A PHP Error was encountered

Severity: Warning

Message: imagejpeg(./assets/captcha/1575944016.3859.jpg): failed to open stream: Disk quota exceeded

Filename: libraries/antispam.php

Line Number: 144

A PHP Error was encountered

Severity: Warning

Message: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home/iiksscom/public_html/fa/system/core/Exceptions.php:185)

Filename: libraries/Session.php

Line Number: 675

گزارش ویژه سمینار «ایران و اوراسیای مرکزی: 25 سال پس از اتحاد جماهیر شوروی»

گزارش ویژه سمینار «ایران و اوراسیای مرکزی: 25 سال پس از اتحاد جماهیر شوروی» تحولات سیاسی و نظامی

 سمینار مشترک موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) و پژوهشکده مطالعات منطقه ای دانشگاه شهید بهشتی صبح امروز با سخنرانی منوچهر متکی وزیر سابق ایران در تالار پروین اعتصامی دانشگاه شهید بهشتی آغاز شد.
 
متکی ابتدا سخنان خود را با برشمردن تاریخ گسترده روسیه آغاز کرده و با تاکید بر نقشی که این کشور در شرایط کنونی نظام بین الملل و مقابه با یکجانبه گرایی آمریکا دارد اشاره کرد که سخن گفتن از روسیه آسان نیست. وزیر امورخارجه سابق ایران در عین حال گفت روابط ایران و روسیه نیز فراز و نشیب زیادی را پشت سرگذاشته است. این روابط اکنون به دوران همکاری و درک متقابل رسیده است. وی افزود اما با توجه به اینکه روابط تهران و مسکو از گذشته بر پایه بی اعتمادی قرار داشته، هنوز به آن شرایط بهره گیری از ظرفیت های موجود نرسیده است.  متکی گفت ایران در گذشته در کمربند کنترل شوروی سابق قرار داشته و در حالی که روسیه علاقمند به دسترسی به آبهای گرم بود، این رابطه شکل نمی گرفت. وی با اشاره به اینکه پس از آن نیز با درگیر شدن ایران و روسیه به تحولات داخلی گفت رابطه تهران و مسکو تا قبل از تحولات اخیر نتوانست شکل واقعی خود را بگیرد.

وزیرخارجه سابق ایران در بخشی از سخنان خود با اشاره به شکل گیری نگرش های مختلف در روسیه پس از فروپاشی شوروی و برشمردن این نگرش ها که شامل اوراسیالیست های افراطی، آتلانتیک گرایان غربگرا، ناسیونالیست های غربگرا و اوراسیالیست های ناسیونالیست می شد، گفت طیف چهارم به رهبری جریان پوتین توانسته است نود درصد جامعه روسیه را با خود همراه سازد. متکی گفت بر این اساس اکنون روسیه قدرت حضور در منطقه را یافته است. حضوری که در زمان جنگ عراق و بمبران کامیون های حامل اسناد روسیه توسط آمریکا می توانست شروع شود.


ایشان در بخشی از سخنان خود که به رابطه ایران و روسیه مربوط بود گفت؛ سفر آقای هاشمی رفسنجانی به روسیه پس از جنگ تحمیلی در سال 68، پایه های روابط دو کشور را بنا کرد. روابطی که منجر به همکاری در زمینه هسته ای، نظامی و اقتصادی از جمله در زمینه انرژی شد. با این حال وی تاکید داشت تمایل قابل توجه دو کشور به غرب در لایه هایی از ساختار و زیر ساخت های صنعتی غربی  ایران موجب تداوم بی اعتمادی بین دو کشور شده و مانع از پیوند همه جانبه ایران و روسیه است.

وزیر خارجه سابق ایران گفت همانگونه که ایران و روسیه نشان داده اند در زمینه های منطقه ای و جهانی می توانند به درک مشترک برسند، قادر به تسری این درک مشترک به سایر زمینه ها از جمله روابط دو جانبه هستند.

متکی گفت ایران و روسیه می توانند در ساختار سازی منطقه ای نقش آفرین باشند. وی گفت همانگونه که اروپا اتحادیه دارد، ایران و روسیه قادر به نقش آفرینی در شکل گیری اتحادیه آسیایی هستند. وی خاطرنشان کرد اراده جدی برای همکاری های منطقه ای به نفع دو کشور است. وزیرخارجه سابق ایران حتی تمایل روسیه وایران به همکاری با غرب را با هدف ایجاد درک مشترک برای مقابله با خطاهای راهبری غرب چون تلقی اسلام به عنوان دشمن را موثر دانسته و این همکاری را زمینه سازی حل بحران 5 ساله ای دانست که اکنون خاورمیانه و جهان با آن روبروست.
 

در ادامه و در نشست نخست این سمینار، دکتر داود غرایاق زندی با توضیح مفهوم «جغرافیای امنیتی» به بحث و بررسی حول محور روابط ایران و اوراسیا مرکزی 25 سال پس از فروپاشی شوروی پرداخت.
 
وی در ابتدای سخنان خود به بیان ویژگی های منطقه اوراسیای مرکی پرداخت و اظهار کرد: بسته بودن و عدم دسترسی به دریای آزاد، انتقال انرژی و محدودیت های این کشورها برای بهره گیری از این موضوع و بهره گیری از این منطقه برای متصل کردن شرق آسیا به خاومیانه و اروپا از جمله مسائل مهمی است که در این زمینه وجود دارد.
 

وی با بیان این که مدرنیزه شدن یکی از اولویت های مهم کشورهای اورسیای مرکزی است، گفت:
تاخر در دولت-ملت سازی در دنیای کنونی که بحث های منطقه ای از اهمیت بالایی برخوردار شده است یکی از محدودیت ها و چالش های مهم در این منطقه است. زندی دیگر چالش منطقه را اسلامگرایی تندرو دانست و افزود: این بحث موجد بافت های متعددی در منطقه شده است که می تواند تهیداتی را ایجاد کند، به طور مثال بسیاری از اعضای داعش از این کشورها راهی سوریه و عراق شده اند.
 
جرائم سازمان یافته، اختلافات قومی و سرزمینی و درگیری های نظامی چالش های دیگری بودند که از دید زندی در این منطقه وجود دارد.
 
