A PHP Error was encountered

Severity: Warning

Message: imagejpeg(./assets/captcha/1603489166.9017.jpg): failed to open stream: Disk quota exceeded

Filename: libraries/antispam.php

Line Number: 144

A PHP Error was encountered

Severity: Warning

Message: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home/iiksscom/public_html/fa/system/core/Exceptions.php:185)

Filename: libraries/Session.php

Line Number: 675

ماجرای قرارداد فتحعلی شاه و ناپلئون بناپارت

ماجرای قرارداد فتحعلی شاه و ناپلئون بناپارت تاریخ نگاری

به گزارش هنرنیوز؛ «تاریخ ایرانی» در ادامه نوشت: به تدریج که مقامات ایران متوجه فتوحات ناپلئون در اروپا و برتری بر روس و انگلیس و اتریش شدند، توجه‌شان به اتحاد با فرانسه معطوف جلب شد. در اثر اقدامات رومیو کنسول فرانسه در بغداد، ناپلئون به اهمیت ایران در حمله به هند و قطع شریان حیاتی امپراتوری انگلستان پی برد و در سال ۱۸۰۲ به مارشال برون سفیر خود در دربار عثمانی ماموریت داد با دولت ایران وارد مذاکره شود تا اینکه در اکتبر ۱۸۰۳ پرنس دوتالیران وزیر امور خارجه فرانسه به رومیو دستور داد که برای افتتاح دوستی و اتحاد با دولت ایران اقدام کند. اشغال ناگهانی شهرهای شمالی ایران در منطقه قفقاز، توسط روسیه و بی‌اعتنایی انگلیس نسبت به ایران به خصوص قرار دادن شرایط فوق‌العاده سنگین که برای اعطای کمک نظامی خود بر ایران قائل شده بود، توجه ایران را بیش از پیش به گسترش روابطش با فرانسه جلب کرد.

فتحعلی‌شاه طی نامه‌ای به ناپلئون، از اتحاد با فرانسه استقبال کرد و در فوریه ۱۸۰۴ جواب نامۀ فتحعلی‌شاه قاجار به تهران آورده شد. ناپلئون خواسته بود تا با اتحاد ایران و فرانسه علیه روسیه حمله کنند و کار او را یکسره سازند. فتحعلی‌شاه نیز از این پیشنهاد استقبال کرد و امیدوار شد که راه نفوذ انگلیس بر ایران و هند، توسط فرانسه بسته شود.

ناپلئون، سروان رومیو، آجودان مخصوص خود را با نامه‌ای برای انعقاد قرارداد به ایران فرستاد. ناپلئون در این نامه ضمن تمجید و تعریف از رشادت ایرانیان و انتقاد از آزمندی انگلیس تاکید کرد که ایران باید در فکر تنظیم و تجهیز ارتش خود باشد و در این زمینه امپراتور فرانسه حاضر به هرگونه مساعدت و یاری است. با اینکه ناپلئون تاکید بسیاری بر محرمانه بودن این نامه‌ها و ماموریت افرادش داشت، اما «سر هارفورد جونز»، سرکنسول انگلیس در بغداد توسط یک جاسوس ارمنی در دستگاه عباس میرزای ولیعهد، از ماجرا اطلاع یافت و تمام سعی خود را در ممانعت از انجام ماموریت هیات فرانسوی به کار برد.

