A PHP Error was encountered

Severity: Warning

Message: imagejpeg(./assets/captcha/1573849477.8373.jpg): failed to open stream: Disk quota exceeded

Filename: libraries/antispam.php

Line Number: 144

A PHP Error was encountered

Severity: Warning

Message: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home/iiksscom/public_html/fa/system/core/Exceptions.php:185)

Filename: libraries/Session.php

Line Number: 675

غرب از چه نوع روسیه‌ای باید بترسد؟ (قسمت دوم)

غرب از چه نوع روسیه‌ای باید بترسد؟ (قسمت دوم) تحولات سیاسی و نظامی

روسیه نباید از غرب بترسد. کشوری مانند روسیه فقط از خودش می تواند شکست بخورد. بنابراین باید بر ضعف های خودش تمرکز کند. "دیمیتری ترنین" رئیس مرکز کارنگی مسکو در گفتگو با راشادیرکت ضمن تاکید این موضوع ادامه داد: "از نظر من گسترش ناتو باعث ایجاد تهدید برای روسیه نمی شود و باید با جدیت و آرامش به آن پرداخت. ترسِ از غرب برای روسیه بسیار نامطلوب است زیرا درک ما را از واقعیت تغییر می دهد."
 
"دیمیتری ترنین" رئیس مرکز کارنگی مسکو به نگارش کتابی درباره احساسات غرب درباره روسیه با عنوان "باید از روسیه بترسیم" پرداخته است و در این باره راشا دیرکت با وی گفتگویی انجام داده است که بخش اول توسط دیدبان روسیه ترجمه و منتشر شد و در ادامه قسمت دوم آن را می‌خوانید.


► تا چه حد رویارویی مستقیم روسیه و آمریکا بر سر تنش‌های بین‌المللی محتمل است؟

اکر هر دو طرف زیاده روی کنند این خطر محتمل است. و آن ها واقعا به چنین استراتژی های خطرناکی نیاز ندارند. این مربوط به ماهیت ذاتی آن هاست. درحالیکه برخی بازیگران تلاش می کنند شجاعت و دلیری خود را به نمایش بگذارند، دیگران سعی می کنند که بدون حمایت، از اصول خود پیروی کنند. با این وجود، ممکن است هر دو نوع رفتار منجر به نتایج یکسانی شوند.


► آیا مهار روسیه برای آمریکا یک اصل است؟

برای دولت اوباما اصل این بود. آن ها از سازش با روسیه نفرت داشتند زیرا با این سازش آن ها از ارزش های دموکراتیک خود عقب می نشستند. بساری از جمهوری خواهانِ کنگره آمریکا به این دلیل سازش نمی کردند که آن ها روسیه را در حد و اندازه های خود نمی دیدند. شاید دونالد ترامپ عقیده دیگری داشته باشد.

► روسیه چطور؟ آیا تمایل دارد که نشان دهد حاضر به برداشتن گام های جسورانه است؟

روسیه دارد از اشتیاق خود در رابطه با پذیرش ریسک بیشتر به عنوان یک عامل جبرانی در موقعیتی استفاده می کند که آمریکا به مراتب قدرتمندتر است. این یک تاکتیک است.


► چرا روسیه این تاکتیک ها را به رویکردهای محتاطانه تر ترجیح می دهد؟

روسیه از نظر قدرت قابل رقابت با آمریکا نیست. با این وجود نمی تواند عدم برابری در روابط را بپذیرد. بنابراین مجبور است وزن را به بالا فشار دهد تا قادر به رقابت باشد. همچنین روس ها برخلاف چینی ها از لحاظ ذهنی رُک هستند.


► روسیه تلاش می کند که از طریق ترامپ روابطش را با آمریکا بهبود ببخشد. این کشور امیدوار بود که روابطش با آمریکا را در اوایل دوره ریاست جمهوری اوباما ارتقا بخشد، اما همه این امیدها نقش برآب شد. آیا ارتقای روابط آمریکا- روسیه عملی است یا ساده انگارانه؟

خب، تنها نمی توان با نیات شرافتمندانه سیاسی روابط بین دو کشور را بهبود بخشید. تاکتیک ها و حتی راهبردها ممکن است شامل تلاش هایی برای عادی سازی روابط باشد، اما در این مورد این ارتقا باید وسیله ای برای دستیابی به یک هدف سیاسی خاص باشد.


► یعنی منظورتان این است که در سیاست معقولانه است که این روابط را تنها به خاطر این روابط ارتقا داد؟

بله، هیچکس حاضر نیست که این روابط را تنها به این خاطر که از آن خوشش بیاید بهبود بخشد. در اینجا هم طرفین میخواهند از آن سودی ببرند. باوجودیکه برخی می خواهند که یک هم پیمان جوان بیابند، دیگران به دنبال این هستند که توسط یک هم پیمان قدیمی محافظت و حمایت شوند.

