A PHP Error was encountered

Severity: Warning

Message: imagejpeg(./assets/captcha/1574132968.3057.jpg): failed to open stream: Disk quota exceeded

Filename: libraries/antispam.php

Line Number: 144

A PHP Error was encountered

Severity: Warning

Message: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home/iiksscom/public_html/fa/system/core/Exceptions.php:185)

Filename: libraries/Session.php

Line Number: 675

روسیه و ناتو در دریای بالتیک

روسیه و ناتو در دریای بالتیک تحولات سیاسی و نظامی

ایوان تیموفیوف دکتری علوم سیاسی، مدیر برنامه‌های شورای امور بین الملل روسیه (RIAC) و رئیس برنامه "دولت معاصر" در باشگاه والدیا دیسکاشن (Valdai Discussion Club) به بررسی روابط روسیه و ناتو در دریای بالتیک پرداخته است که در ادامه می خوانید.
 
 
 ایوان تیموفیوف معتقد است که امروزه دریای بالتیک یکی از پیچیده‌ترین مناطق برای تعامل روسیه و ناتو است. به طوریکه استونی، لتونی، لیتوانی و لهستان که همگی از اعضای پیمان ناتو هستند با همسایه شرقی خود (روسیه) نیز تعامل دارند و این شرایط پیچیدگی‌های خاصی را به وجود می‌آورد.

گفتنی است؛ حتی قبل از بروز بحران اوکراین، کشورهای مورد بحث نسب به همکاری‌های امنیتی با روسیه تردید داشتند. در طرف مقابل مسکو نیز همواره مشکلاتی را با این کشورها داشته است. مثلاً؛ قصد لهستان برای استقرار سپر دفاع موشکی بالستیک (BMD) آمریکا در این کشور، تحریم «پيمان نيروهاي مسلح متعارف در اروپا» به نام CFE از سوی کشورهای لهستان، استونی و لیتوانی و تفسیر این کشورها از گذشته اتحاد جماهیر شوروی از جمله مشکلات میان روسیه و کشورهای حوزه دریای بالتیک است. البته، هیچ کدام از این مسائل تا کنون نتوانسته است که بحرانی جدی در روابط روسیه و ناتو به وجود بیاورد و یا تاثیری سیستمیک بر بدتر شدن اوضاع داشته باشد.

مسکو طی سال‌های 1999 و 2004 یک واکنش غیرکلیدی در مورد پیوستن به اتحاد این کشورها نشان داد، البته بعدها روسیه با احتیاط بیشتری عمل کرد، به طوریکه در حال حاضر مسکو به سختی در تلاش است تا از گسترش این اتحاد جلوگیری کند. در این شرایط، حوادث اوکراین رابطه روسیه و ناتو را به سمت یک بحران عمیق سیستمیک سوق داد و یک چالش امنیتی میان مسکو و بروکسل رقم خورد، تا جائیکه در حال حاضر مهار این بحران به یک جزء ذاتی در فعالیت‌های دو طرف تبدیل شده است. دیدگاه روسیه در دریای بالتیک متقارن و متناسب است، تنها موضوع مهم این است که ناتو و چشم انداز گسترش آن حتی قبل از بحران اوکراین نیز از سوی مسکو به عنوان یک چالش درازمدت تلقی می‌شد. از سویی دیگر، مسکو پس از مارس 2014 سیاست‌های خود را نسبت به اوکراین که دچار فرسایش شده بودند، دوباره مورد بررسی قرار داد.

شواهد موجود نشان می‌دهد که در حال حاضر، نگرش متقابل روسیه و ناتو در پایین‌ترین نقطه از زمان جنگ سرد قرار دارد، در این اوضاع،  رد متقابل طبیعی به نظر می رسد، این ثبات سطحی است. چرا که انبوهی از پارامترهای عدم تعادل و تشدید خطرات در زیر روابط آنها پنهان شده است که امکان شعله‌ور شدن آنها در مقیاس فاجعه بار وجود دارد. مثلاً احتمال رویارویی روسیه و ناتو در منطقه دونباس (Donbas)  اوکراین و یا سوریه (اگرچه به میزان اندک) وجود دارد و این احتمال را باید دو طرف جدی بگیرند.

