A PHP Error was encountered

Severity: Warning

Message: imagejpeg(./assets/captcha/1576303167.2558.jpg): failed to open stream: Disk quota exceeded

Filename: libraries/antispam.php

Line Number: 144

A PHP Error was encountered

Severity: Warning

Message: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home/iiksscom/public_html/fa/system/core/Exceptions.php:185)

Filename: libraries/Session.php

Line Number: 675

دوستی با احتیاط: سیاست خارجی روسیه در قبال کردها

دوستی با احتیاط: سیاست خارجی روسیه در قبال کردها تحولات سیاسی و نظامی

مرتضی شجاع: صرف نظر از تنگناهای راهبردی که روسیه را به یافتن حوزه نفوذ جدید در منطقه سوق داده، ژئوپلتیک مناطق کردی، در مجاورت و پیوند سرزمینی با ترکیه، ایران، سوریه و عراق نه تنها برای روسیه بلکه برای هر قدرت بین المللی جذاب است. اهداف روسیه در گسترش مناسبات با کردها علاوه بر یافتن فرصت های جدید در خاورمیانه و ممانعت از حذف از معادلات راهبردی خاورمیانه، مقابله با افراطگرایی اسلامی، مشارکت در پروژه های انرژی در اقلیم کردستان عراق، یافتن ابزاری در جهت تنظیم مناسبات با سوریه، عراق و مخصوصاً ترکیه است ...
دوستی با احتیاط: سیاست خارجی روسیه در قبال کردها
 
  طی تاریخ سیاست بین الملل، هیچ قدرت بزرگی پدیدار نگشت مگر اینکه در سایر مناطق دارای متحد راهبردی و به تعبیر واضحتر حوزه نفوذ باشد. روسیه که خود را در نقش یک قدرت بزرگ بین المللی می بیند در خاورمیانه به دنبال حوزه نفوذ جدید است. طی سالهای بعد از فروپاشی شوروی حکومتهای طرفدار روسیه در خاورمیانه یا از قدرت کنار رفتند، یا جایگاه منطقه ای آنها تضعیف گردید و یا مشی غربگرا را جایگزین مشی شوروی/روس گرا نمودند. کرملین ناچار از یافتن دوستان جدید در خاورمیانه است. دراین راستا کردها توجه این کشور را جلب کردند.

صرف نظر از تنگناهای راهبردی که روسیه را به یافتن حوزه نفوذ جدید در منطقه سوق داده، ژئوپلتیک مناطق کردی، در مجاورت و پیوند سرزمینی با ترکیه، ایران، سوریه و عراق نه تنها برای روسیه بلکه برای هر قدرت بین المللی جذاب است. اهداف روسیه در گسترش مناسبات با کردها علاوه بر یافتن فرصت های جدید در خاورمیانه و ممانعت از حذف از معادلات راهبردی خاورمیانه، مقابله با افراطگرایی اسلامی، مشارکت در پروژه های انرژی در اقلیم کردستان عراق، یافتن ابزاری در جهت تنظیم مناسبات با سوریه، عراق و مخصوصاً ترکیه (با عنایت به رقابتهای راهبردی با این کشور) است. مضاف بر آن کردها دارای گرایشات سکولار هستند و لذا زمینه همکاری روسها با آنها بیش از سایر گروه ها فراهم است. در نهایت اینکه سیاست نگاه روسیه به سوریه راهبردی است و برای توسعه نقش و اجرای مطلوبتر سیاستهای خود در مدیترانه شرقی به کردها نیاز دارد.