وی در ادامه خاطرنشان کرد: تمامی مباحث مطرح شده این نکته را برای ما آشکار می کند که منطقه اوراسیای مرکزی بسیار نفوذپذیر است، بدین معنای که تمامی کشورهای که دارای امکانات و توان هستند می توانند در این منطقه نفوذ و حضور داشته باشند.
 
وی در ادامه ضمن تشریح مفهوم جغرافیای امنیتی و بحث بر سر فرصت ها و تهدیدهایی که این مفهوم برای کشورها ایجاد می کند،گفت: سه کلید واژه قلمرو خواهی، کشمکش و کمیابی می توانند به ما در شناخت مسائل کشورهای اوراسیای مرکزی کمک کنند.
 
به گفته وی، ایران پس از فروپاشی شوروی به جای یک ابرقدرت با دست کم 5 کشور در همسایگی خود مواجه شده است که تهدیدها و فرصت هایی را برای ایران داشته است. فروپاشی شوروی باعث شد تا ما از نظر امینتی با فراغ بال بیشتری مواجه باشیم. با این حال باید تاکید کرد که ایران 25 سل پس از فروپاشی شوروی به دلایل مختلفی نظیر مخالفت قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای نتوانسته ایت روابط مساعدی با کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز داشته باشد. به عبارت دیگر فقط کم کاری ایارن نبوده است که باعث عدم حضور ایران در منطقه شده است بلکه مخالفت با حضور ایران عامل مهم بوده است.
 
وی با بیان این که اگر بخواهیم روابط ایران با اوراسیای مرکزی را بر اساس جغرافیای امنیتی تحلیل کنیم باید به مباحثی نظیر دریای خزر، اختلاف نظرهای قومی و ... توجه داشته باشیم.
 
وی در جمع بندی مباحث خود این نکته را مورد تاکید قرار داد که باید در مواجهه با اوراسیا به مدل ژئوپلیتیک توجه کرد.
 

دکتر محمود شوری، مدیر گروه اوراسیای مرکز تحقیقات استراتژیک و عضو شورای علمی ایراس در سخنرانی دوم سمینار ایران و اوراسیای مرکزی 25 سال پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، با عنوان روابط ایران و روسیه ربع قرن پس از فروپاشی شوروی، سخنان خود را با تاکید بر اهمیت آسیب شناسی همکاری ایران با منطقه آغاز کرد و گفت در این میان بحث روسیه یکی از مهمترین محورهای این آسیب شناسی است. دکتر شوری گفت: رابطه ایران و روسیه یکی از بحث برانگیزترین بخش از روابط خارجی ایران است و این بحث چه در داخل ایران و چه در خارج نشان می دهد که روابط دو کشور چقدر حساس است.
 
مدیر گروه اوراسیای مرکز تحقیقات استراتژیک با طرح این سوال ها که حساسیت به روابط ایران و روسیه از کجا آمده و معیارهای ارزیابی این رابطه چیست، ادامه داد: معمولا برای ارزیابی روابط کشورها از معیارهایی چون حجم روابط اقتصادی، حجم تبادل سفرهای سیاسی و دیپلماتیک، اظهارات و گفتمان های موجود در داخل کشورها استفاده می شود اما این معیارها برای ارزیابی روابط ایران و روسیه کاربرد ندارد و از این منظر نمی توان درباره روابط تهران و مسکو سخنی گفت. چرا که نه حجم روابط اقتصادی دو کشور قبل توجه است و نه تبادل سفرهای سیاسی تا دوره اخیر قابل اتکا بود. حتی در گذشته در روسیه، ایران جایگاهی در بحث های سیاسی نداشت.

 
دکتر شوری در ادامه گفت: اما اگر سطح همکاری منطقه ای و بین المللی و تهدیدها و فرصت های ناشی از نقش های منطقه ای و بین المللی کشورها شاخص قرار گیرد، درباره رابطه ایران و روسیه می توان ارزیابی بهتری داشت. عضو شورای علمی ایراس گفت: ایران و روسیه اگر کاری برای هم انجام نداده باشند، فرصت های زیادی برای هم ایجاد کرده ان به هر حال روسیه فرصت های استراتژیکی برای ایران ایجاد کرده است که اولین آن ساخت نیروگاه اتمی بوشهر بود و واگذاری تسلیحات به ایران مورد دیگر است.وی تاکید کرد حداقل روسیه انتظار غرب برای مهار ایران را برآورده نکرده است و این فرصت استراتژیکی برای تهران بوده است. دکتر شوری گفت در بحث تهدیدها نیز گفتنی است ایران و روسیه جاه طلبی های منطقه ای دارند اما این جاه طلبی ها در تعارض هم قرار نمی گیرند و این نیز شاخص مثبتی در روابط ایران و روسیه است.
 
مدیر گروه اوراسیای مرکز تحقیقات استراتژیک در دوره بندی روابط ایران و روسیه نیز گفت در این رابطه چهار دوره را می توان در نظر داشت؛ اول اینکه ایران و روسیه بر اساس نیازهای طبیعی با هم رابطه داشتند. این دوره از دو سه سال قبل از فروپاشی شوروی آغاز شده و تا سال 1995 و در نهایت قرارداد گور-چرنومردین ادامه داشت. دوره دوم از سال 1995 تا زمان روی کار آمدن آقای پوتین شکل گرفت. دوره ای که گفته می شود روسیه با کارت ایران بازی می کرد و هنوز وارد محاسبات استراتژیک نشده بود. دوره سوم از روی کار آمدن آقای پوتین آغاز شد و تا بحران اوکراین در سال 2014 دامه داشت. در دوره سوم محاسبات استراتژیک روسیه آغاز می شود که مبتنی بر مقابله با یکجانبه گرایی آمریکا و مهار قدرت یابی ایرانی است. اما دوره چهارم پس از سال 2014 شروع شده و دوران جدید در روابط ایران و روسیه را شکل داده است. چرا که روسیه به دلیل تعارض با غرب نمی تواند بین دو هدف قبلی یعنی مقابله با یکجانبه گرایی آمریکا و قدرت یابی ایران موازنه ایجاد کند. حل و فصل مساله هسته ای ایران نیز به این روند کمک کرد. اما بحث سوریه مهترین عامل رقم زدن دوران جدید روابط تهران و مسکو بود.
 
