جدی برای کشورهای منطقه خزر

دیپلماسی تکنولوژیکی یکی از مهم‌ترین انواع دیپلماسی است که پیشتر در چارچوب مقاله‌ای تحت عنوان "دیپلماسی غیردیپلماتیک غرب در منطقه خزر و ضرورت مقابله با آن" به صورت خلاصه به آن اشاره شده بود. در این گزارش قصد داریم محکم‌تر از قبل بر طبل دیپلماسی تکنولوژیکی کوبیده تا شاید بتوان با صدای آن کسانی که این موضوع بسیار مهم را به هر قصد و انگیزه‌ای نادیده می‌گیرند را از خواب غفلت بیدار کنیم. بدون تردید، یکی از برجسته‌ترین گرایشات و تمایلات جهانی در قرن ۲۱ تقویت سمت‌گیری همگرایانه توسعه و پیشرفت سیاسی-اقتصادی در عرصه جهانی است که فاکتور تکنولوژیک نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در آن دارد. امروزه مولفه‌هایی همچون پتانسیل علمی-تکنولوژیک، منابع طبیعی، توانائی فعالیت اقتصادی، توسعه اجتماعی، توان نظامی، ماهیت اداره دولتی و هنر دیپلماسی در زمره‌ مهم‌ترین منابع دولت-کشورها قرار دارند، اما کاملا واضح هست که در این فهرست و سیاهه توانایی و قدرت علمی-تکنولوژیک دارای جایگاهی کلیدی و بسیار تعیین‌کننده می‌باشد، زیرا یکی از مهم‌ترین شیوه‌های نرم افزایش قدرت تلقی شده و محرکه رشد و توسعه دولت-کشور در تمامی حوزه‌ها و زمینه‌ها به ویژه سیاسی-اقتصادی در عرصه بین‌الملل خواهد بود.

و اما یک امای قابل تامل: یکی از مهم‌ترین مشکلات دولت-کشورها پیرامون منابع فوق‌الذکر، به صورت خاص پتانسیل علمی-تکنولوژیک، استفاده موثر از آن منابع است. در حالی که جنگ بین بازیگران اصلی سیاست جهانی بر سر منابع تکنولوژیکی و نوآوری با آهنگ بالایی در حال افزایش است، اما کشورهای منطقه خزر شامل ایران و روسیه و کشورهای آسیای میانه و قفقاز جنوبی در دو سمت دریای خزر (ترکمنستان، قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان، تاجیکستان، آذربایجان، ارمنستان و گرجستان) در زمره کشورهایی قرار دارند که نمی‌توانند منابع خود را به قدرت سیاسی، اقتصادی و تکنولوژیک تبدیل کنند. دیپلماسی تکنولوژیکی بین کشورهای خزر در حال حاضر آنگونه که باید نیست و به همین دلیل غرب توانسته است به سهولت قواعد بازی در این حوزه را بر آن‌ها تحمیل نماید. دیپلماسی تکنولوژیک غرب و اقمار آن در منطقه، به صورت خاص اسرائیل به یک اهرم در دست آن‌ها برای اعمال فشار بر کشورهای منطقه خزر تبدیل گردید و بدون تردید انحصارگرایی آمریکا و غرب در حوزه تولید علم و رشد فن‌آوری جدی‌ترین تهدید برای امنیت ملی کشورهای خزری تلقی می‌گردد. واقعیت کاملا قابل پیش‌بینی و خطرناک این است که غرب و آمریکا با تقویت دیپلماسی تکنولوژیکی با کشورهای منطقه خزر موضوعاتی را در دستور کار خود قرار می‌دهند که مطلوب و خوشایند خود آن‌ها است، نه این کشورها.