سروان رومیو ۱۰ روز پس از تسلیم نامۀ امپراتور فرانسه به فتحعلی شاه، از دنیا رفت. ژوبر، فرستادۀ دوم ناپلئون که در خاک عثمانی به اتهام جاسوسی دستگیر و چهار ماه زندانی شده بود، سرانجام با دخالت ایران آزاد شد و در ۵ ژوئن ۱۸۰۶ به تهران رسید و نامۀ دیگری را به فتحعلی شاه از سوی ناپلئون تقدیم کرد. ناپلئون در این نامه نیز ضمن تاکید بر جلوگیری از قدرت‌طلبی انگلیس در ایران و تجهیز ارتش ایران، آمادگی خود را برای ایجاد روابط تجاری و مودت اعلام کرد تا هر دو دولت ایران و فرانسه مقتدر شوند. ژوبر در تهران بیمار شد و فتحعلی شاه از ترس اینکه مبادا او نیز مانند رومیو تلف شود، با عجله پیشنهاداتی تهیه و به وسیله او به دولت فرانسه ارائه کرد. ژوبر در ژانویه ۱۸۰۷ به پاریس رسید. ناپلئون پس از ملاحظه پیشنهادات فتحعلی‌شاه قاجار، لابلانش و سروان اگوست برونتان را در فاصله ماه‌های ژانویه و مه ‌۱۸۰۷ به تهران فرستاد. اعزام پی در پی سفیران فرانسه و گرم گرفتن و فعالیت فرانسه و رد و بدل کردن نامه‌ها نشان می‌داد که فرانسه چه اهمیتی برای دوست ایرانی خود قائل است.

ناپلئون در نامه‌ای که به وسیلۀ بلانش ارسال کرد، فتوحات خود را در پروس و روسیه اعلام، پادشاهان ایران را به حمله به گرجستان و تسخیر خاک روسیه از جانب شرق تشویق کرد و ضمناً آمادگی خود را برای پذیرفتن سفیر فوق‌العاده ایران جهت انعقاد عهدنامه مودت و کمک نظامی اعلام داشته بود.

سفر میرزا رضاخان به پروس

در فوریۀ ۱۸۰۷، دولت روسیه که در جنگ با فرانسه شکست خورده بود، سفیر ویژۀ خود به نام استیفانو را به منظور انعقاد معاهده صلح به تهران فرستاد و فتحعلی شاه به اتکا دولت فرانسه، پیشنهاد او را بدون جواب گذاشت و با عجله هیاتی را به ریاست میرزا رضاخان قزوینی بیگلربیگی با هدایای گران‌بها به ارزش تقریبی یک کرور تومان به دربار ناپلئون فرستاد. امپراتور فرانسه که در آن هنگام در اردوگاه «فین‌کن‌اشتاین» واقع در پروس شرقی بود، سفیر ایران را به گرمی پذیرفت و پس از چند روز مذاکره، در چهارم مه ‌۱۸۰۷، معاهده‌ای موسوم به «عهدنامه فین‌کن‌اشتاین» در ۱۶ ماده از طرف میرزا رضاخان سفیر ویژه ایران و کنت دوشامپانی، وزیر امور خارجه فرانسه به امضا رسید.

به موجب عهدنامه فین‌کن‌اشتاین، امپراتور فرانسه، استقلال ایران را تضمین، گرجستان را متعلق به ایران دانسته، تخلیه آن را تایید کرده و متعهد شده بود توپ‌های صحرایی و تفنگ و سایر سلاح‌هایی را که پادشاه ایران لازم دارد به قیمت اروپا به او واگذار کند و تعدادی افسر توپخانه و مهندس پیاده نظام برای تعلیمات قشون ایران اعزام نماید؛ در مقابل، دولت ایران متعهد می‌شد که بلافاصله روابط سیاسی و بازرگانی خود را با انگلیس قطع کرده و به دولت مزبور اعلان جنگ بدهد و وزیر مختاری را که به بمبئی فرستاده بود احضار نماید، و هرگونه ارتباط زمینی و دریایی با انگلستان را قطع کند و در هر جنگی که انگلستان و روسیه هم‌عهد شوند، دولتین ایران و فرانسه نیز به‌ همان ترتیب رفتار و بر ضد آن‌ها به صورت متحد عمل کنند؛ در موقع حمله به هندوستان از طرف ناپلئون، دولت ایران راه عبور بدهد و کمک‌های لازم را برای عبور قشون فرانسه به عمل آورد و هر وقت کشتی‌های فرانسه به خلیج فارس وارد شوند کلیه احتیاجات آنان را مرتفع و ضمناً سکنۀ قندهار و افغان‌ها را بر ضد انگلیسی‌ها بشورانند.

