جنبش های فمینیستی زنان در روسیه و تاثیر آن بر سیاست های عمومی دولت تحولات سیاسی و نظامی

فمینیسم از قرن هجدهم با الگو گیری از اروپای غرب در روسیه شکل گرفت. در ابتدا طبقه ی اشراف را تحت تأثیر خود قرار داد. در جامعه ی اشرافی روسیه، زنان خواستار قدرت و جایگاه اجتماعی و آزادی عمل بیشتری بودند. بسیاری از افراد سرشناس مانند الکساندر پوشکین و الکساندر هرتسن از فمینیسم حمایت می کردند. در جامعه اشرافی روسیه، دادن آزادی های بیشتری به زنان ، باعث افزایش  قدرت و  جایگاه اجتماعی زنان شد، از جمله چهره هایی مانند کاترین بزرگ، ماریا نارایشکینا و کنس ماریا رازوموفسکیا. زنان حتی در حوزه های ادبی با مردان رقابت می کردند. وجود نویسندگان و شاعران زن باعث محبوبیت بیشتر زنان در جامعه شد.

 جنبش های زنان در قرن هجدهم به ثمر نشست و پتربزرگ دستور از بین بردن محدودیت های آموزشی و آزادی شخصی را صادر کرد. همین امر یک طبقه جدید از زنان تحصیل کرده مانند شاهزاده ماتالیا شرمیتوا را تربیت کرد.  شاهزاده توانست اولین اثر خود(شرح حال زندگی خود) را به عنوان اولین زن نویسنده در سال ۱۷۶۷ منتشر کند.  جریان های فمینستی در دبیرستان ها نفوذ می کردند و زنان دبیرستانی را به عنوان نمونه ای از نسل های بعدی فمینیست روسی تربیت می کردند.

 در اواخر قرن نوزدهم زنان اشرافی از خواسته‌های خود که داشتن جایگاه و زندگی اجتماعی بود، دور شدند و تمرکز بیشتر شان بر اصطلاحات فمینیستی قرار گرفت . در میان آنها، آنا پاولونا فیلوسوفوا، یک زن از یک خانواده اشرافی مسکو، که با  یک بوروکرات عالی رتبه ازدواج کرد و بیشتر وقت و انرژی خود را به جوامع و پروژه های مختلفی اختصاص داده بود که به نفع فقرا و افراد فقیر در جامعه روسیه از جمله زنان بود.

 در پایان قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم ، تمرکز فمینیسم در روسیه از گروه اشراف به طبقه دهقانان و کارگران کارخانه معطوف شد. زنان کارگر که معمولا توسط  سوسیالیست‌های مردانه نادیده گرفته می شدند؛  تحت تاثیر ایدئولوژی های سوسیالیستی قرار گرفتند.

 دربین سال ۱۹۰۷ تا ۱۹۱۷ ، سازمان حقوق برابر برای زنان ، مهمترین سازمان فمینیستی در روسیه بود. همچون  انجمن  بین المللی بشردوستانه زنان روس،  بیشتر بر آموزش و رفاه اجتماعی متمرکز بودند. آنها همچنین بر حقوق برابر برای بدست آوردن  حق رای، ارث برابر و از بین رفتن محدودیت گذرنامه ها  تاکید داشتند.

 با آغاز جنگ جهانی در سال ۱۹۱۴ روند ادغام زنان در نیروی کار تسریع پیدا کرد. زنان در بسیاری از کارخانجات و صنایع فلزات مشغول به کار شدند. این امر تاثیر بزرگی بر انقلاب گذاشت. با انقلاب اکتبر قدرت به دست لنین افتاد. ولادیمیر لنین ایده ای برابری زن در مقابل مرد را بنیان‌گذاری کرد. لنین بیان کرد که چگونه توسعه صنعتی باعث تحولات در حوزه زندگی زنان شد وبه عنوان یک گام پیش رو تلقی می‌شود. چرا که زنان را از خانه و روابط پدرسالارانه خارج کرد و به محیط جامعه آورد و به آنها استقلال داد.

رژیم جدید شوروی تلاش برای ساختن یک جامعه ی بدون سرکوب و نابرابری را آغاز کرد. بلشویک ها بلافاصله تمام قوانینی را که زنان مقابل مردان در معرض آسیب دیدگی قرار می گرفتند، را لغو کردند.  تمام محدودیت‌ها برای جنبش آزاد زنان برداشته شد. قبل از انقلاب از لحاظ قانونی همسر مجبور بود در هر شرایطی تابع مرد باشد. تغییرات گسترده‌ای در روابط مالکیت ،خانواده را به عنوان یک واحد اقتصادی و همچنین موقعیت  والدین در خانواده را تضعیف کرد. قوانین دیگری به زنان اجازه می داد تا حقوق مساوی برای مالکیت بر زمین داشته باشند و به عنوان سرپرست خانواده عمل کنند. بعد از انقلاب ازدواج با یک روند ساده و با رضایت دو طرف صورت می گرفت. به زنان قبل و بعد از تولد فرزند، تعطیلات زایمان با داشتن تمام حق و حقوق کاری می دادند. کار شبانه برای زنان باردار و زنانی که بچه های کوچک داشتند ممنوع بود. شبکه های ملی مراکز درمانی مناسب برای زنان ایجاد شد. در سال ۱۹۲۰ سقط جنین به عنوان یک حق برای همه زنان معرفی می شد. حق رای به زنان داده شد. در نتیجه روسیه اولین کشور اروپایی بود که زنان در آن حق رای داشتند و اولین کشوری بود که قانون اساسی آن حقوق برابر زن و مرد را به رسمیت ‌شناخت. الکساندرا کولونتای به عنوان اولین کمیسر رفاه اجتماعی در شوروی  نام گذاری شد. او نخستین سفیر زن در جهان بود.