ضمن اینکه برخی از مجرای این ارتقای انتزاعی این روابط به دنبال به دست آوردن امنیت هستند. هدف ها متفاوت است. مثلا در طول جنگ سرد، رهبران شوروی و آمریکا فقط یک هدف داشتند که تلاش می کردند از طریق عادی سازی روابط به آن دست یابند. جمع این اهداف منجر به کاهش تهدید جنگ هسته ای شد. و از زمان بحران موشکی کوبا در سال 1962و این هدف اصلی مسکو و واشنگتن بود و در این حین آن ها به دنبال ارتقای روابط بودند.

با این وجود اگر یکی از طرفین در نتیجه بهبود روابط و به دلیل پیگیری بیش از حد منافع به وسیله یکی از طرفین، موقعیت خود را آسیب پذیر می یافت، این روابط به تدریج کاهش می یافت. بنابراین تنها تلاشی جهت پیشبرد منافع ملی زیر نقاب ارتقای روابط بود.


► آیا بازگشت روابط روسیه-آمریکا به وضعیت پیشین در وهله اول ابزاری برای پیشبرد منافع ملی طرفین است؟

بله، این سیاست یک راهبرد ضروری برای دادن فرصتی جدید به دولت جدید اوباما برای استفاده از بهبود روابط روسیه-آمریکا به منظور حل و فصل چالش های اصلی آمریکا در رابطه با برنامه هسته ای ایران، عراق، و افغانستان، و تاحدودی منع غنی سازی هسته ای بود.


► میراث ریاست جمهوری آمریکا و بخصوص سیاستش در قبال روسیه را چکونه ارزیابی می کنید؟

بعدها مشخص شد که سیاست او در قبال روسیه بزرگترین شکست او بوده است. با این وجود او ب نمی خواست روسیه را تحریک به به چالش کشیدن رهبری آمرکا کند. این هدف او نبود. اما متاسفانه دقیقا همین کار را انجام داد. نحوه برخورد آمریکا با بحران اکراین منجر به تقابل کشورهای ما شد. البته ولادمیر پوتین هم به ویژه پیش از حادثه میدان کیف اشتباهاتی مرتکب شد. شاید می شد از رویارویی بر سر مسئله اکراین در سال 2014 اجتناب کرد اما رابطه روسیه و آمریکا رو به وخامت می رفت و لزوما منجر به تصادم در جایی دیگر و زمانی دیگر شد. مشکل اصلی بر سر راه عادی سازی روابط بین این دو کشور این بود که هیچ هدف واضجی برای ارتقای روابط آن ها وجود نداشت و نحوه رسیدن به این هدف هم مشخص نبود. منظور من این است که به محض اینکه آمریکا آمچه را که میخواست در اویل دوره عادی سازی روابط به دست آورد، دوباره روسیه به برنامه ثانویه تبدیل شد. شاید این دلیل شکست خوردن عادی سازی روابط بود.
 
► اما روسیه نیز در به شکست انجامیدن این فرآیند عادی سازی بی تقصیر هم نبود. روسیه حاضر نبود که مطابق قوانین ایالات متحده نقش خود را ایفا کند. کرملین که اسیرِ عقده حقارت بود، ادعا کرد که واشنگتن، مسکو را در حد و اندازه های خود نمی بیند. و هنوز هم روسیه به دنبال برابری است. باتوجه به اینکه نفوذ آمریکا در جهان بیش از روسیه است، اگر روسیه و آمریکا از نظرِ اقتصادی و سیاسی برابر نباشند تا چه حد این بحث ها مورد توجه غرب قرار می گیرند؟

 خب، ایالات متحده مفهوم برابری را نمی پذیرد زیرا خود را به عنوان قدرت غالب می بیند و نزدیک به 70 سال است که این جایگاه را دارد. گرچه اتخاد شوروی از نظر نظامی با آمریکا برابر بود، اما در دیگر زمینه ها این وضعیت را نداشت. به همین دلیل است که پس از پایان جنگ جهانی دوم، ایالات متحده خود را به عنوان ابرقدرت برتر جهان می دید. این دیدگاه پس از پایان جنگ سرد بسیار قویتر شد.

با این وجود، ترجیحِ روسیه راهبردی بسیار متفاوت است. روسیه ذاتا نمی تواند استیلای سیاسی و نظامی را بپذیرد. مسکو باید این واقعیت را بپذیرد که دلار، ارز جهانی است؛ این کشور نمی خواهد قبول کند که قدرت اقتصادی آمریکا بسیار بیشتر از روسیه است.

اما هنگامی که این استیلا به زمینه های حاکمیتی و امنیتی بسط پیدا کند، روسیه نمی تواند آن را بپذیرد. این کشور نمی تواند استیلای نظامی آمریکا را بپذیرد و همین تفاوت اصلی روسیه با دیگر کشورها است. حل این تضاد تقریبا غیرممکن است. این امر نشان دهنده تناقض منافع آمریکا و روسیه است، مانند داسی که به سنگ زده شود؛ یک بازی یر به یر است.