متن کامل عهدنامه فین‌کن‌اشتاین بدین شرح بود:

«بسم‌الله الرحمن الرحیم

مقدمه

چون در این اوان سعادت نشان و زمان میمنت اقران، خدیو فلک جاه، سلطنت دستگاه، امپراطور ممالک فرانسه و پادشاه ایطالیا بنای اتحاد و الفت با اعلیحضرت قدر قدرت، قضا بسطت، خورشید آیت، شاهنشاه صاحبقران، خسرو گیتی‌ستان، پادشاه انجم سپاه و آفتاب علم، وارث تختگاه کسری و جم، فرمانفرمای ممالک فسیحة المسالک ایران عجم، السلطان ابن السلطان ابن السلطان و الخاقان ابن الخاقان ابن الخاقان ابوالمظفر فتحعلی شاه قاجار- خلٌدالله ملکه و سلطانه- گذاشته به جهت تشیید مبانی الفت و وفاق دولتین علیٌتین و تجدید عهد مودٌت و اتٌفاق سلطنتین بهیتین از دو جانب با رخصت کامله تعیین رخصت گذار فرموده، از طرف جناب امپراطور فرانسه و پادشاه ایطالیا وزیر اعظم و کاتب سرٌ ایمپراطوری، صاحب کلک همایون اشرف نشان‌های دولت مسیو هوگ برنار ماره نام مامور گردیده بنای عهد و شرط با بنده آستان فلک بنیان پادشاهی و چاکر دیرین سپهر اشتباه شاهنشاهی، سفیر دولت جاوید قرار أبد قرین میرزا محمٌدرضا وزیر دارالسلطنه قزوین گذاشته به مقتضای صلاح دولتین علیٌتین با یکدیگر مکالمه و مجاهده نموده‌اند. قرار شرح مسطور ذیل مواد مرقومه را بناگذاری نموده که من بعد اولیای دو دولت کبری و امنای دو سلطنت عظمی رضانامه آن‌ها را قلمی و به مهر همایون مزین ساخته تسلیم یکدیگر نمایند:

ماده اول - آنکه، فی‌مابین اعلیحضرت قدر قدرت، پادشاه ملک بارگاه ایران و جناب امپراطور فرانسه و پادشاه ایطالیا صلح مؤیٌد بوده، من بعد با یکدیگر شرایط الفت و وداد و مراسم محبت و اتحاد را مرعی فرموده همواره بین الدولتین علیٌتین کمال وفاق بوده باشد.

ماده دویٌم - آنکه، جناب امپراطور اعظم به مقتضای مراسم دوستی و موافقت با دولت علیٌه ایران متعهد و کفیل گردیده که من بعد أحدی رخنه در خاک ایران ننماید و چنانچه أحدی خواسته باشد که بعد از این دخل در خاک ممالک ایران نماید، جناب امپراطور اعظم با پادشاه سپهر تختگاه ایران کمال موافقت به عمل آورده، به دفع دشمن پرداخته، حراست ممالک مزبوره را نمایند و به هیچ وجه خودداری نکنند.

ماده سوٌم - آنکه، جناب امپراطور اعظم ادای شهادت نمود که مملکت گرجستان ملک حلال موروثی اعلیحضرت پادشاه ایران می‌باشد و حقیقت مطلب بر جناب امپراطور مشخص و معلوم است.

