A PHP Error was encountered

Severity: Warning

Message: imagejpeg(./assets/captcha/1575780697.2441.jpg): failed to open stream: Disk quota exceeded

Filename: libraries/antispam.php

Line Number: 144

A PHP Error was encountered

Severity: Warning

Message: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home/iiksscom/public_html/fa/system/core/Exceptions.php:185)

Filename: libraries/Session.php

Line Number: 675

گربه ایرانی, خرس روسی

گربه ایرانی, خرس روسی تحولات سیاسی و نظامی

گربه ایرانی, خرس روسی

 

روسیه کشور پهناور و قدرتمندی است که به عنوان یکی از کشورهای توسعه یافته قلمداد می گردد. ایران نیز به نوبه خود و به صورتی متمایز یکی از پهناورترین کشورهای دنیاست که هیچ کشوری قدرت آن را در امور صنعتی, نظامی, فرهنگی و سیاسی دست کم نمی گیرد. این ادعا آنقدر روشن است که اگر وقایع منطقه غرب آسیا را مورد ملاحظه قرار دهیم, خواهیم دید در غرب آسیا و حتی بخش بزرگی از منطقه آسیای مرکزی, هر سیاستی یا در هماهنگی با سیاست های ایران است و یا در مقابله با آن. در غرب آسیا کسی نمی تواند بدون در نظر گرفتن واکنش ایران, دست به مهره شده و بازی خود را به پیش ببرد. البته این امر همسو شده است با بازیابی قدرت جهانی روسیه که مدت های زیادی را بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی, در انزوا و سکوت به سر برده بود. امروزه هر دو کشور ایران و روسیه می خواهند فراتر از هر آنچه که تاکنون بوده اند, در معادلات جهانی نقش داشته تا هر چه بهتر بتوانند منافع مردمان خود را تأمین و تضمین نمایند.

اما نکته ای که نباید از نظر دور داشت آن است که این دو قدرت باید خوب بدانند یک تکه چوب هر چه قدر هم که قطور باشد, باز هم می تواند شکسته شود و تنها در صورتی نمی توان به منافع این دو قدرت دست درازی نمود که روزگاری آنها را در کسوت یک اتحاد قدرتمند و فراگیر در همه زمینه های سیاسی, امنیتی, نظامی, اقتصادی, فرهنگی و ... ببینیم. این اتحاد نه تنها می تواند موجب تقویت بنیه های هر دو طرف در حوزه های مختلف گردد, بلکه می تواند باب بهره مند شدن از نفوذ هر یک از این دو کشور را در مناطق تحت نفوذ اختصاصی آنها فراهم نماید. لازم به توضیح است نوشته حاضر به معنای عدم وجود اختلاف نظر و دیدگاه میان دو کشور ایران و روسیه نیست و یک ذهن با تجربه خوب می داند که هیچ دو کشور متحدی را نمی توان یافت که دارای اختلاف نظر و سلیقه نباشند. طبیعتا هر یک از دو کشور ایران و روسیه به عنوان کشوری مستقل دارای منافعی کاملا اختصاصی هستند که ممکن است لزوما با منافع آن دیگری در انطباق نباشد.

با نگاهی به معادلات منطقه ای و جهانی, به نحوی آشکار ملاحظه می گردد کشور ایران و روسیه منافع مشترک غیر قابل انکاری با یکدیگر دارند که یک به یک به آنها اشاره می نماییم. هر چند که در مواردی نیز واگرایی هایی در مواضع و دیدگاه ها داشته که باید بر روی آنها کار کرد تا نتوانند بر منافع مشترک دو طرف تاثیر گذار باشند:

1: دریای خزر:

دریای خزر به عنوان پهناور ترین دریای بسته و یا دریاچه جهان, نقطه وصل دو کشور روسیه و ایران است. بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی, ایران دیگر هیچ مرز مشتکری با کشور روسیه نداشت مگر از طریق دریای خزر. کنار هم قرار نگرفتن دو کشور ایران و روسیه در دریای خزر باعث گردیده است تصادم منافع میان ایران و روسیه بر سر مسائل مرزی به حداقل ممکن کاهش یابد و عمده مسائل به وجود آمده برای ایران و روسیه, با کشورهای همجوار خود یعنی آذربایجان, ترکمنستان و قزاقستان است. البته  اختلاف بر سر مناطق مرزی و حدود بهره برداری میان کشورهای همجوار عموماً یک مسئله مبتلابه بوده و نمی توان آن را زمینه ای برای گسست روابط کشورهای همجوار به حساب آورد. چه اینکه تجربه نشان داده در عصر مدرن, اختلاف بر سر مناطق مرزی در موارد بسیار معدودی منجر به یک اختلاف سیاسی تمام عیار گردیده است.