روابط روسها و کردها صرفا معطوف به سالهای اخیر نیست. گفته می شود در زمان ظهور انقلاب روسیه نزدیک به 70 هزار کرد در این کشور زندگی می کرد. شوروی به کردهای خاورمیانه به عنوان یک ملت نگاه می کرد. در سال 1923 این امپراطوری منطقه کردی  با مرکزیت لاچین در ناگورنو/قره باغ امروزی برپا کرد تا مهد جنبش­های آزادیبخش کردی در عراق، ترکیه، سوریه و ایران باشند. همچنین در سال 1946 در پی شکست حرکت شورش جدایی طلبانه مهاباد به مدت 12 سال پذیرای مصطفی بارزانی بود. در دهه 90 روابط روسیه با کردها وارد فاز جدیدی شد. در این ایام سیاست ترکیه در حمایت از چچنیها موجب رنجش روسیه گردید و لذا مسکو نیز با حمایت از کردهای جدایی طلب، آنکارا را در محاق و تنگنا قرار می داد. در پی سفر رجب طیب اردوغان به روسیه در اوایل رویکار آمدن حزب عدالت و توسعه مناسبات دو طرف بهبود یافت. یکی از تبعات آن کاهش کمک مسکو به جدایی طلبان کرد ترکیه بود. طی این سالها مخصوصاً از سال 2004 تا 2011 روابط اقتصادی روسیه و ترکیه دائماً افزایش می یافت. اما با ظهور خیزش سیاسی-اجتماعی در سوریه مناسبات طرفین تغییر کرد.

تا قبل از ظهور کودتای نافرجام در ترکیه، سیاست روسیه و ترکیه در جنگ داخلی سوریه در برابر یکدیگر قرار داشته است. طی این سالها نقش کردها در فرایند بحران، آینده ساختار حکومت در سوریه و حتی آینده منطقه مورد توجه کرملین قرار گرفت. این درحالیست که ترکیه نسبت به نقش کردها حساس است، چراکه بازخورد افزایش نقش و قدرت منطقه ای کردها را علیه منافع راهبردی خود می انگارد. با توجه به کردنشین بودن ربع کشور ترکیه و گرایش به تجزیه در میان برخی از کردها، هرگونه قدرتگیری جریانهای کردی در منطقه برای ترکیه یک فاجعه تلقی می گردد. مخصوصاً که مذاکرات آشتی ملی با پ.ک.ک در پی حادثه تروریستی سوروچ ناکام ماند. با اینحال روند تحولات به گونه ای بود که نه تنها کردهای ترکیه، بلکه کردهای سوریه و عراق نیز توانستند نقش و قدرت خود را ارتقاء دهند و از بسیاری از محدودیتهای تحمیلی فارغ شوند.

به موازات توسعه روابط آمریکا با کردها، روسیه نیز با هدف عقب نماندن از رقابت راهبردی با آمریکا روابط خود را با کردها ارتقاء بخشید. موضوع افراطگرایی و انرژی مهمترین زمینه همکاریهای طرفین است. این روابط سه شاخه دارد. شاخه اول مربوط به کردهای ترکیه است. در این حوزه هم گروه های شبه نظامی (پ.ک.ک) و هم گروه های سیاسی (حزب دموکراتیک خلق با هدایت و رهبری سلیمان دمیرتاش) مورد توجه کرملین قرار داشته اند. چندی پیش اردوغان روسیه را متهم کرد که از پ.ک.ک حمایت می نماید، اما کرملین این اتهام را رد کرد. با اینحال سرنگونی یک فروند بالگرد ارتش ترکیه، تنها چند روز پس از سرنگونی بمب افکن سوخو 24 روسیه در سوریه به وسیله هواپیمای اف 16 ترک، این ظن را در آنکارا پدید آورد که این هواپیما توسط گروه پ.ک.ک و به وسیله موشکهای ضد هوایی روسی انجام شده باشد. مضاف بر آن بارها رسانه ها اخباری در خصوص انتقال تسلیحات نظامی از روسیه به کردهای ترکیه منتشر کردند. حتی الحیات مدعی شده اقدام ترکیه در گسیل نیرو به شمال عراق (در بعشیقه) به واسطه نگرانی ترکها از همکاری کرملین با پ.ک.ک صورت گرفت. به هر حال ترکها عمیقاً در خصوص مناسبات روسیه با کردها نگران هستند، چراکه علی رغم تروریستی خواندن پ.ک.ک از سوی آمریکا و  کشورهای اروپایی، اما روسها هیچگاه آنها را تروریستی قلمداد نکردند. البته روابط روسیه با کردهای ترکیه به پ.ک.ک ختم نمی شود. چندی پیش کرملین از سلیمان دمیرتاش دعوت کرد تا در جشن روز ملی کرد روسیه شرکت کند. حضور وی در مسکو و استقبال او از سوی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، نوعی هشدار به آنکارا بود و به همین دلیل بود که مقامات ترک علیه سفر وی واکنش تندی از خود بروز دادند.