ماده چهارم - آنکه، جناب امپراطور فرانسه و پادشاه ایطالیا در خصوص اخراج نمودن طایفه روسیه از ملک گرجستان و تمامی خاک ایران به زور پادشاهانه خود لازم و قرارداد فرمودند که طایفه مزبوره را جبراً و قهراً از جمیع خاک ایران اخراج نموده و بالکلیه ترک حدود کشور ایران نمایند و چنانچه با روسیه بنای عهد صلح نمایند، این شروط از جمله شروط عهدنامه ایشان قرار داده، به طریق امور دولت خود در این خصوص کوتاهی ننمایند و کمال تعهد در باب این مطلب فرموده بر ذمٌت همٌت عالی خود واجب و لازم ساختند.

ماده پنجم - آنکه از طرف قرین الشرف جناب امپراطور فرانسه و پادشاه ایطالیا یک نفر سفیر معتبر رخصت‌گذار معیٌن آمده، در آستان فلک بنیان اعلیحضرت قدر قدرت، پادشاه جم جاه ایران اقامت نموده، به خدمت‌گذاری و صلاح‌اندیشی دولتین علیٌتین قیام و اقدام نماید.

ماده ششم - آنکه، هر گاه رأی بیضاضیای جهان آرای اعلیحضرت پادشاه ممالک ایران اقتضا فرماید که عساکر پیاده و توپچی را به رسم و ضابطه فرنگ تعلیم و مهیٌا نماید و بعضی قلعه‌ها به ضابطه قلعه فرنگ بنا گذارد، جناب امپراطور فرانسه و پادشاه ایطالیا بنابراین مطلب توپ سفریه و تفنگ حربیٌه، و از هر قدر ضرور و لازم بوده باشد، به صوب ایران ارسال و قیمت آن را از قیمت فرنگستان به سر کار جناب امپراطور اعظم داده می‌شود.

ماده هفتم - آنکه، از دولت علیٌه ایران هر گاه خواهش نمایند که به طریق قلعه‌های فرنگ قلعه ساخته باشند و توپخانه به قاعده فرنگ ترتیب و عساکر پادشاه با ضابطه فرنگ تعلیم نماید، هر قدر توپچی و مهندس و تعلیم‌چی لازم بوده و ضرور شود جناب امپراطور فرانسه و پادشاه ایطالیا متعهد گردید که ارسال صوب ایران نماید که در آنجا ترسیم قلعه و ترتیب توپخانه و تعلیم عساکر پیاده نمایند.

ماده هشتم - آنکه، بنابر موافقت این دو دولت بهیٌه، از جانب شوکت جوانب اعلیحضرت قدر قدرت، پادشاه جم جاه ممالک ایران از هر جهت قطع مکاتبه و مراسله با قرال انگلیس گردیده، از جانب دولت علیٌه ایران متعهد شوند که بنای خصومت با ایشان گذاشته، به جهت دفع آن‌ها عساکر روانه نمایند و بنابراین مطلب ایلچی سرکار شوکتمدار پادشاهی که به جانب هند و انگلیس رفته به ارجاع و احضار او امر فرمایند و از جانب انگلیس و کمپانی آنچه بالیوز و وکلای قرال انگلیس در سواحل بنادر عجم و ولایات ایران اقامت نموده باشند آن‌ها را مطرود و اموال و امتعه انگلیس ضبط شده، تجارت ایشان را برٌاً و بحراً از جانب ایران مقطوع نمایند و فرمان قضا جریان پادشاهی در این خصوص از مصدر عزٌ و شأن صادر گردد و در اثنای این مخاصمه از طرف انگلیس به جهت سفارت یا بهانه دیگر، هرگونه سفیری که به جانب آستان فلک بنیان پادشاهی عزیمت نمایند ایشان را مطرود و مردود نموده راه ندهند.