دکتر شوری در خاتمه سخنان خود گفت: ایران و روسیه در سوریه وارد بازی شده اند که فرآیندی نظم ساز است. البته چشم انداز آن منوط به نوع نگاه دو کشور در آینده خواهد بود. هنوز روشن نیست که روسیه پس از حل بحران سوری خواستار ایفای نقش در سایر مسایل منطقه خواهد بود و آیا این نقش در تعارض یا هماهنگ با ایران خواهد بود. اما وی تاکید کرد اگر الگوی روابط در سوریه دنبال شود، روابط ایران و روسیه موفق خواهد بود. یعنی تقسیم کار غیراعلامی بین دو کشور که به نفع هر دو کشور بود.
 

یولیا زوتوا، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد واحد شمال تهران با محور تحول ژئوپلیتیک روسیه پس از فروپاشی شوروی، سومین سخنران پنل نخست سمینار مشترک موسسه ایراس و پژوهشکده مطالعات منطقه ای دانشگاه شهید بهشتی بود.
 
زوتوا با بیان این که روسیه پس از فروپاشی شوروی به سمتی سوق داده شد که مجبور شد به تنهایی در برابر ناتو باایستد. زوتوا با عنوان این مطلب که با فروپاشی شوروی، روسیه به دوران پطرکبیر برگشت، اظهار کرد: روسیه یک چهارم وسعت و نیمی از جمعیت خود را از دست داد و این علاوه بر مکان های توریستی و منافع زیادی بود که بعد از فروپاشی شوروی، روسیه آنها را از دست داد.
 
استاد دانشگاه آزاد واحد تهران شمال در ادامه گفت: محدودیت های ایجاد شده ژئوپلیتیک برای روسیه پس از شوروی باعث شد این کشور به سمت شمال حرکت کند، چرا که روسیه مناطق جنوبی خود را از دست داده بود و همچنین تمامی مناطق و حوزه های نفود ژئوپلیتیک خود را از دست داد.
 
به گفته وی، این از دست دادن حوزه های نفوذ فقط محدود به اروپای شرقی و آسیای مرکزی و قفقاز نبود بلکه آتلانتیک و آمریکای لاتین را نیز از دست داد. زوتوا همچنین معتقد است فروپاشی شوروی باعث شد تا مرزهای روسیه بدون دفاع بماند و شرایط خاصی را در برخی مناطق خود نظیر کالینینگراد احساس کند.

 
به گفته این استاد دانشگاه، بعد از فروپاشی شوروی دولت هایی به وجود آمدند که روابط دوستانه ای را با مسکو در پیش نگرفتند و همچنین مناطق جنگی در اطراف روسیه به وجود آمد که باعث ایجاد چالش های اساسی شد. وی همچنین گفت: شرایط پس از فروپاشی و تغییر مسیر از اقتصاد سوسیالیستی به بازار و مسائل دیگر باعث شد تا تولید ناخالص داخلی روسیه بین سالهای 1992 تا 1998، 40 درصد کاهش پیدا کند و حجم سرمایه گذاری نیز با 80 درصد افت مواجه شود.
 
از دید یولیا زوتوا، شرایطی که پس از فروپاشی برای روسیه ایجاد شد باعث گردید روسیه را ابرقدرتی فقیر و بیچاره به حساب بیاورند. وی همچنین معتقد است زیانی که روسیه از فروپاشی شوروی متحمل شد دو برابر زیانی بود که این کشور در جنگ جهانی دوم متحمل شد.
 
زوتوا در ادامه به بحث اصلی یعنی روسیه پس از 25 سال پس از فروپاشی شوروی پرداخت و گفت: روسیه همچنان تاثیرگذار است چرا که با داشتن 11 درصد خشکی های جهان و جمعیت 146 میلیونی و رتبه ششم در تولید ناخالص داخلی  خود می تواند تاثیرات زیادی را داشته باشد.
 
وی در ادامه این نکته را مورد تاکید قرار داد که روسیه نمی خواهد منافع ملی خود را از دست دهد و بر روی اصل مساله توافق وجود دارد. به گفته وی منافع ملی در ذهن روسها ثابت باقی مانده است و روسیه روز به روز تلاش دارد تا به بازیگر مهمی در جهان تبدیل شود.
 
به گفته وی، بازگشت روسیه به مناطق جنوبی و اهمیت پیدا کردن مناطق پیشین از جمله شرق برای آنها پس از روی کار آمدن پریماکف وارد مرحله جدیدی شد. زوتوا معتقد است ایجاد پیمان شانگهای گردش کامل روسیه به سمت شرق بوده است که از ایده های پریماکف نشات می گیرد. وی بر این نکته نیز تاکید کرد که سخنرانی پوتین در کنفرانس امنیتی مونبخ باعث شد تا غرب از سمت روسیه احساس خطر کند.


در بخش دیگر سمینار ایران و اوراسیای مرکزی، 25 سال پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، دکتر افشین زرگر در سخنرانی با عنوان «ایران و آسیای مرکزی و قدرت­های فرامنطقه ای»؛ با اشاره به رقابت های قدرت های بزرگ ، از منظری انتقادی به نقش روسیه پرداخته و دورنمای رقابت ها را بیشتر مورد تاکید قرار داد. وی سخنان خود را با قایل شدن تفاوت بین ژئوپلتیک سخت و نرم گفت: روسیه مهمترین بازیگر منطقه است. ایالات متحده، چین، اروپا، ایران و ترکیه از دیگر بازیگران هستند.
 
دکتر زرگر اهداف بازیگران را بسیار متفاوت دانسته و از منظر سازه انگاری آنها را متغییر دانست و گفت در آینده نیز این اهداف می تواند تغییر کنند. وی با انتقاد از در نظر گرفتن پیش فرض های ثابت درباره بازیگران در منطقه، ادامه داد روسیه هدف تسلط در منطقه را دنبال می کند. روس ها به دلیل ضعف های خود بخشی از ژئوپلتیک خود را از دست داده اند اما اکنون به دنبال تبدیل شدن به قدرت های اصلی در منطقه و خنثی ساختن برنامه های سیر بازیگران هستند. وی تاکید کرد سند 2020 روسیه نیز نشان می دهد این کشور به دنبال ایجاد عایق در مناطق پیرامون خود است.
 