روابط روسیه و کردهای سوریه را می توان در شاخه دوم قرار داد. طی سالهای جنگ داخلی در سوریه، روسیه از کردها حمایت تسلیحاتی و سیاسی نمودند. مقامات روس از جنگیدن سربازان این کشور در کنار کردهای سوریه علیه افراطگرایان داعش خبر دادند و به علاوه مقادیری سلاح در اختیار آنها گذاشتند. روسیه همچنین بر حضور نمایندگان کردهای سوریه در مذاکرات آشتی ملی سوریه در ژنو اصرار می کرد؛ امری که با مخالفت جدی ترکیه همراه بود. کرملین همچنین اجازه تأسیس دفتر کردهای سوریه در مسکو را صادر کرد. این اقدامات از سوی ترکیه با نگرانی دنبال می شد، چراکه از دیدگاه آنها حزب اتحاد دمکوراتیک سوریه (PYD) در واقع شعبه سوری پ.ک.ک است.

روابط روسیه با حکومت اقلیم کردستان عراق در شاخه سوم قرار دارد. این روابط البته طی سالهای اخیر توسعه یافته است. اما علاوه بر موضوع مقابله با افراطگرایی، وجود حجم قابل ملاحظه ای از ذخایر انرژی  در قلمرو اقلیم زمینه دیگر برای همکاری بود. مسکو در سال 2003 کنسولگری خود را در اربیل دایر کرد تا بدین شکل زمینه های همکاری را تسهیل کرده باشد. اما تا ماه های اخیر به واسطه ملاحظه به دولت مرکزی اقدام قابل ملاحظه ای برای توسعه روابط با اربیل انجام نشد. با حمله داعش به جغرافیای اقلیم روسیه مقادیری سلاح در اختیار آنها قرار داد. این کار تا تابستان سال گذشته از طریق بغداد انجام می گرفت. علاوه بر حمایت تسلیحاتی، روسیه در پروژه های انرژی اقلیم کردستان نیز مشارکت کرد. طرفین در مورد توسعه حوزه شاکال، گرمیان و حلبچه به توافق رسیدند.

اگرچه روابط روسیه با کردها  طی سالهای اخیر رشد قابل ملاحظه ای داشت، اما آنها برای این روابط حدود قائل هستند. به عبارتی، از نحوه کنشگری روسیه در قبال کردها چنین استنباط می شود که آنها در توسعه روابط با کردها محتاطانه عمل می کنند. چراکه توسعه بیش از پیش روابط با کردها خود عامل برهم زننده امنیت منطقه ای است. روسها دریافتند که هرگونه فرایند بی ثباتی در خاورمیانه منافع آنها را نیز تهدید می کند. به علاوه، توسعه بی­ملاحظه روابط با کردها با اصول دیپلماسی خاورمیانه ای آنها تضاد دارد؛ چراکه بی تردید واکنش منفی دولتهای مرکزی را در پی دارد. در واقع روسها سیاست خارجی خود را به گونه مدیریت می کنند که توسعه روابط با یکی از کنشگران به روابط آنها با سایرین آسیب نزند. جالب آنکه در افتتاح دفتر حزب دموکراتیک سوریه در مسکو هیچ یک مقامات روس حضور نداشتند. روابط نفتی با اقلیم کردستان نیز از زمانی آغاز شد که بغداد و اربیل در دسامبر 2014 در خصوص نحوه صادرات نفت اقلیم و چگونگی انتقال وجوه آن به توافق رسیده بودند. به علاوه، در سپتامبر سال گذشته، آرچنتسیو، کنسول روسیه در اربیل نیز در مصاحبه گفته بود که همچنان تمایل دارد که کمکهای تسلیحاتی کشورش به اقلیم از مسیر بغداد انجام شود. این اظهار نظر ویتالی چورکین نماینده روسیه در سازمان ملل مواضع آنها را در قبال کردها بهتر آشکار می سازد. وی در اواخر بهمن 94 به روزنامه کامرسانت این کشور گفت: «کُردها جایگاه خود را در عراق به دست آورده‌اند. احتمالاً آن‌ها زندگی راحت‌تری نسبت به سایر مردم عراق دارند. ما معتقد هستیم که کردها باید بتوانند نیازهای ویژه خود را تأمین کنند، اما این نباید منجر به تجزیه کشور شود چرا که ممکن است پدیده‌های بحران‌زای زیادی را به دنبال داشته باشد.