وضعیت حاضر منجر به آن گردیده است که اختلاف میان ایران و روسیه در دریای خزر بسیار کمرنگ بوده و اختلاف سلیقه های موجود نیز طی یک سلسله نشست دنباله دار در حال مرتفع شدن است. ظاهراً کشورهای حاشیه خزر یاد گرفته اند که به جای اختلاف و عدم بهره برداری مطلوب از دریای خزر, سیاست چانه زنی را در پیش گرفته و هر چه بیشتر منافع خود را تامین نمایند.

2: نفت

هر دو کشور ایران و روسیه از بزرگترین تولید کننده های نفت جهان به حساب می آیند. روسیه دومین کشور تولید کننده (10 میلیون بشکه) و صادر کننده (7 میلیون بشکه) نفت جهان و ایران چهارمین کشور تولید کننده (4 میلیون بشکه) و سومین کشور صادر کننده (2.5 میلیون بشکه) نفت جهان به شمار می آیند. روسیه و ایران نزدیک به 10 میلیون بشکه نفت صادر می کنند و زمانی این مطلب  ارزش بیشتری پیدا می کند که بدانیم کشورهای آسیای مرکزی نیز از طریق ایران و روسیه نفت خود را صادر می نمایند.

همگان می دانند امروزه نفت  نه فقط به عنوان یک منبع درآمد برای کشورهای تولید کننده آن, بلکه به عنوان یک ابزار سیاسی مهم برای اعمال سیاست های صاحبان آن نیز به حساب می آید. نیک میدانیم که عربستان, ایالات متحده و کشورهای اروپای غربی نیز از بزرگترین تولید کنندگان و مصرف کنندگان نفت به شمار می آیند و در حوادث واقع شده در غرب آسیا (آنچه که در سوریه, عراق, یمن, لیبی و .. می گذرد) از رقیبان و دشمنان ایران و روسیه به شمار می آیند. به گونه ای که سیاست های این دو طرف درگیر حتی به حوزه نفت و انرژی هم کشیده شده و کشوری نظیر عربستان با افزایش بی سابقه تولید نفت خود, سعی در تحت فشار قرار دادن ایران و روسیه دارد. ایران و روسیه نیز می توانند از همه اهرم هایی که در دست دارند, با رقیبان و دشمنان خود به مقابله بر خواسته و از نفت به عنوان ابزاری مطلوب برای اعمال سیاست های خود استفاده نمایند. نکته حائز اهمیت این موضوع آنجاست که بدانیم کشورهای شرق آسیا و آسیای مرکزی از مشتریان دیرینه نفت ایران و روسیه به شمار می آیند. همچنین نباید فراموش کرد که تنگه هرمز به عنوان حیاتی ترین تنگه مبادلات نفتی جهان, در زیر پاشنه گربه ایرانی قرار دارد که با کمک روسیه می توان بیشترین بهره برداری را از این منطقه به عمل آورد.

از دیگر موارد همکاری ایران و روسیه در حوزه نفت می تواند همکاری غول های نفتی روسی برای استخراج نفت و گاز در ایران باشد. لوک اویل از جمله بزرگترین شرکت های نفتی جهان است که می توان از پتانسیل های آن در صنعت نفت ایران بهره جست و توعماً از این طریق اقدام به انتقال تکنولوژی نمود. این همکاری ها می تواند هم در شمال ایران و هم در سایر مناطق نفت خیز ایران صورت گیرد.

