A PHP Error was encountered

Severity: Warning

Message: imagejpeg(./assets/captcha/1585594410.9894.jpg): failed to open stream: Disk quota exceeded

Filename: libraries/antispam.php

Line Number: 144

A PHP Error was encountered

Severity: Warning

Message: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home/iiksscom/public_html/fa/system/core/Exceptions.php:185)

Filename: libraries/Session.php

Line Number: 675

کرملین به دنبال منافع حداکثری

کرملین به دنبال منافع حداکثری تحولات سیاسی و نظامی

روسیه از جمله کشورهایی است که در عرصه ی بازی های منطقه ای و جهانی در حالت برد-برد، به منافع پنجاه پنجاه فکر نمی کند و در نظر دارد تا حداکثر منافع به سوی روسیه باشد و مقداری جزئی هم برای طرف مقابل باشد. به همین سبب باید از روس ها پرسید که چه نگاهی به ایران دارند؟
 
 
 کاخ سفید به عنوان بخشی از طرح آشتی‌جویی با مسکو درصدد ایجاد شکاف در همکاری‌های دیرینه بین روسیه و ایران است؛ از طرفی همانطور که می‎دانیم علاوه بر پیوندهای نظامی و سیاسی بین روسیه و ایران، مسکو برای حفظ حضورش در خاورمیانه نیز به ایران نیاز دارد. روسیه خواستار فعالیت در خاورمیانه است، اما برای تاثیرگذاری و نفوذ در منطقه از ابزارهای زیادی برخوردار نیست. زیرا بازار مصرفی برای کالاهای روسیه در خاورمیانه وجود ندارد، روسیه مواد خام صادر می‎کند و به ازای آن کالاهای مصرفی دریافت و نیازهایش را برطرف می‎کند. عمده‎ی کشورهای خاورمیانه هم از قبیل عراق، امارات متحده عربی، کویت و عربستان سعودی نفت صادر می‎کنند، لذا روسیه نمی‎تواند از درگاه روابط تجاری وارد شود. اما روسیه در این راه از هیچ گونه تلاشی فروگذار نمی‏ کند و درصدد یافتن بازاری برای تسلیحات روسی و به نوعی وابسته کردن کشورهای منطقه به خودش است.

یکی از عوامل تاثیرگذار در این مسیر مسئله‎ی مبارزه با تروریسم است؛ زیرا کشورهای منطقه در مبارزه با تروریسم احساس ضعف کرده  و خود را نیازمند قدرتی مانند روسیه می‎بینند. اگر روسیه بتواند در بحران سوریه موفق عمل کند، می‎تواند زمینه های همکاری با عربستان، کویت، امارات و قطر را فراهم سازد و از این طریق بازاری برای تسلیحات نظامی اش ایجاد کند.

از طرف دیگر از آنجایی که موضع ترامپ رئیس جمهور آمریکا، عدم دخالت در مسائل خاورمیانه است، روسیه تلاش دارد تا این تلقی را ایجاد کند که در غیاب آمریکا، خلا قدرت و ناامنی بوجود آمده را می تواند با تجهیز و تقویت منابع موجود در منطقه پر کند. بنابراین روسیه از این طریق نیز می‎تواند در منطقه حضور پیدا کند.

لازم به ذکر است که در این برهه احتمال ایجاد مصالحه بین آمریکا و روسیه و بازی با برگ ایران توسط روسیه بسیار زیاد است. به عنوان مثال روسیه همکاری با آمریکا و کوتاه شدن دست ایران در منطقه را به ازای برداشته شدن تحریم های غرب علیه روسیه به احتمال زیاد خواهد پذیرفت. زیرا هر کشوری به دنبال حفظ منافع ملی خودش است و آن را از راه های متعددی می تواند کسب کند؛ به عنوان مثال با از دست دادن برخی شرکایش و یا تجزیه و تحلیل هزینه فایده ی روابط دیپلماتیکش با کشورهای دیگر. همچنین باید توجه داشت که ایران در تجارت خارجی روسیه کمتر از 1% نقش دارد و بالعکس با آمریکا بیش از 10 یا 20 برابر همین مقدار می تواند مبادله ی تجاری داشته باشد  و رابطه ی تجاری با آمریکا برای روسیه بسیار پرسودتر از رابطه با ایران است.