این استاد دانشگاه با اشاره به نقش قابلیت بازیگران از منظر استراتژیستی چون کسینجر گفت: روسیه یک قدرت تجدیدنظر طلب است و در حالی که آمریکا درگیر مسایل گوناگون است، امکان افزایش تنش ها وجود دارد. وی گفت: آمریکا به دنبال ایجاد واگرایی دولت های منطقه با روسیه است. واشنگتن روسیه را تهدید خود می بیند و در جستجوی راهکارهایی برای ممانعت از آزاد شدن نیروی روسیه است. اما چین بازیگر مرموز منطقه است و به دنبال رسیدن به بازارهای منطقه و دستیابی به منابع انرژی، ترانزیت امن و مطمئن است و از قابلیت های سایر بازیگران از جمله روسیه برای اهداف خود بهره می گیرد. در واقع چین رویکرد چندجانبه گرایی در منطقه دارد و به عبارت دیگر خواستار حفظ وضع موجود است.
 

دکتر زرگر در ارزیابی اهداف و رویکرد اروپا در منطقه نیز گفت اروپایی ها ضمن تمایل به حفظ امنیت منطقه به دنبال آلترناتیوی برای حفظ وضع موجود هستند. وی ادامه داد اولویت ترکیه در مرزهای نزدیک و خاورمیانه است و با توجه به افزایش تهدید جدایی طلبی در این کشور، آسیای مرکزی از کانون توجه آنکارا خارج شده است.
 
این کارشناس منطقه نگاه ایران به منطقه را نیز بیشتر فرهنگی-تمدنی دانسته و افزود اگر چه ایران می خواست در منافع اقتصادی سهیم شود اما در این هدف موفق نبود و اکنون نیز مقابله با گسترش افراط گرایی را اولویت خود قرار داده است. دکتر زرگر گفت ایران به هیچ وجه نباید به دنبال برهم زدن توازن در منطقه باشد و افزایش قدرت روسیه به ضرر ایران خواهد بود. وی افزود روسیه همانگونه که توانست کریمه را ضمیمه خاک خود کند، می تواند چنین رفتاری را با سایر کشورهای پیرامون خود داشته باشد.
 
دکتر زرگر درباره الگوی رفتاری بازیگران نیز گفت روسیه تحت تاثیر افزایش شاخص های قدرت خود به دنبال تجدیدنظرطلبی، مداخله جویی و رفتارهای تهاجمی است. وی با اشاره به پیشینه امپراتوری روسیه، این را عامل موثر در سیاست خرجی مسکو دانست. وی گفت الگوی رفتاری آمریکا نیز در برابر روسیه تدافعی است و آمادگی درگیری گسترده ندارد. الگوی چین نیز که پیشرفت تدریجی است که از دریچه همکاری با روسیه دنبال می شود.
 
دکتر زرگر در نهایت بار دیگر تاکید کرد ایران باید همکاری کنترل شده با روسیه داشته باشد و نباید بدون پیش بینی به روسیه که ثبات رفتاری ندارد، اعتماد کند. وی تحلیل خود را با این جمله پایان داد که دورنمای منطقه را سند 2020 روسیه، سند 2025 ایران و سند 2025 چین تعیین خواهند کرد.
 

دکتر جهانگیر کرمی، استاد دانشگاه تهران سخنران دیگر پنل نخست سمینار «رابطه ایران و اوراسیای مرکزی پس از اتحاد شوروی» بود. وی مباحث خود را تحت عنوان «ایران و نهادگرایی منطقه ای در اوراسیای مرکزی» ارائه کرد. دکتر کرمی با بیان این که اکنون 25 سال از فروپاشی شوروی گذشته است، اظهار کرد: در این 25 سال ایران از یک تهدید وجودی دور شده است. وی این نکته را مورد تاکید قرار داد که با از بین رفتن این تهدید وجودی، اولین گام برای قدرتمندی منطقه ای ایران ایجاد شد. کرمی تغییرات در کشور عراق و ساقط شدن دولت بعثی صدام حسین را دومین گام برای قدرتمند شدن ایران در منطقه دانست.
 
وی با مطرح کردن این پرسش که این اتفاق ها در آسیای مرکزی و قفقاز چه روندی را طی کرده است، گفت: روند توسعه اقتصادی، روند حمل ونقل وانتقال انرژی، روند همگرایی منطقه ای و روندهای امنیتی از جمله موضوعات مهمی است که در زمینه روابط ایران با کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز باید مورد توجه سیاست گذاران ایرانی قرار گیرد.
 
وی این ایده اصلی را مورد توجه قرار داد که در فقدان تهدید وجودی، روندهای امنیتی شکل گرفته تهدیداتی را ایجاد کرده است که می تواند بر امکان بازیگری جمهوری اسلامی ایران تاثیرات قابل توجهی داشته باشد.
 

استاد مطالعات روسیه دانشگاه تهران در ادامه به بیان مشکلات ایران در روابط با دولت های اوراسیای مرکزی پرداخت و گفت: حضور و نفوذ قدرت های بزرگ، ورود قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای به حوزه نفوذ ایران، مشکلات مرزی و قومی و نفوذ امنیتی و اطلاعاتی و تلاش برای تحمیل انزوا به ایران از جمله چالش های مهمی است که در زمینه بهبود روابط ایران با کشورهای منطقه ای وجود دارد.
 