3: دریای مدیترانه:

مدیترانه یکی از مهمترین نقاط دریایی جهان به شمار می آید که دریایی مشترک میان سه قاره آسیا, اروپا و آفریقا می باشد. با اینکه ایران و روسیه مرز مشترکی با این دریا ندارند اما این دریا عمق نفوذ استراتژیک روسیه در این نقطه از کره خاکی به شمار می آید. سابقه این امر را هم می توان به جنگ جهانی اول پیوند داد که در آن زمان عثمانی ها حق عبور روسیه از تنگه بوسفور و داردانل را برای روسیه به جهت رسیدن به دریای مدیترانه به رسمیت شناختند و حتی درگیری های سیاسی بسیار شدید میان ترکیه و روسیه نتوانست خللی در حق روسیه صاحب بمب اتمی ایجاد نماید. روسیه به یک نکته عمیقاً آگاهی دارد و آن اینکه اگر روزی با دریای مدیترانه خداحافظی نماید, باید بر سر آب آشامیدنی خود نیز با کشورهایی نظیر ایالات متحده آمریکا چانه زنی کند. برای ایران نیز این دریا کم اهمیت تر از آنچه که برای روسیه هست, نیست. زیرا سه کشور بسیار مهمی که ستون فقرات سیاست منطقه ای ایران را در آسیای غربی شکل می دهند در این منطقه قرار دارند. سوریه, لبنان و فلسطین از جمله کشورهایی هستند که ایران توانسته است با همکاری آنها, اسرائیل را در زمین بازی خودش مشغول نماید. بعید نیست که بگوییم سیاست های عمومی و منطقه ای ایران در غرب آسیا باعث گردیده است تا اولاً: این کشورها هر چقدر هم که برای آنها هزینه داشته باشد, هویت اصیل خود را بازیابی نمایند و به جای آنکه ابزار غرب باشند, برای خود یک حیات مستقل داشته باشند و ثانیاً: اسرائیل به جای آنکه با خود ایران بجنگد, با نام و شبه ایران بجنگد.

البته در این منطقه بعد از بحران های ایجاد شده در بهار عربی, مشکل تکفیری های تندرو نیز به مشکل اسرائیل اضافه گردیده است که ایران و روسیه به این امر عمیقاً آگاهی دارند که اگر با تکفیری ها در سوریه نجنگند, باید در چچن و سرزمین ایران منتظر آنها باشند.

4: دشمن ایدئولوژیک مشترک

در بسیاری از ادوار تاریخ, ایران و روسیه به جای آنکه دشمنان ایدئولوژیک یکدیگر باشند, رقیبان ایدئولوژیک یکدیگر بوده اند. ایدئولوژی های ایران و روسیه در تضادی فراگیر و ماهوی با یکدیگر نیستند. اما ایدئولوژی های این دو طرف در تضادی آشکار با تفکرات مدرنیسم غربی بوده و است. این تضادها هم در صورت و هم در ماهیت مسائل سیاسی و حقوقی ظهور کرده, به گونه ای که ایران و روسیه را می توان در گروه تفکرات فلسفی شرقی و اروپا و آمریکا را در گروه تفکرات فلسفی غربی تقسیم بندی کرد. اگر ایران و روسیه به همزیستی و مدارا با یکدیگر قانع هستند, در مقابل تفکرات غربی هیچ گونه همزیستی با تفکرات شرقی را در مخیلات خود نمی پرورانند.

اگر به میان مردمان ایران و روسیه رفته و یک تحقیق میدانی انجام دهیم, در می یابیم که عمده تفکرات حاکم بر جامعه, سیاست و اقتصاد این دو کشور, ریشه در سنت ها و اعتقادات مذهبی آنها دارد و این بر خلاف آموزه های مدرنیسم غربی است که سنت را یک پدیدار تاریخ گذشته میداند که تنها جایگاه آنها, کتاب های خاک خورده کتاب خانه ها است. این رویکرد نه تنها در مسائل جاری ایران و روسیه مشهود است, حتی در تعامل با سایر کشورهای جهان و شریکان منطقه ای و فرامنطقه ای این دو کشور نیز کاملا هویداست. به گونه ای که عموما کشورهای سنتی با یکدیگر سیاست تعامل را در پیش می گیرند اما کشورهای سنتی و مدرن, سیاست تقابل با یکدیگر را انتخاب می نمایند.

5: همکاری های نظامی

بعد از فروپاشی 2500 سال پادشاهی در ایران و تشکیل نظام جمهوری اسلامی در ایران, روابط ایران و غرب دستخوش تغییرات اساسی گردید و به علت شباهت ها و دشمن های مشترکی که میان ایران و شرقی ها وجود داشت, خودبه خود به سمت شرق متمایل گردید. این همکاری ها در زمینه های مختلفی شکل گرفت و با شروع جنگ تحمیلی و بخصوص بعد از پایان جنگ , در عرصه نظامی نیز توسعه یافت. در این راستا ایران از روسیه جنگنده, تانک, سلاح های انفرادی و .. را خردیداری نمود و حتی بر اساس گزارش های تایید نشده, در پروژه هایی نیز به همکاری و انتقال تکنولوژی پرداختند. علیرغم اینکه ایران موافق حضور روسیه در افغانستان نبود, اما فعالیت های جبهه متحد شمال در افغانستان به گونه ای سامان یافت که در همزیستی با روسیه, به مقابله با طالبان پرداختند.