از همین رو در سیاست خارجی ایران نباید احساسی برخورد شود و اگر روسیه ایران را بخاطر آمریکا کنار بگذارد ایران نباید دلخور شود زیرا ایران خودش به عنوان یکی از قدرت های منطقه مطرح است و بسیاری از مولفه های قدرت را در اختیار دارد. لذا  نبود همکاری و همراهی روسیه لطمه ای به  ایران وارد نمی کند و اگر در رسانه ها این فکر را القا کنیم که ایران در مقابل عدم همکاری و عدم حمایت های روسیه آسیب پذیر است درواقع تصوری نادرست ایجاد کرده ایم.

از طرفی برقراری روابط دوباره با آمریکا برای روسیه از اهمیت بالایی برخوردار است به این دلیل که روسیه برای نوسازی صنایعش نیازمند تکنولوژی آمریکا است و بااینکه تا حدی از اروپا کمک می گیرد، اما هیچ کشور دیگری در این امر نمی تواند جایگزین آمریکا شود. از این منظر روسیه در این شرایط به دنبال حفظ روابطش با آمریکا است حتی گاها پوتین در جهت منافع کشورش پیشنهاداتی را که خوشایند کاخ سفید باشد برای مذاکره به ترامپ می دهد. اما همواره باید درنظر داشت که تضاد بین روسیه و آمریکا تضاد بین دو فرد نیست، تضاد بین دو سیستم است و اگر هم توافقی پیش آید موقتی است. زیرا روسیه ساختارهایی را در کشورش ایجاد می کند که از جهت اقتصادی، سیاسی و نظامی ساختارهایی برای رویارویی با غرب است؛ از جمله میتوان به پیمان امنیت دسته جمعی و پیمان همکاری شانگهای اشاره کرد. بنابراین نزدیکی روسیه به غرب در جهت رفع نیازهایش است، چون از طرفی روسیه ناتو را تهدیدی برای خودش برمی شمارد و از سوی دیگر غرب نیز بر سر مسائلی مانند اشغال شبه جزیره کریمه و دیگر موضوعات با روسیه مشکل دارد.

در عین حال باید گفت که هر کشوری سعی دارد تا منافع ملی خودش را از راههای گوناگون، دیپلماسی عمومی، دیپلماسی فرهنگی، دیپلماسی سخت افزاری و نرم افزاری و به هرطریق ممکن بدست آورد. روسیه نیز از این قاعده مستثنی نیست و برای خودش نقشی جهانی را رقم زده است. در حالی که پتانسیل لازم را ندارد، زیرا تولید ناخالص داخلی روسیه نسبت به سال 2013 هزار میلیارد دلار کاهش پیدا کرده است و در این جهان متحول اگر بخواهد این کسری را جبران کند قدرت های دیگر چون چین که دومین قدرت اقتصادی دنیا است در مقایسه با روسیه ای که سیزدهمین اقتصاد جهان است، پیشتازی کرده و روسیه را پشت سر می گذارند. درنهایت باید گفت که روسیه از ایران به عنوان گذرگاهی برای دسترسی به خاورمیانه استفاده می کند و در این راستا ایران باید ارزش گذاری درست انجام دهد و در مذاکره با دیگر قدرت ها بویژه کشورهای خاورمیانه با سیاست های تعدیلی کارش را دنبال کند. زیرا موقعیت ایران در منطقه به گونه ای‎ست که کشورهای حاشیه ی خلیج فارس به این جمع بندی خواهند رسید که باید تسلیحات امنیتی منطقه ای را بدون دخالت قدرت های خارجی بوجود آورند.

