A PHP Error was encountered

Severity: Warning

Message: imagejpeg(./assets/captcha/1604029518.8769.jpg): failed to open stream: Disk quota exceeded

Filename: libraries/antispam.php

Line Number: 144

A PHP Error was encountered

Severity: Warning

Message: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home/iiksscom/public_html/fa/system/core/Exceptions.php:185)

Filename: libraries/Session.php

Line Number: 675

جاده های شمال و مشکلات بی پایان

جاده های شمال و مشکلات بی پایان گردشگری و توریسم

صفحه شهرستان: سال‌هایی طولانی است که ساکنین بخش وسیعی از کشورمان، تعطیلات خود را به خصوص در فصل تابستان، در کناره‌های دریای خزر با سواحل زیبا و با شکوه آن و جنگل‌ها و بیشه‌زارهای انبوه و سرسبز و نشاط‌آورش می‌گذرانند. در این میان برای اکثر اهالی تهران، سفر به شمال کشور تقریباً همه تعطیلات آخر هفته و مناسبتی را نیز شامل می‌شود. میلیون‌ها تن از اهالی کشور برای دسترسی به این طبیعت رویایی باید از سلسله‌جبال البرز عبور نمایند تقریباً 4 راه اصلی از تهران به شمال وجود دارد که بطور متوسط 250 کیلومتر طول مسیرهایشان است و در شرایط عادی وقتی با همین کیفیت نامطلوب آسفالت و مدیریت ضعیف ترافیک حداکثر در 5 ساعت باید طی شود. ولی چگونه است که موارد متعددی شاهد سفرهای 12 ساعته و حتی بیشتر از آن بوده‌ایم؟ و چرا مردم برای یک تفریح و سرگرمی خانوادگی باید اینقدر عذاب بکشند؟ بزرگراه جدید تهران- کرج- قزوین- رشت. این نوید را می‌داد که بخشی از این معضل کاهش یابد و اگرچه انتهای آن به مرکز استان گیلان و مناطق غربی، سواحل دریایی خزر ختم می‌شود ولی باز دسترسی را آسان‌تر می‌نماید. در اینجا به تردد بین شهرهای شمال کشور در استانهای گیلان و مازندران و گلستان نمی‌پردازیم که خود داستان دیگری است. که شلوغی معابر و باریکی فواصل و سرعت‌گیرها و دست‌اندازهای متعدد، برای مثال در فاصله رشت و بندر انزلی که 35 کیلومتر بیشتر نیست. حدود یک ساعت وقت مردم را می‌گیرد و متاسفانه حتی در شلوغ‌ترین ایام سال نیز استانداری یا فرمانداری محل از قراردادن ایستگاههای راهنما دریغ می‌کند.
اما ماجرای مسافرانی که تعطیلات عید مبعث را در روزهای اخیر به شمال کشور رفتند و از مسیر رشت- قزوین بازگشتند واقعاً جای تاسف برای متولیان راه کشور از ادارات راه و ترابری گرفته تا راهنمایی و رانندگی و مسئولین استانهای گیلان و قزوین دارد!
آن‌هایی که از صبح جمعه راه افتادند تا عصر به موقع به تهران برسند و برای فعالیت‌های مختلف روز شنبه خود را آماده کنند بعضاً نیمه‌های شب موفق شدند به تهران برسند، با اعصابی به هم ریخته، خسته و کوفته و عصبانی به تعطیلاتی که زهر شد به دلایل زیر:
1- اول اینکه در سه نقطه این مسیر عوارض گرفته می‌شود برای سواری دو قبض 1500 تومانی و یک قبض 4000 تومانی! یعنی 14 هزارتومان برای رفت و برگشت. این هزینه برای یک اتوبوس فقط در یک مسیر به حدود 20 هزارتومان می‌رسد و معلوم نیست کرایه آن چقدر است و حتماً این مبلغ نیز روی آن کشیده می‌شود و تازه کیفیت جاده نیز نامناسب است.
2- اجبار خودروها برای سرازیر شدن از اتوبان به دره باریک رودبار و عبور از روی یک پل که تنها یک خودرو می‌تواند تردد نماید، را می‌توان مجسم کرد که چه ترافیکی را باعث می‌شود و معلوم نیست چرا این یک قطعه راه کوتاه ساماندهی نمی‌گردد؟
3- اما روز جمعه مسئولین عوارضی رشت- قزوین وقتی پول‌ها را دسته‌دسته از دهها هزار خودرو دریافت می‌کردند، حتی اشاره‌ای به این موضوع که چندکیلومتر بالاتر در "رُستم‌رود" جاده مسدود است و همه باید به جاده قدیم بروند، نیز نمی‌کردند و نتیجه آن یک ترافیک وحشتناک دوساعته بود و تنها نشانه اقتدار پلیس جاده‌ها، یک خودرو در کنار سپیدرود و انتهای راه بندان بود که سرنشینان آن هم فقط مردم را تماشا می‌کردند که چه زجری می‌کشیدند. با بچه‌های کوچک، پیرزن‌ها و پیرمردها و افرادیکه از خودروها پیاده شده و کنار جاده بی‌هدف راه می‌رفتند.
4- مسافری که حدود ساعت 11 صبح رشت را به قصد تهران ترک کرده بود تازه نزدیکی‌های 4 بعدازظهر وارد رستم رود می‌شد تا در چند غذاخوری محدود آن، هجوم جمعیت، صاحب غذاخوری‌ها را وادار نماید هرچه در انبارها دارند را بیرون بیاورند و نهاری بسازند و به خورد این مردم تشنه و گرسته بدهند، همین وضعیت مجدداً در نزدیکی منجیل تکرار شد، باز بسته شدن راه و عبور از کناره ها. در همان وضع مشاهده خودروهایی که از مسیر‌های قدیمی و یک بانده در دوردست به راحتی تردد می‌کردند واقعاً حسرت‌بار بود.
5- مجسم کنید همه این سواری‌ها و اتوبوس‌ها و مینی‌بوس‌ها به یکباره وارد بزرگراه قزوین می‌شدند و مصیبت دیگر عبور از شهر کرج با اضافه‌شدن بار ترافیکی جاده چالوس بود که یک پارکینگ‌ طولانی و وحشتناک از انواع و اقسام خودرو درست کرده و باران نیز بشدت می‌بارید و چه بسیار نمازهای مغرب و عشاء که قضا شد.
6- البته این وضعیت برای نخستین مرتبه نیست که ایجاد می‌شود و قطعاً آخری هم نخواهد بود و با نزدیک شدن به فصل تابستان و افزایش جمعیت و تولید انبوه خودروهای جدید باید شاهد تکرار صحنه‌های اسف‌انگیزتری بود. دیدن قیافه‌های خسته و عصبانی هم‌وطنان خودمان که دیگر عادی شده است. اما وجود جهانگردان خارجی با تعداد قابل توجه در اتوبوس‌ها و مینی‌بوس‌های موسسات سیاحتی، که با حیرت و تعجب و کلافگی به این معرکه نگاه می‌کردند، واقعاً‌ برای هر ناظر با انصافی، مایه شرمساری بود. و معلوم نیست این مسیر کوتاه سه‌ساعته را بالاخره در چه زمانی باید سامان داد تا دیگر تبدیل به کابوس‌های 12 ساعته نگردد؟

برچسب ها:

نظرات کاربران

ارسال نظر