کرمی سپس با تحلیل سازمان ها و نهادهای منطقه ای موجود در اوراسیای مرکزی پرداخت و گفت: برخی از این سامان ها روس محور هستند و برخی غرب محور و همین امر باعث شده است تا نگرش های مثبت و منفی متفاوتی را نسبت به ایران از طریق این سازمان ها شاهد باشیم. این استاد دانشگاه، سازمان هایی نظیر شانگهای را برای ایران دارای اهمیت بیشتری دانست و بیان کرد: این اهمیت باعث شده است تا ما تاکنون دوبار درخواست عضویت دائم در شانگهای را بدهیم که بار اول رد شد و بار دوم نیز اکنون در مرحله دستور کار قرار دارد. وی این نکته را نیز در مورد سازمان ناتو مطرح کرد که ایران می تواند در برخی از موضوعات با این سازمان همکاری کند.
 

ولی کوزه گر کالجی در سخنرانی خود با محوریت بررسی سیاست خارجی ایران در قبال قفقاز، ابتدا چند نکته را مورد اشاره قرار داد. اول اینکه در نقد سیاست خارجی ایران در موضوعات مختلف باید ابتدا باید جانب احتیاط را رعایت کرد و نباید نوک پیکان را صرفا به سمت دستگاه سیاست خارجی نشانه رفت. وی گفت نکته دوم نیز این است که حتما پس از نقد باید پیشنهاد ارائه کرد و نکته سوم اینکه پیشنهادها باید عینی و عملیاتی باشند.

این پژوهشگر اوراسیا مرکز تحقیقات استراتژیک سپس هشت نقد درباره سیاست خارجی ایران در قفقاز مطرح کرد. وی گفت به نظر وی اولین نقد این است که بر خلاف سند چشم انداز 1404 ایران نگاه متوازن به مناطق ندارد. در حالی که در سند به اهمیت قفقاز نیز اشاره شده است. قفقز هم عقبه فرهنگی و هم ژئوپلتیکی ایران است. ارمنستان دروازه ورود ایران به جهان ارمنستان است. آذربایجان دومین کشور به لحاظ تمرکز جمعیت شیعی است و گرجستان نیز پیوندها و سوابق تاریخی و فرهنگی زیادی با ایران دارد.

کالجی نقد دوم را متوجه فقدان سند مدون برای سیاست خارجی و در ادامه آن فقدان سند استراتژیک بری سیاست ایران در آسیای مرکزی و قفقاز دانست که همواره از سوی کارشناسان خارجی نیز مطرح می شود. وی گفت یک مترومعیار برای ارزیابی عملکرد و مقایسه عملکرد دولت ها در منطقه لازم است که مراکز مطالعاتی در این زمینه می توانند به کمک وزارت خارجه بیایند.


کالجی در نقد سوم گفت فقدان گزارش مکتوب و مدون از آمار دقیق قراردادها و مبادلات و... بین ایران و کشورها نیز معضل بزرگی برای ارزیابی سیاست ایران در قفقاز است.

این پژوهشگر منطقه نقد چهارم را نیز عدم توازن در سیاست ایران بین آسیای مرکزی و قفقاز دانست و ضمن توضیح این نکته که توازن به معنای یکسان سازی سیاست ها نیست، افزود اگر چه قایل است که ظرفیت های مناطق و کشورها متفاوت است اما ایران به اندازه ای که به آسیای مرکزی توجه دارد به قفقاز توجه ندارد. در حالی که ایران تنها کشور همسایه منطقه است که با هر سه کشور قفقازی رابطه دارد.

کالجی در نقد پنجم به عدم توجه لازم ایران به گرجستان اشاره کرد و توضیح داد که منطقه دو بازیگر متوازن ساز دارد که متوازن ساز خارجی روسیه است و متوازن ساز داخلی منطقه گرجستان است. اما ایران صرفا به همکاری با روسیه برای حل و فصل مسایل منطقه توجه دارد.

وی نقد ششم را ضرورت تشکیل مکانیزم های چندجانبه دانست. کالجی گفت هیچ مکانیزم فراگیر منطقه ای وجود ندارد که ایران و کشورهای منطقه عضو آن باشند و نظر به اینکه مکانیزم های چندجانبه قابلیت برقراری رابطه بین مکانیزم های دوجانبه و منطقه ای را دارند ایران باید به ایجاد مکانیزم های چندجانبه اهتمام ورزد.

کالجی در نقد هفتم به مساله قره باغ اشاره کرد و تاکید کرد مساله قره باغ محور آرایش سیاسی منطقه است. ایران نیازمند تشکیل یک ستاد برای جمع آوری اطلاعات پراکنده درباره قره باغ است. وی گفت با وجود مثبت ارزیابی کردن بی طرفی ایران در مساله قره باغ، این رویکرد را توجیه لازم برای عدم تحرک درباره مساله نمی داند.

کالجی در آخر به تحرک عربستان در منطقه پس از برجام پرداخت و گفت ارزیابی های وی نشان می دهد سعودی ها بیشترین سفر به منطقه را پس از برجام داشتند و قطعا این رفتار با هدف خاصی انجام می شود که در تعارض با منافع یران خواهد بود.
 

نخستین سخنرانی از نشست دوم سمینار مشترک پژوهشکده مطالعات منطقه ای دانشگاه شهید بهشتی و موسسه ایراس با عنوان «ایران و اوراسیای مرکزی: 25 سال پس از اتحاد جماهیر شوروی» با سخنرانی دکتر عباس ملکی استاد دانشگاه صنعتی شریف آغاز شد. دکتر ملکی در این پنل که به موضوع ایران و طرح های توسعه منطقه ای در اوراسیا  مربوط می شد به بحث و بررسی موضوع ایران و معادلات انرژی در اوراسیا پرداخت.

 
وی با بیان این که اکنون 25 سال از فروپاشی شوروی و حدود 100 سال از انقلاب اکتبر 1917 می گذرد، اظهار کرد: این که چگونه سیستمی با استحکام و اقتدار شوروی فروپاشیده شد، پرسشی است که همواره مطرح خواهد شد و طبیعی است که مطالعه در این زمینه و تاثیرات این تحول عظیم بر روی ایران می تواند موضوعی مهم برای پژوهش باشد. استاد دانشگاه صنعتی شریف با عنوان این مطلب که اوراسیا هنوز هم در ایران موضوعی جا افتاده نیست، گفت: فارغ از مسائلی که پیش تر مکیندر در زمینه اوراسیا و قلب زمین بودن آن قسمت از زمین پرداخته است به نظر می رسد هم اکنون شاهد موضوع مهمی به عنوان اتحادیه اقتصادی اوراسیا هستیم. به گفته ملکی، تلاش اعضای این اتحادیه با محوریت روسیه بر این است که با موضوعاتی نظیر ایجاد پول واحد به سمت طرح های بلندپروازانه حرکت کنند. به گفته وی واقع بینانه است که ایران در این زمینه کار کند تا از این راستا به سمت منافع خود حرکت کند.
 