با توجه به تمامی آنچه گفته شد، به نظر می‌رسد که دریای بالتیک می‌تواند به عنوان یک صحنه برای درگیری روسیه و ناتو عمل کند، از سوی دیگر، این منطقه کاملاً مناسب برای کاهش خطرات و عادی‌سازی  تدریجی روابط آنها است. به این ترتیب، نحوه عملکرد این منطقه بستگی به شرایطی دارد که اتفاق می‌افتد. دستیابی به موفقیت در این منطقه که شرایط پیچیده و دشواری دارد، می تواند کل رابطه روسیه و ناتو را به سمت آینده‌ای روشن‌تر سوق دهد و یا شرایط دقیقاً در مسیری متفاوت پیش برود. این دوگانگی باعث شده است که چندین سوال پیش بیاید، از جمله این سوالات می‌توان به موراد زیر اشاره کرد.  

به چه طریق رابطه روسیه و ناتو می‌تواند وضعیت امنیتی بالتیک را مشخص کند. چه عواملی بر تعریف پویایی روابط در حوزه مورد بحث تأثیر گذار است، سناریوهای احتمالی چیست و چه اقداماتی می‌تواند به کاهش مخاطرات در این منطقه منجر شود. البته، این سوالات ممکن است که دیدگاه‌های استراتژیک درباره رابطه روسیه و ناتو را مشخص کنند. مثلاً، پاسخ به این سوالات می‌تواند تمایل دو طرف را برای نزدیکی منافع و اهداف آنها در  چارچوب محیط در حال تغییر اروپا و پیرامون آن را نشان دهد. همچنین روابط بین روسیه و ناتو با سوئد و فنلاند به عنوان کشورهای بی‌طرف اهمیت زیادی دارد. تمایل به دوستی این دو کشور همچنان اجتناب ناپذیر و غیر قابل برگشت به نظر می‌رسد و این شرایط می‌تواند به بدتر شدن روابط آنها با روسیه منجر شود.


► سیستم رابطه روسیه و ناتو: معضل امنیت

به نظر می‌رسد که "معضل امنیت" بهترین گزینه برای توصیف رابطه روسیه و ناتو پس از سال 2014 است. این معضل شامل چندین ویژگی کلیدی است که به نامتقارن در ابعاد مختلف گفتمان سیاسی و رسمی کشورها و با درجات شدت متفاوت بروز می‌کند. اول از همه، معضل امنیتی نشان می‌دهد که درجه بالایی از عدم اطمینان درباره اهداف، پتانسیل و عزم و اراده احزاب برای استفاده از دارایی‌های موجود وجود دارد. در این شرایط به نظر می‌رسد که ناتو پس از تحولات اوکراین، درک بهتری از اوضاع دارد، به طوریکه در گزارش دبیر کل ناتو از سال 2013 که در ژانویه سال 2014 میلادی منتشر شد، روسیه به طور انحصاری به عنوان یکی از شرکای این سازمان برای مقابله با تروریسم  در افغانستان و مناطق دیگر مطرح شد. اما شش ماه بعد در نشست ولز، ناتو واقعیت دیگری را مطرح و روسیه را به عنوان یک تهدید برای امنیت اروپا اعلام کرد. آنچه برای ناتو شگفت انگیز بود، عملیات سوریه، فروپاشی سریع روابط روسیه و ترکیه و مهمتر از آن ترمیم سریع‌تراین روابط و برخی تحولات دیگر بود. به طور کلی برخی از رفتارهای روسیه از جمله استفاده همزمان از زور و روش‌های سیاسی و دیپلماتیک تعجب برانگیز بوده است. از سویی دیگر، برخی از اقدامات روسیه مانند انجام عملیات نظامی در خارج از این کشور و اتحاد با کشورهایی که قبلاً در قلمرو اتحاد جماهیر شوروی بوده‌اند نیز از زمان جنگ سرد تا کنون بی سابقه بوده است.