نقطه اوج این همکاری ها را می توان به فروش تسلیحات مدرن ضد هوایی نظیر تور ام 1 و اس 300 دانست که برای دفاع از سرزمین ایران, به ایران تحویل داده شد و همچنین بخشی از آن نیز علیرغم فراز و نشیب های گوناگون در حال تحویل شدن است. حتی زمزمه هایی نیز برای خرید جنگنده پیشرفته سوخو 30 ام کا و تانک پیشرفته تی 90 به میان آمده است که باید دید چه اتفاقی برای این توافقات خواهد افتاد. موارد پیشگفته مصادف گردیده است با حضور مشترک نظامی ایران و روسیه در کشور سوریه که تمرینی واقعی برای گربه ایرانی و خرس روسی ست تا یاد بگیرند چگونه در مقابل کشورهای رقیبی نظیر ایالات متحده, کشورهای اروپای غربی و پول های بادآورده عربستان در کنار یکدیگر قرار بگیرند.

ایران و روسیه نمی توانند سوریه را فراموش کنند. جدای از آنکه سوریه متحد سنتی و دیرین ایران و روسیه و حتی در مواقعی پل پیوند ایران و روسیه بوده است, پایگاه مهمی نیز برای کنترل آسیای غربی به شمار می رود. علاوه بر آنکه یک سوریه امن بیشترین منافع ممکن را برای ایران و روسیه به همراه دارد, مهمترین ابزار برای کنترل اعراب خلیج فارس نیز به شمار می رود. این نکته قابل توجه است که کشور ایران کاری کرده رژیم سعودی با درگیری در کشورهای دیگر و همچنین مناطق مرزی خود, برای اولین بار در تاریخ خود با کسری بودجه نزدیک به 80 میلیارد دلاری روبرو شود. عربستان کشور ضعیفی ست که جز نفت و تروریسم هیچ چیز دیگری برای صادرات ندارد و این مهم زمانی می تواند وزنه را برای ایران سنگین تر نماید که سوریه به عنوان کشوری مستقل و متحد ایران پابرجا بماند. ارزش این امر برای روسیه کمتر از ایران نیست. زیرا نباید فراموش کرد آن کشوری که باعث گردیده روسیه نفت 130 دلاری خود را 40 دلار بفروشد, عربستان است.

6: مسائل هسته ای

همکاری های هسته ای ایران و روسیه را می توان در دو حوزه پیگیری کرد. حوزه اول, شامل همکاری های هسته ای ایران و روسیه در ساخت و راه اندازی نیروگاه هسته ای بوشهر است. همچنین زمزمه هایی نیز برای مطالعه و ساخت نیروگاه های دیگر به گوش می رسد که این امر می تواند رابطه اقتصادی و تکنولوژیکی ایران و روسیه را به فاز جدیدی منتقل نماید.

حوزه دوم همکاری هسته ای ایران و روسیه, شامل حمایت های روسیه و چین در مذاکرات هسته ای می شد که تا کنون نیز ادامه دارد. این حمایت ها شامل حمایت های سیاسی و همچنین کاستن از شدت برخورد غربی ها با برنامه های هسته ای ایران در شورای امنیت می گردید. هر چند که ممکن است ایران انتقاداتی به طرف های چینی و روسی بر سر نحوه حمایت از ایران در شورای امنیت داشته باشد, اما نباید فراموش کرد روسیه و چین روابط گسترده ای با غرب و ایالات متحده داشته و دارند که این امر باعث می گردد جانب توازن را در نحوه برخورد با پرونده هسته ای ایران رعایت کنند.