ملکی در ادامه چالش هایی نظیر حاکمیت قانون، فقر و حقوق بشر را از جمله مشکلاتی دانست که همچنان کشورهای اوراسیای مرکزی را تهدید می کند. استاد دانشگاه شریف معتقد است با وجود ظواهر امر وپیشرف های صورت گرفته در اوراسیای مرکزی، فقر چالشی عمده در این کشورها است.
 

وی در ادامه به بحث انرژی در اوراسیا و همچنین وابستگی بالای انرژی اروپا به روسیه پرداخت و افزود: در گذشته کشورهایی نظیر ایران و روسیه تولید کننده گاز بودند و آمریکا و اروپا مصرف کننده اما تحولی که در حال حاضر در حال وقوع است این است که یا تولید کنندگان و مصرف کنندگان انرژی یکی شده اند و یا به همدیگر نزدیک شده اند. به عنوان مثال کشورهای نظیر هند و چین و شرق و جنوب شرق آسیا به کشورهای تولید کننده انرژی نزدیک شده اند.
 

در ادامه نشست دوم، دکتر اسفندیار امیدبخش مدیر کل روابط چندجانبه اتاق بازرگانی ایران، سخنرانی خود را با موضوع ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا؛ موانع و ظرفیت­های همکاری ارائه کرد.
 
دکتر امیدبخش با جدید دانستن بحث انعقاد موافقتنامه تجارت آزاد بین ایران و اتحادیه اوراسیا، گفت مذاکرات بر اساس تفاهمنامه دو جانبه برای انعقاد این موافقتنامه آغاز شده و تاکنون دو نشست در این رابطه برگزار شده و نشست سوم قرار است ماه آینده میلادی در ایران برگزار شود.
 
این نماینده اتاق ایران در مذاکرات موافقتنامه، در ادامه سخنان خود افزود اگر این موافقتنامه تجارت آزاد ایران واتحادیه اوراسیا منعقد شود، اولین موافقتنامه از این نوع ایران با یک نهاد منطقه ای خواهد بود. امیدبخش گفت آنچه تاکنون با عنوان موانفقتنامه تجارت آزاد ایران با کشورهای دیگر از جمله سوریه، از آنها یاد می شد در اصل موافقتنامه تجارت آزاد بر اساس صفر ساختن تعرفه­ها نبود. وی در توضیح خود در اینباره گفت موافقتنامه های موجود با 8 کشور موافقتنامه تعرفه ترجیحی هستند.

 
امیدبخش با ارائه آماری درباره ابعاد اقتصاد اتحادیه، عنوان کرد که بخش اعظم آمارها متعلق به روسیه است. به گفته وی یکی از مزیت های امضای موافقتنامه تجارت آزاد ایران و اتحادیه اوراسیا، عضویت چهار کشور از 5 کشور عضو اتحادیه در سازمان تجارت جهانی است.
 
مدیرکل روابط چندجانبه اتاق بازرگانی ایران گفت متوسط تعرفه های جاری اتحادیه با کشورهای دیگر 7.8 درصد است و متوسط تعرفه های ایران حدود 26 درصد می باشد و بر این اساس در نتیجه امضای موافقتنامه تجارت آزاد ایران با اتحادیه اوراسیا، بیشترین کاهش تعرفه باید از سوی ایران انجام شود.
 
امیدبخش گفت یکی از موانع برای کاهش تعرفه ایران این است که بر اساس قانون حداقل تعرفه باید حدود 4 درصد باشد و مجلس باید درباره کاهش تعرفه بر اساس موافقتنامه تجارت آزاد ایران و اتحادیه اوراسیا تصمیم گیری کند.
 
نماینده ایران در مذاکرات موافقتنامه تجارت آزاد با رد اخبار منتشره درباره عضویت ایران در اتحادیه، گفت واردات ایران تاکنون از اتحادیه حدود 1.5 درصد کل واردات و صادرات حدود 9 درصداز کل صادرات را به خود اختصاص داده اند که ارقام قابل توجهی نیستند.
 
وی با بیان اینکه به جز روسیه هیچ یک از کشورهای عضو اتحادیه اوراسیا تاکنون در ایران سرمایه گذاری نداشته اند، چند نتیجه گیری ارائه کرد از جمله اینکه اتحادیه اوراسیا جدید تاسیس شده و نباید از آن انتظار زیادی داشت. ضمن اینکه مذاکرات نشان داده به لحاظ کارشناسی نیز یران به مراتب از اتحادیه قوی تر می باشد.
 
امیدبخش پیش بینی درباره چشم انداز مذاکرات امضای موافقتنامه تجارت آزاد بین ایران و اتحادیه اوراسیا را زودهنگام دانست و تاکید کرد مذاکراتی نیز همزمان اتحادیه اروپا و شرق آسیا ادامه دارد. در واقع مذاکرات با اتحادیه اوراسیا تنها بخشی از سیاست خارجی ایران است.
 

سخنران بعدی نشست دوم سمینار «ایران و اوراسیا: 25 سال پس از فروپاشی شوروی» به دکتر محسن شریعتی نیا استادیار پژوهشکده مطالعات منطقه ای دانشگاه شهید بهشتی اختصاص داشت. شریعتی نیا در مطلبی با عنوان «چین و دگرگونی توزیع قدرت در اوراسیا» به بحث و بررسی در این زمینه پرداخت.
 
وی با طرح این پرسش که تاثیر چین بر توزیع قدرت در اوراسیا مرکزی چگونه است به بحث در این رابطه پرداخت. شریعتی نیا با عنوان این مطلب که باید چهره های قدرت چین را بشناسیم و در این زمینه مهمترین چهره چین اقتصادی است، گفت: مسیر قدرت یابی چین بر اساس چهره اقتصادی بوده است وهمچنان نیز ادامه دارد و این کشور به جز در شرق آسیا در سایر نقاط جهان از سایر چهره های قدرت استفاده نکرده است.
 