عدم تلاش کشورهای منطقه خزر و همراه شدن آن‌ها با قواعد بازی غرب در حوزه فن‌آوری‌ بدون تردید ویژگی‌ها و خصوصیات منحصر به فرد حاشیه‌نشینان خزری در زبان، فرهنگ، سنت، اخلاق و ایدئولوژی را به تدریج دستخوش تغییرات بنیادینی خواهد نمود و بستر بسیار مناسبی را برای ظهور و بروز نشانه‌های انقلاب رنگی فراهم خواهد آورد و این دقیقا همان چیزی است که غربی‌ها و آمریکایی‌ها به دنبال آنند. بی‌توجهی کشورهای منطقه خزر به حوزه‌های تکنولوژیکی-فنی و نیز وابستگی به کشورهای غربی در این حوزه تبعات و پیامدهای ناگواری برای آن‌ها به همراه داشته و خواهد داشت که به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

  1. ظهور و بروز تمایلات و گرایشات انحصارطلبانه در بازار تکنولوژیکی جهانی و تقویت مواضع کشورهای تکنولوژیک در مقابل کشورهای غیرتکنولوژیک؛
  2. تشدید روند خروج تکنولوژی‌های برتر، طرح‌ها و پروژه‌های علمی پیشرفته و فرار افراد دارای تخصص و مهارت بالا از کشورهای منطقه خزر به کشورهای دیگر
  3. اعمال محدودیت‌های تبعیض‌آمیز در بازارهای جهانی
  4. تحمیل تکنولوژی‌های منسوخ و قدیمی و کم‌بازده
  5. نقض حقوق کشورها در مالکیت صنعتی و فکری
  6. از بین رفتن پتانسیل و ظرفیت علمی-فنی و تکنولوژیکی
  7. کاهش سطح آموزشی جمعیت
  8. کاهش سطح فنی تولیدات
  9. از بین رفتن و ریشه‌کن شدن بازار داخلی تکنولوژی‌ها و محصولات داخلی
  10. کاهش قابلیت حفاظت و مصونیت حوزه تکنولوژیکی در مقابل اقدامات و فعالیت‌های مخرب عمد و غیرعمد.

در این بین، تصور رجال سیاسی کشورهای منطقه خزر مبنی بر حل تمام مشکلات منطقه از طریق دیپلماسی تکنولوژیکی با غرب و آمریکا مطلقا کشنده و مهلک است، زیرا آن‌ها نمی‌توانند با توسل به این نوع دیپلماسی کشورها و مردمشان را از تاثیر و نفوذ منفی آمریکا و کشورهای توسعه یافته رهایی بخشند. نویسنده گزارش سهم روسیه و ایران را در بوجود آمدن چنین تصوری در بین کشورهای منطقه خزر کم نمی‌داند. کشورهای منطقه خزر در شرایطی که خود کشورهای صاحب تکنولوژی نیستند و نیز در شرایطی که ایران و روسیه طرح و برنامه مشخصی برای تشدید دیپلماسی تکنولوژیکی و اقتصادی در منطقه ندارند، ناگزیر برای پر کردن این خلاء به غرب متوسل شده‌اند. این در حالی است که در منطقه خزر هیچ کشوری نیست که به اندازه ایران و روسیه تا این اندازه به ضرورت آغاز یک انقلاب تکنولوژیکی-فنی در سطح ملی و منطقه‌ای پی برده باشد. بنابراین انتظار می رود که مقامات مسکو و تهران به همراه دیگر کشورهای منطقه خزر موضوع توسعه تکنولوژیکی-فنی را در اولویت نخست همکاری قرار دهند.