7: چین

کشور چین به عنوان یکی از ابرقدرت های اقتصادی و نظامی جهان است که شاید تبدیل شدن آن به تنها ابرقدرت اقتصادی و نظامی جهان دور از انتظار نباشد. چین به عنوان متحد و شریک بزرگ اقتصادی روسیه و همچنین بزرگترین شریک اقتصادی ایران, می تواند بهترین تضمین برای مهار ایالات متحده آمریکا باشد. با در نظر گرفتن درگیری های چین بر سر دریای جنوبی چین با کشورهایی نظیر ایالات متحده آمریکا و همچنین توجه به این واقعیت که نبض اقتصاد جهان از انحصار آمریکا خارج گردیده و چین نیز نقش بی بدیلی در آن دارد, می توان به ارزش ریسک بر روی چین فکر کرد.

این دیدگاه زمانی بیشتر مورد توجه قرار می گیرد که بدانیم چین به دنبال احیای جاده ابریشم است و این امر آنقدر برای چین مهم است که بخش بزرگی از هزینه های آن را در کشورهای آسیای مرکزی تامین می نماید. چین فهمیده است که تجارت دریایی در نسبت با تجارت زمینی و ریلی محدودیت های غیر قابل انکاری دارد. زیرا به جای آنکه یک محموله از طریق دریا با ریسک بالا و هزینه ی سه برابری نسبت به حمل و نقل ریلی, تنها به یک مقصد منتقل گردد, می توان با احیای جاده ابریشم, مقصد های بسیار متنوعی را به صورت ارزان تعریف نمود. به علاوه آنکه جاده ابریشم زمینی می تواند سرعت انتقال کالا از چین به اروپا را در نسبت با حمل و نقل دریایی, نزدیک به سه برابر کاهش دهد. چین برای رسیدن به اروپا از طریق زمینی و ریلی به ایران و روسیه نیاز دارد و علاوه بر اینکه ایران و روسیه یک بازار بزرگ برای چین به شمار می روند, می توانند راه اتصال چین به شرق اروپا و خلیج فارس را امکان پذیر نمایند.

همچنین به همان اندازه که ایران و روسیه از تکفیری ها و تروریسم آسیب دیده اند, چین نیز می تواند از این امر آسیب های فراوانی ببیند. ناگفته نماند که از گذشته های دور چین را رقیب روسیه به شمار می آوردند اما نباید فراموش کرد که این دو فقط یک رقیب برای رقابت کردنند نه یک دشمن برای دشمنی کردن. در کنار این امر مشکل ایدئولوژیکی چین و ایالات متحده نیز خودنمایی می کند و باید بدانیم که صنایع هایتک و بزرگ ایالات متحده آمریکا نظیر ای بی ام, جنرال موتور, اپل و ... در حال بلعیده شدن توسط اژدهای چینی بوده به گونه ای که این صنایع دو انتخاب بیشتر ندارند و آن آینکه یا عطای اقتصاد جهانی را به لقایش ببخشند و یا اینکه از طریق چین وارد بازارهای جهانی شوند. همه این واقعیت ها به ما گوشزد می کند راه های مسالمت آمیزی که می توان با آن ایالات متحده را تحت فشار قرار داد, در دستان اژدهای چینی قرار دارد.

8: خلیج فارس و هند

خلیج فارس و کشور هند دو نقطه بسیار مهم این کره خاکی هستند که هیچ  قدرتی نمیتواند به آنها بی توجه باشد. هند کشوری مهم و پر جمعیت در جنوب آسیاست که علاوه بر آنکه یک وزنه تعادل منطقه ای برای تعدیل قدرت های دیگر به حساب می آید, یک بازار مصرف یک میلیارد و دویست میلیون نفری است که طمع هر کشور صنعتی را بر می انگیزد. روسیه نیز از این قاعده مستثنی نیست, چه اینکه آرزوی دسترسی آسان به هند از زمان پتر کبیر در اذهان روس ها جا خوش کرده است. اصرار بر توسعه کریدور شمال-جنوب از سوی روس ها نیز همین است. هند یک بازار تسلیحاتی بزرگ برای روس هاست و خوب می دانیم که غالب زیرساخت های نظامی هندی, روسی هستند. روسیه همان کشوری است که به هند کمک کرد به بمب هسته ای مسلح گردد و از آنجا که هند از مسلمانان تندرو در پاکستان و افغانستان در هراس بود, لذا این امر زمینه های اتحاد این دو کشور راعلیه مسلمانان تندرو بنیان نهاد. از طرفی شوروی سوسیالیستی از ایده های ضد امپریالیستی در هند, که از زمان استعمارستیزی گاندی ایجاد شده بود نیز خرسند بود.