استاد پژوهشکده مطالعات منطقه ای با عنوان این مطلب که چین شریک اقتصادی 140 کشور در جهان است، گفت: این کشور طی 37 سال گذشته روز به روز بر قدرت اقتصادی خود افزوده است و این امر روز به روز نیز بیشتر می سود.
 

وی در ادامه افزود: با وجود این که چین در زمینه اقتصادی در جهان بسیار شناخته شده است اما هرچه به سمت دیگر چهره های قدرت نظیر سیاسی، امنیتی و نظامی می رویم شاهد ضعیف تر شدن چینی ها می شویم. وی افزود: قطعا این کشور راه درازی دارد تا به قدرتی پست مدرن تبدیل شود. شریعتی نیا نمود اصلی چهره سیاسی چین را عضویت دائم در شورای امنیت دانست و اظهار کرد: چینی ها در حال رفتن به سمت چهره سیاسی با استفاده از قدرت اقتصادی هستند، بدین معنا که به صورت تدریجی در حال تحریم برخی کشورها از سوی چین هستیم. وی همچنین معتقد است چین در حال افزایش دادن حضور خود در حکمرانی جهان است و چنین قدرتی در مناطق مختلف نیز تاثیرات خود را خواهد گذاشت.
 
به گفته شریعتی نیا در حوزه کلان مهمترین تاثیر چین در اوراسیای مرکزی مشارکت استراتژیک با روسیه خواهد بود و این موضوع قطعا بر نظام بین المللی تاثیرات زیادی خواهد داشت. شریعتی نیا دومین تاثیر چین در جهان کنونی را این نکته دانست که چینی ها در حال مطرح کردن ابتکاراتی برای برخی چالش های جهانی هستند که این موضوع قطعا در آینده تاثیرات عمیقی خواهد داشت.
 
وی در ادامه به تبعات حضور چین در اوراسیای مرکزی پرداخت و گفت: پیچیده تر شدن روابط قدرتهای بزرگ، تحول در موازنه قدرت و حمایت از حقوق بین الملل و مخالفت با تغییر مرزها از جمله موارد مشخص در این زمینه است.


 
دکتر حمیدرضا عزیزی استادیار پژوهشکده مطالعات منطقه ای دانشگاه شهید بهشتی در سخنرانی خود با عنوان دورنما و چشم انداز رابطه ایران و اوراسیا، با اشاره به این نکته که ترسیم دورنمای روابط چقدر دشوار است، سخنان خود را با ارائه خلاصه ای از پیشینه روابط ایران و اوراسیا آغاز کرد.
 
دکتر عزیزی گفت دوره نخست روابط دو طرف در سال های ابتدایی پس از فروپاشی با ورود مجموعه جدید از بازیگران به عرصه بین المللی آغاز شد. در این دوره ایران با هدف گزاری ناصحیح که مبتنی بر شناخت ناصحیح بود روابط خود با منطقه را بنا گذاشت و حساسیت های زیادی نسبت به فعالیت های ایران در منطقه ایجاد شد.
 
این استاد دانشگاه در ادامه در تشریح شرایط دوره اول روابط ایران و اوراسیا گفت معتقد است که با تحولات رخ داده در تاجیکستان و سپس پیمان صلح تاجیکستان و همچنین در پرتو روابط ایران و روسیه و سرایت افراط گرایی به منطقه، رویکرد ایران به منطقه تغییر کرد.
 

عزیزی گفت دوره دوم از نیمه دهه 1990 تا نیمه دهه 2000 با تغییر نگاه ایدئولوژیک ایران به منطقه، ایران ماهیت روابط خود با منطقه را بر مبنای تعاملات و منافع اقتصادی تعریف کرد.
 
وی در توضیح ابعاد دوره سوم نیز گفت این دوره یعنی روابط ایران و اوراسیا از نیمه دهه 2000 تا 2013 با وجود توجه ویژه دولت آقای احمدی نژاد به منطقه شکل گرفت. در این دوره یک ضرورت بازنگری در روابط مطرح شد اما تلاش های ایران تحت تاثیر خط مشی کلی مقابله با غرب قرار داشت که همین عامل و افزون بر آن بحث تحریم ها مانع از موفقیت ایران شد.
 
عزیزی گفت دوره چهارم از روابط ایران و اوراسیا از نیمه سال 2013 آغاز شده و تاکنون ادامه دارد که یک دوره از عملگرایی در سیاست ایران نسبت به منطقه است و تحول عملی در روابط ایران با منطقه شکل گرفته است.
 
به اعتقاد این استاد دانشگاه دلایل فراهم بودن فضای توسعه تعاملات ایران با آسیای مرکزی و قفقاز شامل مواردی چون؛ ساختار ویژه نظم منطقه ای در حوزه شوروی سابق، اتخاذ رویکرد عملگرایانه و اقتصاد محور در سیاست خارجی ایران، نقش آفرینی محدودتر آمریکا در مقایسه با سایر مناطق پیرامون ایران می شود و عامل فرهنگی نیز مزید بر علت شده است که ایران بتواند بر توسعه روابط با اوراسیا سرمایه گذاری امیدبخش داشته باشد.
 
دکتر عزیزی راهکارهای تداوم توسعه روابط را نیز شامل راهکارهای فرهنگی با توجه به ابزار دیپلماسی عمومی، راهکار اقتصادی مبتنی بر توسعه همکاری های اقتصادی، راهکارهای نهادی یعنی نهادمند کردن تعاملات با منطقه و از طریق فعال شدن در چهارچوب ابتکارات منطقه ای دانست.
 

 
کریدور شمال-جنوب و موقعیت ایران در آن عنوان سخنرانی دیگری بود که مجید رئوفی به آن پرداخت. رئوفی در ابتدا اظهار کرد: 70 سال پیش و در جنگ جهانی دوم زمانی که توانست بخش بزرگی را از سرزمین های اتحاد شوروی را تصرف کند جاده جنوب به شمال توانست پل پیروزی متفقین باشد. وی در ادامه افزود: سال ها پس از این مر، ما در سال 1999 شاهد عبور اولین کانتینرها از هند و سریلانکا به ایران و دریای خزر بودیم.
 