به طور خلاصه، روسیه در حال حاضر تبدیل به یک عنصر خطرناک و غیر قابل پیش بینی در محیط بین الملل برای اروپا شده است. در حالیکه قبلاً مسکو در کنار غرب بود و در کشورهای مختلف مانند عراق و افغانستان در کنار کشورهای اروپایی فعالیت می‌کرد، از سال 2014 به بعد روسیه تبدیل به کشوری شده است که در مقابل غرب و اروپا قرار دارد. از سویی دیگر، مسکو تصور نمی‌کرد که گسترش طولانی مدت و غیر قابل برگشت ناتو تا این حد با موفقیت همراه شود، به طوریکه در حال حاضر توازن قدرت به نفع ناتو در مناطق مختلف در حال تغییر است.

مشکلات میان ناتو و روسیه همچنان ادامه دارد و به ویژه با فروپاشی اتحاد سی اف ای خشم مسکو شدت گرفته است. به ویژه روسیه به انتقاد از هم پیمانان عضو ناتوی خود پرداخته است که هنوز معاهده جدید را امضا نکرده‌اند. از سویی دیگر، عقب نشینی ایالات متحده از معاهده ABM و استقرار زیرساخت سامانه دفاع موشکی در لهستان و جمهوری چک نیز به تشدید اختلافات منجر شده است. علاوه بر این، کرملین شرکای غربی خودش را تا حد زیادی مسئول انقلاب‌های رنگی در فضای پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در کشورهای مختلف می‌داند. تمامی مواردی که گفته شد به افزایش تنش میان ناتو و مسکو منجر شده است.

مهم اینکه از اواسط دهه 2000 میلادی، مسکو به این باور رسید که رهبران غرب درباره شکست روسیه اطمینان دارند و به همین دلیل تصور می‌کنند که باید آرام آرام مسکو را از سیاست اروپا کنار بگذارند. به این ترتیب، ناتو تنها در مناطقی همکاری خود را با روسیه حفظ کرد که به نفعش بود. در نتیجه طی سال‌های 2013 و 2014 ناتو به عنوان یک عنصر تحریک آمیز علیه غرب درک می‌شد و فقط حمایت ضمنی غرب را داشت. بنابراین، با توجه به نقش برجسته کشورهای غربی در انقلاب اوکراین و دست کم گرفتن مسکو، روسیه به سمت افراط پیش رفت و شکاف میان ناتو و غرب با روسیه بیشتر و بیشتر شد. به طور کلی، بحران اوکراین ضربه سختی به روابط روسیه و غرب وارد کرد و حتی مکانیسم‌های اندک کاهش خطرات در معضل امنیتی را نیز از بین برد.

به نظر می‌رسد که الگوی معضل امنیتی در رابطه با روسیه و ناتو در منطقه بالتیک نیز قابل تجزیه و تحلیل است. به طوریکه گسترش تنش‌ها میان دو طرف بر روابط آنها درمنطقه مورد بحث نیز تأثیرگذار بوده است. گفتنی است؛ اگرچه قبلاً تردید کشورهای منطقه دریای بالتیک برای برقراری رابطه با مسکو بیشتر به مسائل هویتی و داخلی مربوط می‌شد، اکنون و پس از بحران اوکراین این تنش‌ها جدی‌تر شده است. در این شرایط و به دلیل خشم مسکو به دلایلی که در بالا توضیح داده شد، روسیه اوضاع را به سطحی بالاتر از معضل امنیتی سوق داد. به طوریکه  پس از بحران اوکراین، بالتیک به یک نقطه آسیب پذیر برای افزایش تنش‌ها و درگیری‌ها میان روسیه و ناتو تبدیل شد.
 نویسنده: ایوان تیموفیوف، مدیر برنامه‌های شورای امور بین‌المللی روسیه (ریاک)؛

برگردان: شهربانو جمعه‌پور، کارشناس ارشد روابط بین الملل از دانشگاه شهید بهشتی و عضو تحریریه دیدبان روسیه؛

منبع: شورای روابط بین الملل روسیه (ریاک)

برچسب ها:

نظرات کاربران

ارسال نظر