از دیگر علاقه مندی روس ها, خلیج فارس است. جایی که امروزه جولانگاه ناوهای جنگی و ناوهای هواپیمابر غربی گردیده است. کشورهای غربی از طریق خلیج فارس امنیت انرژی خود را تضمین و همچنین بخش بزرگی از کشورهای عربی را که دارای حکومت های دست نشانده هستند کنترل می نمایند. از این رهگذر چه چیزی می تواند مطلوب تر از آن باشد که که روس ها به جای آنکه در مرزهای لیتوانی, استونی و فنلاند به صف آرایی نیروهای خود در برابر ناتو بپردازند, در خلیج فارس آنها را به چالش بکشد؟؟!!! همه این موارد زمانی برای روس ها به راحتی در دسترس خواد بود که ایران را به عنوان یک متحد در کنار خود داشته باشد. همچنین خلیج فارس فارق از ابعاد نظامی و انرژی آن, یک کریدور بزرگ برای تجارت و بازرگانی است که روسیه و هر کشور صنعتی دیگری نمی تواند از آن چشم پوشی کند.

9: روابط تجاری ایران و روس

مبادلات تجاری ایران و روسیه در سطح مطلوبی قرار ندارد. عمده ترین دلیل آن نیز عدم به وجود آمدن یک عادت تجاری میان مردمان این کشورها به یکدیگر و لذا عدم ایجاد زیر ساخت های لازم است. ایران در 13 محصول کشاورزی جزو 10 کشور برتر دنیا به شمار می رود و در محصولات متعددی, مازاد تولید دارد. روسیه می تواند بسیار ارزان تر از اروپا به مایحتاج کشاورزی خود دست پیدا کند و در مقابل ایرانی ها نیز می توانند بسیار به صرفه تر از هر جای دیگری محصولات دامی و کشاورزی خود را به فروش برسانند. دریای خزر و کریدور شمال-جنوب که در حال توسعه و تکمیل است, می تواند از جمله این زیرساخت ها به شمار آید. روسیه کشوری سردسیر است و با توجه به وسعت و جمعیت آن می تواند یک بازار مصرف پایدار برای ایران باشد. در اینصورت اگر اروپا در برابر گاز روسیه از اهرم مواد غذایی سود می جوید, آنوقت روسیه می تواند دست اروپایی ها را حداقل از این حربه خالی نماید.

البته ساده اندیشی ست که گمان کنیم فقط از طریق دریای خزر باید به مبادله تجاری با روسها پرداخت. ایران باید در توسعه و احیای جاده ابریشم جدید مشارکتی فعال داشته و آن را به سمت شمال, که همانا ایالات و استان های شرقی روسیه است نیز گسترش دهد. همچنین باید مسیرهای جدیدی را که می تواند شامل خطوط ریلی و جاده ای باشد, از طریق ترکمنستان, ازبکستان و قزاقستان باز نموده تا رفت آمد به مناطق شرقی روسیه برای بازرگانان و متصدیان حمل و نقل آسان گردد. نباید انتظار داشت مدیریت حمل و نقل در روسیه را فقط به خود روس ها واگذار کرد. زیرا تصدی گری امور حمل نقل توسط ایران نه تنها یک منبع درآمد خوب برای ایرانی هاست, بلکه تجار روس را در همه مناطق روسیه با ایران و فرهنگ ایرانی آشنا و یک سلسله روابط تجاری گسترده و پایدار شکل می گیرد. این امر می تواند از عمده محرک هایی باشد که موجبات ایجاد زیرساخت ها را برای توسعه روابط تجاری فراهم می نمایند و در این راستا اراده سیاسی لازم در دو طرف شکل گرفته است.

از دیگر پتانسیل های موجود در روابط دو کشور ایران و روس توسعه توریسم و گردشگری می باشد. گردشگران ایرانی با روسیه آشنا نیستند و باید از خود بپرسند که ترکیه, دبی و سایر مقاصد توریستی چه پتانسیل هایی در خود دارد که روسیه از آن بی بهره است؟ روس ها هم که آرام آرام راهشان را در ایران پیدا کرده اند باید از خود بپرسند ایران با یک تاریخ چندهزار ساله چه کمبودهایی دارد که نمی تواند توریست های کنجکاو روسی را ارضاء نماید؟

 

میثم آرائی درونکلا

 

برچسب ها:

نظرات کاربران

ارسال نظر