► آیا می تانید دلایل عدم پذیرش استیلای نظامی و سیاسی آمریکا توسط روسیه را شرح دهید؟

از نظر تاریخی، روسیه کشوری است که هیچگاه هم پیمانان قویتر از خودش نداشته است که به آن غالب بوده باشند و در طول تاریخ از نظر سیاسی و نظامی مستقل بوده است. برخلاف قدرت های بزرگ اروپا مانند آلمان، فرانسه یا بریتانیا، روسیه هیچگاه شکست های سخت را تجربه نکرده است که دیدگاه رهبران سیاسی آن را به صورت بنیادین دچار تغییر کند. رهبران سیاسی آلمان، فرانسه، و بریتانیا از جاه طلبی های خود برای تبدیل شدن به قدرت های بزرگ عقب نشینی کردند و دیدگاه خود را عوض کردند. روسیه خیر!

گرچه روسیه بازنده­ی جنگ سرد بود، این مسئله سبب تغییر تصویرش را از خودش نشد زیرا این شکست در نتیجه جنگ (مانند آلمان) یا فروپاشی امپراتوری استعماری آن (مانند فرانسه و بریتانیا) نبود؛ بلکه نتیجه تغییرات داخلی در درون اتحاد شوروی بود. رهبران سیاسی روسیه همچنان کشور خود را یک قدرت بزرگ می دیدند، نه به دلیل وسعت زیاد آن یا توانایی تجمیل خواست خود (در واقع کرملین اکنون نمی تواند خواست خود را به کسی تحمیل کند)، بلکه به این دلیل که نمی تواند ببیند دیگران منافع و برنامه های آن را در دست می گیرند.


► آیا منظورتان این است که به غرور ملی مرتبط است؟

دقیقا، غرور! با این وجود در اینجا هم روسیه به ئنبال استیلای سیاسی است. این غور بدین معنی است که روسیه نمی توان استیلای سیاسی و نظامی دیگران را تحمل کند. این مربوط به حاکمیت و امنیت می شود.


► با در نظر گرفتن این امر که پس از فروپاشیِ اتحاد شوروی، روسیه دچار عقده حقارت شد و با پذیرش استیلای غرب در دیگر زمینه ها و گاهی حتی در قلمرو سیاسی تلاش کرد که از غافله عقب نماند، آیا به نظر شما این رفتار تناقض آمیز و بی ثباتی را در این رفتار مشاهده نمی کنید؟

بله این یک تناقض جالب است، زیرا (برخلاف اتحاد شوروی که ذاتا نمی توانست نظام سرمایه داری را پذیرا باشد و تکیه بر برتریِ موهومِ ایدئولوژی شوروی داشت) روسیه مدرن بیشتر عملگرا است و اولویت ها ها و خطوط قرمز خاصی دارد؛ با این وجود در برخی از زمینه هایی که ذاتا برای روسیه مهم نیستند از دیدگاه های خود عقب نشینی می کند.


به نظر می رسد که جاکمیت و امنیت، خطوط قرمز و اولویت های کرملین باشند و در واقع روسیه با دفاع از منافع ملی خود در غرب رعب و وحشت ایجاد می کند. شما در کتابتان این سوال را می پرسید که آیا غرب باید از روسیه بترسد یا خیر. اگر اینگونه باشد، غرب باید از کدام روسیه بترسد؟


غرب باید از روسیه رو به ضعف و تجزیه بترسد. این به هیچ وجه سناریویی محال نیست و تجربه شوروی به خوبی نشان دهنده این امر است. به صورت نظری، اگر رهبران و مردم روسیه قادر به حل و فصل چالش های اصلی حود نباشند، ممکن است این اتفاق رخ دهد.

از سوی دیگر، غرب از روسیه می ترسد زیرا موقعیت خود را آسیب پذیر و نامطمئن می داند. اگر روسیه را محاصره و کنترل کنید، واکنشی شدید را شاهد خواهید بود زیرا روسیه اینکار را حرکتی توهین آمیز تلقی می کند نه دفاع از روسیه. از نظر کرملین، در این حالت دشمنان روسیه آن را محاصره کرده اند. این بدین معنی است که روسیه احساس می کند که یک وضعیت هشدار بسیار جدی نظامی وجود دارد و دارای زرادخانه هسته ای است. این موقعیت ذاتا بسیار خطرناک است.


► روسیه باید از کدام غرب بترسد؟

روسیه نباید از غرب بترسد. کشوری مانند روسیه فقط از خودش می تواند شکست بخورد. بنابراین باید بر ضعف های خودش تمرکز کند. از نظر من گسترش ناتو باعث ایجاد تهدید برای روسیه نمی شود و باید با جدیت و آرامش به آن پرداخت. ترسِ از غرب برای روسیه بسیار نامطلوب است زیرا درک ما را از واقعیت تغییر می دهد.
 

برگردان: شهربانو جمعه‌پور، کارشناس ارشد روابط بین الملل از دانشگاه شهید بهشتی و عضو تحریریه دیدبان روسیه؛

منبع: کارنگی

برچسب ها:

نظرات کاربران

ارسال نظر