روسیه از جمله کشورهایی است که در عرصه ی بازی های منطقه ای و جهانی در حالت برد-برد، به منافع پنجاه پنجاه فکر نمی کند و در نظر دارد تا حداکثر منافع به سوی روسیه باشد و مقداری جزئی هم برای طرف مقابل باشد. به همین سبب باید از روس ها پرسید که چه نگاهی به ایران دارند؛ زیرا نگاه روس‎‏ها به ایران مانند دید ایران به روسیه نیست. روسیه، ایران را در اولویت چندم خودش قرار داده و تمایل دارد تا با آمریکا و اروپا رابطه برقرار کند، در منطقه ی آسیا نیز چین و ژاپن برایش دارای اولویت هستند، سپس خاورمیانه و در خاورمیانه ایران مدنظر است. از نظر من اشتباه روس ها این است که ایران را دست کم می گیرد زیرا ایران دارای ارزش جهانی و موقعیت برتر است. اما آنها یا درکش را ندارند یا نمی توانند بپذیرند که یک ایران قدرتمند در جنوب روسیه باشد و در صددند تا جایی که می توانند از دست یابی ایران به اهدافش و یک قدرت برتر منطقه ای جلوگیری کنند. لذا ایران در این شرایط باید متکی به نیروهای قدرتمند ملی خودش باشد. در این راستا اگر سرمایه های اجتماعی وسعت داده شود و نیروهای ملی تقویت شود به قدرت و اقتدار دست می یابیم. اما تا زمانی که مدیریت کارآمد برای همکاری بین نیروها و جذب ایرانیان خارج از کشور و افزایش سرمایه اجتماعی نداشته باشیم، نمی توانیم به اقتدار برسیم.

اما مسئله ای که در اینجا مطرح است همکاری های ایران ، روسیه و ترکیه در حل بحران سوریه است. باید گفت طبیعی است که ایران با روسیه در مسئله ی سوریه همکاری کنند، اما این همکاری در جهت منافع مشترک نبوده و هر کدام منافع جداگانه‎ای را دنبال می‏ کنند؛ این در حالی است که هر دو در نهایت یک هدف مشترک که حفظ حکومت مرکزی سوریه است را پیگیری می کنند. در این بین ترکیه نیز بعد از سرنگونی هواپیمای روسی و با وجود ترور سفیر روسیه در ترکیه و خصومت های ایجاد شده، وارد عمل شده و به همکاری با روسیه بر سر مسائل سوریه می پردازد. زیرا هر دو کشور به این نتیجه رسیدند که نیازمند همکاری با یکدیگر هستند و منافع مشترکی باهم دارند تا داعش را از بین ببرند، بنابراین به نوعی مصالحه دست پیدا کردند. به نظر من ایران، روسیه و ترکیه در داخل سوریه به نوعی جمع بندی رسیدند که برای مبارزه با تروریسم بین المللی نیازمند قدرت مرکزی قوی هستند که در حال حاضر دولت اسد است. به همین سبب بعد از برقراری ثبات امکان دارد که هر کشوری راه خودش را در پیش گیرد. همکاری روسیه با ترکیه و ایران در سوریه تاکتیکی و همکاری ایران با دولت اسد استراتژیک است و منافع متعددی را دنبال می کنند. لذا در این بازی شطرنج که در منطقه در حال انجام است در یک وجه ایران و روسیه با هم مشترک هستند و در یک وجه ایران و ترکیه و در یک وجه دیگر ترکیه با روسیه، و در واقع این 3 بازیگر روابط متقاطعی را با یکدیگر برقرار کرده اند.

نویسنده: دکتر بهرام امیراحمدیان، استاد دانشگاه و پژوهشگر مسائل روسیه؛
منبع: هفته نامه مثلث

 

برچسب ها:

نظرات کاربران

ارسال نظر