ماده نهم - آنکه، هر گاه فی‌المستقبل روسیه و انگلیس با هم اتفاق نموده به جانب دولتین علیٌتین فرانسه و ایران عزیمت و حرکت نمایند، این دو دولت نیز باتفاق یکدیگر به دفع آن‌ها اقدام نموده از روی موافقت و اتحاد به مخاصمه و محاربه و مجادله آن‌ها پردازند و چنانچه بنای سفر و حرکت نمایند اولیای دولتین علیٌتین فرانسه و ایران یکدیگر را خبر نموده، به دفع آن‌ها اقدام نموده و آنچه در ماده سابقه مرقوم شده از ضبط مال و امتعه ایشان به طرق مشروح در ماده فوق عمل نمایند و در موافقت و اعانت یکدیگر به هیچ وجه من الوجوه کوتاهی و اهمال و مساهله و امهال جایز و روا ندارند.

ماده دهم - آنکه، اعلیحضرت پادشاه سپهر بارگاه ایران موافقت و مطابقت فرموده از صوب افغان و قندهار و آن حدود تجهیز سپاه و تهیه جنود فرموده، در وقتی که مشخص شود و معین گردد به جهت تسخیر و تصرف ممالک هندوستان متصرفی انگلیس عساکر و جنود منصوره پادشاهی را مامور و ارسال فرمایند و ولایات متصرفی انگلیس را ضبط و تسخیر نمایند.

ماده یازدهم - آنکه، هر گاه کشتی فرانسه از صوب بنادر مملکت ایران ظهور و عبور نماید و بعضی تدارکات و جزئیات و برخی اشیاء و ضروریات برای آن‌ها در کار باشد و لازم گردد اهالی بنادر به ایشان محبت و معاونت نمایند و در تدارک آن‌ها لوازم دوستی را به عمل آورده اعانت نمایند.

ماده دوازدهم - آنکه، جناب امپراطور اعظم خواهش می‌نمایند که من بعد هر گاه به جانب هندوستان به جهت دفع انگلیس فرستادن لشکر ضرور شود و اقتضا نماید که از جانب خشکی سپاهی به جهت هندوستان ارسال نمایند، اعلیحضرت پادشاه ایران اذن و اجازت به ایشان عطا فرمایند که از راه و هر طرف که رأی جهان آرای شاهنشاهی اقتضا نماید به آن‌ها رخصت داده روانه هند شوند و سپاه ایران نیز با ایشان موافقت نموده، بالاتفاق عزیمت تسخیر هندوستان نمایند و من بعد هر وقت که این اراده و عزیمت را داشته باشند موقوف است بر آنکه مجدداً با اولیای دولت علیٌه ایران در این خصوص اظهار نموده، چنانچه رأی عالم آرای پادشاهی اقتضا فرماید و رخصت عبور به ایشان بدهند، عهدنامه مجددی در این خصوص فی‌مابین دولتین علیٌتین ایران و فرانسه قلمی داده عبور فرانسه و کمیت لشکر آن‌ها را که چقدر بوده باشند و اینکه ذخایر و ضروریات ایشان در کدام راه و کدام منزل باید تدارک شود و چقدر سپاه ایران همراه بوده باشند، همگی را قرارداد نموده به اذن و رخصت شاهنشاهی عهد و شروط علاحده شود کمترین بنده درگاه جسارت به تعهد این مطلب ننموده، مجدداً موقوف است به عرض اولیای دولت قاهره و اذن شاهنشاه عالمیان پناه.

ماده سیزدهم - آنکه، هرگاه به جهت کشتی‌های فرانسه در حین عبور از بنادر ایران بعضی از اشیا و ذخایر ضرور شود، اهالی بنادر به قیمت فروخته تنخواه از فرانسه بازیافت دارند و همچنین هر گاه در عبور سپاه ایشان از راه خشکی ذخیره و بعضی اشیاء ضرور شود به نحوی که در ماده سابقه قلمی شده ذخیره و آنچه به عساکر آن‌ها ضرور شود، اهالی ایران به ایشان فروخته از قرار قیمت ایران تنخواه بازیافت نمایند.