به گفته رئوفی در سال 2000 نیز نشست سن پترزبورگ با حضور ایران، هند و روسیه شکل گرفت که اساس آن کریدور شمال به جنوب بود. به گفته رئوفی هرچند تحریم های ضد ایرانی در سال های بعدی اجازه مشارکت را از ایران گرفت اما سرانجام در سال 2016 نشست سه جانبه ای بین ایران، آذربایجان و روسیه در باکو بود که بخش عمده آن در زمینه کریدور جنوب-شمال بود.
 
به گفته وی، با توجه به این که کشورهای اوراسیای مرکزی به آب های آزاد راه ندارند می توانند با استفاده از این کریدور به تامین منافع خود بپردازند. وی همچنین تاکید کرد که این کریدور باعث کاهش وابستگی جنوب شرقی آسیا به کانال سوئز خواهد شد. رئوفی به پیشنهادهای جدید ارائه شده در زمینه کریدور جنوب-شمال نیز اشاره کرد و گفت: علاقمندی عراق و اردن برای پیوستن به این موضوع و علاقه مندی گرجستان را باید از مسائل جدید مطرح شده دانست.
 

دکتر علیرضا نوری، پژوهشگر ارشد مطالعات روسیه و عضو شورای موسسه ایراس در سخنرانی پایانی سمینار «ایران و اوراسیای مرکزی: 25 سال پس از اتحاد جماهیر شوروی» با عنوان «ایران، روسیه و همکاری اوراسیایی بزرگ» سخن گفت. دکتر نوری پاسخ به مسایل مطرح درباره محور سخنرانی را مستلزم شناخت از روسیه و سیاست خارجی روسیه دانست. وی گفت دو روند کلی در منطقه وجود دارد که یکی از آن دو این است که روسیه یک قدرت بزرگ است.
 
دکتر نوری در بررسی رویکرد اوراسیایی ایران نیز گفت عملکرد روسیه و اسناد بالادستی این کشور نشان می دهند یک بحث بلند مدت برای روسیه، توسعه اوراسیایی است که اکنون دچار چالش شده است. وی گفت معتقد است روسیه دو هدف عمده را دنبال می کند که هدف کوتاه مدت آن خارج شدن از فشار غرب است و هدف بلندمدت یک نگاه راهبردی نئواوراسیانیسم برای ایجاد تعادل بین چین و غرب است.
 
این پژوهشگر ارشد مطالعات روسیه گفت روسیه اوراسیا را منطقه تحت نفوذ خود می داند و تلاش می کند رفتارهای بازیگران فرامنطقه ای و منطقه ای را مدیریت کند. دکتر نوری گفت منطقه گرایی روسیه تا حدودی تغییر کرده است. چرا که واگرایی از روسیه یک واقعیت غیرقابل کتمان است. عوامل دیگر از جمله قدرت یافتن شرق نیز موجب تحول نرم در مفهوم ژئوپلتیک در منطقه گرایی روسیه شده است. وی افزود ابتکار جدید اوراسیا از شرق اروپا تا شرق آسیا را می تواند شامل شود. به لحاظ موضوعی نیز علاوه بر اقتصاد، محورهای دیگری نیز پدیدار شده اند.

 
عضو شورای موسسه ایراس گفت، نئواوراسیانیسم یک نگاه به آینده از سوی روسیه برای حفظ جایگاه خود است. اما با آنکه گفته می شود نظم بین المللی در حال گذار است، اجماعی در داخل روسیه نسبت به جایگاه و نقش روسیه در نظم بین المللی جدید وجود ندارد. وی در ادامه گفت یک جمع بندی این است که جهان در آینده دو قطبی خواهد بود و روسیه به عنوان یک مرکز قدرت دیده می شود اما نه به عنوان یک قطب.
 
دکتر نوری با یادآوری این نکته که روسیه در حال احیای قدرت است اما افزود روسیه از چسبیدن به چین و اروپا احتراز می کند و تلاش می کند منابع جدید و مستقل برای قدرت کسب کند. وی گفت روس ها معتقدند ساختارهای چندجانبه می تواند به روسیه کمک کند و مانع از تحت الشعاع قرار گرفتن در برابر چین شود.
 
این پژوهشگر منطقه درباره جایگاه ایران در اوراسیانیسم روسیه نیز گفت ایران هم به دلیل ژئوپلتیک و ظرفیت­ های منطقه ای برای روسیه جذاب است. روسیه و ایران موافق شکل گیری یک سری نهادهای منطقه­ ای و مخالف بازی بزرگ در منطقه هستند. نوری افزود آقای پوتین با همین نگاه از عضویت ایران در شانگهای دفاع کرد اما ایران نباید درباره جایگاه روسیه در اوراسیا اغراق کند. وی تاکید کرد روسیه در صورت داشتن گزینه های بهتر، آنها را جایگزین ایران خواهد کرد.
 
دکتر نوری گفت: روسیه یک تعامل گزینشی با سایر بازیگران از جمله رقبای منطقه ای ایران دارد. مزیت نسبی ایران برای روسیه، کمک به بازدارندگی در برابر آمریکا، چین، هند و ترکیه است. وی در ادامه نیز عنوان کرد همگرایی با نوع حکومت و سیاست روسیه همخوانی ندارد. در واقع اوراسیاگرایی صرفا ابزاری برای روسیه برای سیاست مهار است.

عضو شورای موسسه ایراس همچنین متذکر شد دلیل عدم موفقیت ایران در رابطه با روسیه این است که ایران الگوی پایدار برای رابطه با روسیه ندارد و بیشتر در رابطه با روسیه هدف مقابله با آمریکا را دنبال می کند. وی تاکید کرد دلیل مهم دیگر نیز این است که ایران به دنبال ابتکارهای دیگر ساخته است و به قدرت جریان سازی خود توجه ندارد.

 

منبع: ایراس

برچسب ها:

نظرات کاربران

ارسال نظر