برای نمایش عمق مشکلاتی که کشورهای منطقه خزر در این حوزه با آن دست به گریبان هستند می‌توان به تجربه واقعی و مهم شوروی اشاره نمود. بدون تردید یکی از مهمترین عواملی که در توسعه نیافتگی و در نهایت در فروپاشی شوروی بسیار تعیین کننده بود، بی‌‌بهره بودن این کشور از تکنولوژی‌های مدرن و به روز بود. غرب همانگونه که توجه شوروی را از توسعه و پیشرفت تکنولوژیک به سمت رقابت تسلیحاتی با خود سوق داده بود، در حال حاضر نیز از همان سناریوی زیرکانه برای وادار ساختن کشورهای منطقه‌ خزر به رقابت تسلیحاتی با یکدیگر و با غرب بهره می برد تا بدین ترتیب این کشورها را به عقب‌نشینی از توسعه و پیشرفت در حوزه‌ها و بخش‌های غیرنظامی وادار سازد. غرب علاوه بر سناریوی یاد شده، سناریوی مشروع‌تر و توجیه‌پذیرتری را نیز در منطقه خزر به کار گرفته است. بر اساس این سناریو، خزر صرفا به محلی برای رقابت و حتی منازعه و کشمکش بین کشورهای منطقه برای فروش بیشتر حامل‌های انرژی در بازارهای جهانی بدل گردید. بسیار ساده‌لوحانه و غیرکارشناسانه خواهد بود که کشورهای منطقه خزر را به کنار گذاشتن کامل و مطلق پارادایم غالب و رایج در آن‌ها مبنی بر نگاه به غرب دعوت کنیم، زیرا آنها به شکل قابل توجهی به تکنولوژی‌های غرب با هدف افزایش وزن سیاسی و حاکمیتی خود نیازمندند، اما بدون تردید وقت آن رسیده است که از جامعه مصرف‌گرا به سمت جامعه توسعه‌مند حرکت کنیم که در آن به پتانسیل علمی-فنی به شدت ارج نهاده شود. وقت آن رسیده است که از خود بپرسیم به چه دلیل غرب و آمریکا در تقسیم و تبادل تجربیات تکنولوژیکی-فنی خود با کشورهای منطقه خزر عجله نمی‌کنند و این عرصه را به عرصه مبارزه جدی بین غرب و شرق تبدیل کرده‌اند.

اما تمرکز بر روی نیمه خالی لیوان نباید ما را از توجه به تلاش کشورهای منطقه خزر برای برون‌رفت از بن‌بست وابستگی تکنولوژیک به غرب و آمریکا غافل سازد. رهبران کشورهای منطقه خزر اگرچه نامحسوس، اما تلاش خود برای ارائه تعریفی جدید از تقسیم کار بین‌المللی را آغاز نموده و می‌کوشند پارادایم غالب و رایج در این کشورها مبنی بر اینکه تنها کارویژه آن‌ها تامین مواد خام کشورهای صاحب تکنولوژی است را تغییر دهند. در همین چارچوب، برگزاری متوالی و متناوب نشست‌های کشورهای منطقه خزر و نیز برگزاری "گردهم‌‌آیی تکنولوژیکی بین‌المللی خزری" حاکی از آن است که حاشیه‌نشینان خزری برآنند که گفتگوها پیرامون موضوعات مهم و مبرم، به صورت خاص برطرف ساختن ضعف‌های تکنولوژیک خود را گسترش دهند که کاملا قابل توجیه است. دیپلماسی بین کشورهای منطقه خزر در حوزه‌های علوم، فن‌آوری و نوآوری باید تشدید گردد و حتی در مرحله نخست دیپلماسی کشورهای منطقه قرار گیرد. مقامات کشورهای منطقه خزر باید موضوعِ بسیار مهمی را درک کنند و آن این که آن‌ها برای عبور از موانعی که پیش روی آن‌ها در مسیر تکنولوژیکی شدن، خلاصی یافتن از اقتصاد مبتنی بر نفت و گاز و کاهش وابستگی به غرب در این حوزه‌ وجود دارد می‌بایست با یکدیگر متحد شوند. محافل کارشناسی و رسمی کشورهای منطقه خزر باید از فرصت تشدید اختلافات و منازعات بین کشورهای اروپایی و نیز ظهور و بروز مشکلات اجتماعی-سیاسی در آن‌ها که غرب‌ها سال‌ها توانسته بود به کمک ماشین‌های دروغ‌پراکنی خود بر آن‌ها سرپوش بگذارد نهایت بهره را برده و در جهت جبران عقب‌ماندگی زمانی خود از غرب، به جستجوی راهکارهایی در واکنش به شاخص‌های پایین نوآوری و فن‌آوری در منطقه خزر مبادرت ورزند. در همین چارچوب، نگارنده این گزارش پیشنهاداتی را با هدف بهره‌مندی از پتانسیل و ظرفیت تکنولوژیکی کشورهای منطقه خزر ارائه می‌دهد:

  1. از آنجایی که کشورهای منطقه خزر دولت‌محور هستند، کنترل، تنظیم و تامین هزینه نظام آموزش و فرهنگ در این کشورها باید بر عهده دولت باشد. افزایش نقش نهادهای دولتی در افزایش فعالیت‌های مبتکرانه و نوآورانه بسیار تعیین کننده خواهد بود. تجارت خرد و کلان برای توسعه در داخل و حتی عبور از مرزهای ملی نیازمند حمایت تکنولوژیکی دولت از آن‌ها و آموزش متخصص می‌باشد.
  2. کشورهای منطقه خزر می‌بایست با ایجاد باشگاهی متشکل از همه کشورهای منطقه خزر، به یکدیگر در ساخت و ایجاد مناطق تکنولوژیک جدید و مدرن، ساخت لابراتوآر و بهبود نظام تحقیقات علمی-فنی، برگزاری کلاس‌های آموزشی و انجام پروژه‌های مشترک کمک نمایند.
  3. مناسبات اقتصادی و همکاری در حوزه تکنولوژی‌های مدرن باید به موضوع مهم و دائمی گفتگو و مذاکره بین کشورهای منطقه خزر تبدیل گردد. در این راستا، بهره‌گیری از توان و ظرفیت همه دانشمندان و محافل کارشناسی علاقه‌مند به حوزه علوم و فن‌آوری بسیار تعیین‌کننده خواهد بود.
  4. سرمایه گذاری در سرمایه انسانی و آموزش مداوم و مستمر در تمام حوزه‌های مرتبط با تکنولوژی، فن‌آوری، نوآوری و خلاقیت باید رشد مضاعفی یابد، به گونه‌ای که علوم، آموزش و بهداشت باید ساختار و ساختمان تکنولوژیکی کشورهای منطقه خزر را شامل شود.
  5. اگرچه کشورهای خزری به سمت پلورالیسم اقتصادی و تنوع‌بخشی به اقتصاد خود پیش می‌روند، اما با اطمینان باید گفت که اقتصاد منطقه فاقد رقابت است. این در حالی است که توسعه تکنولوژیکی محصول و نتیجه رقابت است. لذا به کشورهای منطقه خزر توصیه می‌کنیم که جسارت رقابت با غرب و آمریکا در این حوزه را داشته باشند و خود را از زیر سلطه تکنولوژیکی آن‌ها خارج سازند.
  6. ابزارهای تکنولوژیکی و به خصوص برندسازی آن‌ها راه انتقال فرهنگ است، اما منطقه خزر فاقد هرگونه برند معتبر و بومی در حوزه لوازم خانگی، ابزارهای ارتباطی، کشاورزی، بهداشت و درمان و ... است. پیشنهاد می‌گردد که رهبران منطقه خزر به موضوع تولید برندهای بومی در حوزه تکنولوژی و فن‌آوری در این منطقه وسیع با جمعیت بیش از 250 میلیون نفر که به یک شبه قاره بزرگ شبیه است توجه ویژه‌ای مبذول دارند.   
  7. ریسک سرمایه‌گذاری در کشورهای منطقه خزر باید کاهش یابد. بدین منظور متولیان اقتصادی و سرمایه‌گذاری در این کشورها باید با ایجاد کارگروهی تخصصی موضوعاتی نظیر عدم تملک زمین توسط خارجی‌ها، پیچیدگی‌های مبادلات بانکی، استفاده از ارزهای ملی، مشکلات تردد، قوانین ناواضح مبارزه با فساد اقتصادی، بروکراسی دست و پاگیر، قوانین مبهم و رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی دولت را مورد بحث و بررسی کارشناسانه قرار دهند. رسیدگی به این موضوعات می‌تواند به محرکه‌ای قوی برای همکاری و تعامل بیشتر کشورهای حاشیه خزر تبدیل گردد. 

میثم آرائی درونکلا، عضو هیئت علمی دانشگاه و مدیریت موسسه بین المللی مطالعات دریای خزر
محسن حمیدی، عضو شورای علمی موسسه بین المللی مطالعات دریای خزر

برچسب ها:

نظرات کاربران

ارسال نظر