ماده چهاردهم - آنکه، شروطی که در ماده دوازدهم مرقوم شده مختصٌ دولت فرانسه بوده، با دولت روس و انگلیس به هیچ وجه من الوجوه شروط مزبوره قرار داده نشود و از هیچ سمت به ایشان راه عبور و مرور ندهند.

ماده پانزدهم - آنکه، به جهت آمد و رفت تجار بنا بر انتفاع دولتین و امور متعلقه به تجارت در دارالسلطنه طهران به خاکپای مبارک اعلیحضرت پادشاهی عرض شده، قراردادی به جهت امور مزبور گذاشته شود و عهدنامه مجددی در این خصوص مرقوم فرمایند.

ماده شانزدهم - آنکه، إن‌شاءالله تعالی این عهدنامه در دارالسلطنه طهران بعد از چهار ماه از این تاریخ تبدیل شده، رضانامه به مهر مبارک اعلیحضرت قدر قدرت شاهنشاهی مزیٌن شده، تسلیم اولیای دولت فرانسه و به مهر جناب امپراطوری رضانامه ایشان تسلیم اولیای دولت علیٌه ایران شود.

تحریراً در اردوی جناب امپراطوری در فین‌کنشتین به تاریخ بیست و پنجم شهر صفرالمظفر سنه یک هزار و دویست و بیست و دو هجری.»

ارسال مهمات به محض امضای عهدنامه

ناپلئون بلافاصله پس از انعقاد عهدنامه فین‌کن‌اشتاین دستور تدارک اسلحه و مهمات جهت ارسال به ایران را داد و ژنرال گاردان را با مقام وزیر مختاری در رأس یک هیات دویست نفری افسر و در جهت تعلیم ارتش به ایران فرستاد. هیات نظامی فرانسه در ۲۴ دسامبر ۱۸۰۷ وارد تهران شد و گاردان تمام کوشش خود را برای انجام وظیفه اصلی خود که لشکرکشی به هند بود، به کار برد. وی تمام راه‌ها و نقاط ایران را بررسی دقیق نمود و در ‌نهایت جزیرۀ خارک از سوی ایران برای مقاصد نظامی در اختیار فرانسویان قرار گرفت. ژنرال گاردان نیز برای جلب حمایت فتحعلی‌شاه، به تجدید و ساماندهی ارتش ایران پرداخت. ارتشی که هنوز به صورت سواره نظام عشایری بود. فرانسوی‌ها یک کارخانه توپ‌ریزی در اصفهان و یک زرّادخانه در تهران دایر کردند و یک صنف توپخانه صحرایی مجهز به بیست عرّاده توپ تأسیس نمودند. فتحعلی‌شاه نیز سرتیپ عسکرخان افشار روحی را به دربار فرانسه فرستاد که در ۲۱ ژانویه ۱۸۰۸ قراردادی مبنی بر تحویل بیست هزار قبضه تفنگ با دولت فرانسه امضاء کرد.

در ۲۳ ژانویه ۱۸۰۸ نیز یک معاهده بازرگانی در ۲۳ ماده بین میرزا شفیع‌خان مازندرانی صدراعظم و ژنرال گاردان به امضاء رسید و روابط ایران و فرانسه به عالی‌ترین مرحله خود رسید. انگلیس نیز تمام تلاش خود را برای شکست ماموریت ژنرال گاردان به کار بست. اما اتفاقات جهانی راه را به سوی نیات انگلیس باز کرد. قشون روسیه از ناپلئون شکست خورد و روسیه به امضای عهد‌نامه‌ای با فرانسه تن داد. ناپلئون در حالی که هنوز مرکب عهدنامه‌ای که علیه روسیه با ایران بسته بود، خشک نشده بود، به ایران پشت کرد و در کنار رودخانه «نیمن»، تزار روس را همانند برادر در آغوش کشید و با وی عهدنامه تیلسیت (۱۲۲۲ هجری قمری – ۱۸۰۷ میلادی) را بدون اینکه حتی نامی از متحد ایرانی خود در آن ببرد، امضا کرد.