روی هم رفته، صرف نظر از تهدید داعش، روابط روسیه با کردهها تابعی از مناسبات آن با قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای، مخصوصاً ترکیه و آمریکا بوده است. اگر ترکیه ملاحظات روسیه را در قفقاز و آسیای مرکزی در نظر می گرفت، یا از مخالفان اسد حمایت نمی کرد، روسها از گروه پ.ک.ک یا کردهای سوریه پشتیبانی نمی کردند. اساساً نگاه روسها به کردها ابزاری است و از این جهت بهبود روابط روسیه و ترکیه در پی عذرخواهی رسمی اردوغان از پوتین (به خاطر سرنگونی کردن بمب افکن روسیه) و بالاخص شتاب گرفتن تغییر در سیاست خارجی ترکیه در پی کودتای نافرجام 15 ژوئیه، و نهایتاً ملاقات اردوغان در سن پترزبورگ در نهم اوت بر سیاست کردی روسیه اثر خواهد گذارد. البته اردوغان بنا به دلائل عدیده به روسیه سفر کرد. خود او در مصاحبه ای پیش از سفر به روسیه، مقابله با تروریسم را در کنار مناسبات دوجانبه و سوریه از مهمترین محور مذاکرات خود با پوتین معرفی کرده بود. منظور وی از تروریسم مسئله کردها بوده است. به هر حال در پی این دیدار تنشها فروکش کرد. کاهش تنش مسکو و آنکارا آثار متعددی دارد، اما اثر آن بر سیاست خارجی روسها در قبال کردها این است که احتمالاً روسیه در ازاء همراهی ترکیه با سیاستهای مسکو یا حتی تعدیل مواضع در مورد بحران سوریه، خط مشی خود را در حمایت از کردها نیز تعدیل خواهد کرد.

پیشتر پیش بینی می شد که با کنار زدن داعش و سایر گروه های افراطگرا، روابط دولتهای مرکزی با کردها تنش آلود خواهد شد. درگیری شدید نیروهای دولتی سوریه با کردهای این کشور در حَسَکه در روزهای اخیر (21 آگوست) روی داده تحقق این پیش بینیها بوده است. مضاف بر آن، با توجه به وجود زمینه های تنش، همین وضعیت احتمالاً در عراق- بعد از آزاد سازی موصل از دست داعش- نیز تکرار خواهد شد. حکومت اقلیم کردستان عراق در موضوعاتی چون نحوه تقسیم بودجه ملی، جغرافیای اقلیم، گسیل پیشمرگه به کوبانی جهت مقابله با هجمه داعش، ظهور گرایشات جدایی طلبانه در حکومت اقلیم و ... اختلافات جدی داشتند. در چنین فضای پر تنشی، هنر دستگاه دیپلماسی روسیه حفظ و توسعه مناسبات با هر دو طرف کردها و دولتهای مرکزی است. از این رو دستگاه دیپلماسی روسیه روزهای پرکاری در آینده خاورمیانه خواهد داشت. پیش بینی نوشتار بر این است که روسها احتمالاً به نقش داور ژئوپلتیک خود باز خواهند گشت. آنها تلاش خواهند کرد تنشهای احتمالی میان کردها و دولتهای مرکزی را مدیریت خواهند کرد. به این شکل که میزانی از حقوق کردها (مثلاً وضعیت فدرالیسم) در ازاء حفظ تمامیت ارضی (ترکیه، سوریه و عراق) تضمین گردد، در مسیری که منافع راهبردی روسیه در خاورمیانه تأمین شود. باید منتظر بود و به نظاره نشست تا تحولات پیش رود و تاریخ ورق بخورد. نباید از نظر دور داشت که در خاورمیانه پرآشوب ظهور رویدادی که مسیر تحولات را به دگر سو کِشَد چندان دور از انتظار نیست.     
 

----------
نویسنده: مرتضی شجاع - دانشجوی دکترای روابط بین الملل دانشگاه تهران و پژوهشگر حوزه اوراسیا


منبع: ایراس

برچسب ها:

نظرات کاربران

ارسال نظر