این معاهده در شهر تیلسیت (Tilsit) از شهرهای روسیه، که امروز ساویتسک (Sovietsk) خوانده می‌شود، روز هشتم ژوئیه سال ۱۸۰۷ میلادی مطابق با سال ۱۲۲۲ هجری قمری بین ناپلئون اول و الکساندر اول تزار روسیه منعقد و از آن تاریخ روابط دوستانه بین دو کشور فرانسه و روسیه برقرار و تا سال ۱۸۱۲ میلادی که امپراتور فرانسه به خاک روسیه حمله کرد و تا مسکو پیش رفت، باقی ماند.

زمانی که فتحعلی‌شاه از اتحاد روس و فرانسه مطلع شد، عسکرخان افشار را برای یادآوری تعهدات ناپلئون به فرانسه فرستاد. نمایندۀ اعزامی در ملاقات با ناپلئون جز پاسخ‌های واهی چیزی نشنید، به این ترتیب امید شاه ایران به یأس مبدل شد و چاره را در توسل به انگلستان دید. با اتحاد ناپلئون و الکساندر روسی که جهت ضد انگلیسی داشت، حیات امپراتوری بریتانیا مورد تهدید واقع شده بود؛ این چنین بود که انگلستان تلاش برای استفاده از ایران در برابر این اتحاد را آغاز نمود.

نزدیکی به بریتانیا و قطع رابطه ایران با فرانسه

ژنرال گودویچ روسی، در ۲۱ مه ‌۱۸۰۸ از ژنرال گاردان فرانسوی خواست که به خاطر عهدنامه (فرانسه و روسیه) تیلسیت، در سیاست دولت ایران که بر ضد روسیه است، دخالت نکند. ژنرال گاردان سعی کرد میان دولت روسیه که متحد فرانسه بود و ایران که به واسطه اقامت، به آن علاقمند شده بود، وساطت کند. انگلیس که راه را برای خود هموار می‌دید دو سفیر یکی سر جان ملکم از حکومت هند و نیز سر هارفورد جونز (کنسول انگلیس در بغداد) را روانه تهران نمود. ژنرال گاردان تهدید کرد اگر پای یک انگلیسی به تهران برسد، روابط سیاسی بین ایران و فرانسه قطع خواهد شد. در اوایل اکتبر ۱۸۰۸ دولت روسیه پیشنهاد میانجیگری فرانسه را برای صلح با ایران رد و به ایروان حمله کرد، اما نتوانست کاری از پیش ببرد.

با امتناع فرانسویانی که در خدمت ارتش ایران بودند از شرکت در عملیات نظامی بر ضد روسیه، میرزا شفیع‌خان صدراعظم در نامه‌ای که ۱۶ اکتبر ۱۸۰۸ به کنت دوشامپانی وزیر امور خارجه فرانسه، دربارۀ مذاکرات صلح و میانجی‌گری دولت فرانسه رسماً سوال کرد و مواد معاهده فین‌کن‌اشتاین را که استقلال و تمامیت ارضی ایران را تضمین کرده بود، یادآور شد؛ اما دوشامپانی به ژنرال گاردان دستور داد که میانجی‌گری فرانسه را نپذیرد و دو دولت ایران و روس در تهران مذاکره کنند. ایران نیز که از سوی فرانسه جواب منفی شنید، دست دوستی به سوی انگلیس دراز کرد. بنابراین ژنرال گاردان در ۱۲ فوریه ۱۸۰۹ مرخصی گرفت، تهران را ترک کرد و از ایران خارج شد. سرتیپ عسکرخان نمایندۀ ایرانی در فرانسه نیز به ایران بازگشت و روابط ایران و فرانسه قطع شد.

برچسب ها:

نظرات کاربران

ارسال نظر