این زمان دوران پیشرفت در روسیه بود. در هیچ کشور سرمایه داری، زنان به طور قانونی با مردان برابر نبودند.  در انگلستان در سال ۱۹۱۸ ،ایالت متحده سال ۱۹۲۰ ،سوئد در سال 1921  و فرانسه و ایتالیا ۳۰ سال بعد زنان در آن حق رای پیدا کردند. اتحاد جماهیر شوروی بدون شک و شاهد شکوفایی فرصت‌های انسانی بود اگر فاجعه انزوا و استالینیسم بروز نمی‌کرد.

 موفقیت زنان زمان زیادی طول نکشید. با آمدن جوزف استالین بر حکومت، بیشتر توجه ها را به خانواده سنتی معطوف کرد.  دولت سقط جنین را در سال ۱۹۳۶ ممنوع اعلام  و روابط عاشقانه خارج از ازدواج را سرکوب کرد. در این زمان اوضاع زنان بدتر شد. چون هم باید محیط خانواده را مدیریت می‌کردند و هم در خارج از خانه کمک خرج خانواده بودند.

 از دوران استالین چالش های حقوقی برای زنان در شوروی باقی ماند. بر روی کاغذ ، زنان آزاد و برابر بودند اما در عمل آنها مجبور بودند، دو برابر مردان کار کنند. علاوه بر کار، مجبور به مراقبت از خانواده نیز بودند. این ناسازگاری ها منجر به مقاومت زنان علیه نظام در سال 1970 شد.  با وجود اینکه مقامات شوروی بیان می کردند، خانواده در شوروی مشکلی ندارد. اما همچنان خشونت از سوی مردان وجود داشت . امکانات بهداشتی درمانی مناسبی برای مادران و زنان وجود نداشت. نشریات و فعالیت های فمینیستی به صورت مخفی صورت می گرفت و منتشر می شد.  حتی بعد از کشف آن،  فعالان فمینیست را مجبور به مهاجرت  کردند. امید برای حقوق مساوی زنان از بین رفت تا سال ۱۹۹۰ با فروپاشی شوروی فمینیست عمر تازه ای گرفت و امیدی برای گرفتن حق خود در جامعه پیدا کرد.

 

 

               

در قرن بیست و یک گروه فمینیستی به نام  پانک راک روسی ، شکل گرفت. پانک راک  پوسی رایت (Pussy  Riot) یک گروه فمینیست اعتراضی مستقر در مسکو است. این گروه که در اوت ۲۰۱۱ پایه‌گذاری شده دارای اعضای متغیری است که حدوداً ۱۱ زن را در بر می‌گیرد. در سال ۲۰۱۲ گروه پانک راک « Pussy  Riot » اقدامات تبلیغاتی را برای نشان دادن مخالفت خود با ولادیمیر پوتین انجام داد ند.  آنها با برخوردهای انتقادی از سوی کلیسای ارتودوکس روسیه و حکومت پوتین مواجه شدند.

 فعالان های فمینیستی  تلاش زیادی برای برگرداندن حقوق مساوی زنان در جامعه می کند. ولی با این حال هنوز موفق به اجرای عملی برابری زن و مرد نشده است.  یکی از نمونه های بارز آن ، نبودن قوانینی برای ممانعت از خشونت خانگی در روسیه است. بنا به گزارش پلیس روسیه، ۴۰ درصد از خشونت های اعلام شده در سال ۲۰۱۷ ناشی از خشونت های خانگی است. روسیه یکی از سه کشور اروپایی و آسیای مرکزی است که در آن قوانینی برای خشونت خانگی تعیین نکرده اند. تنها قاعده قانونی برای رسیدگی به خشونت خانگی در روسیه ، ماده ۱۱۶ قانون اساسی است. بر مبنای این ماده قانونی ضرب و جرح غیر قانونی جرم بوده است که شامل جریمه تا چهل هزار روبل  یا بازداشت سه ماهه یا یک دوره ۶ ماهه کار اجباری با کاهش درآمد در محل مشخص می باشد.

وقتی ولادیمیر پوتین قانون مربوط به خشونت خانگی را در سال ۲۰۱۷ امضا کرد و مجازات آن را در حد جرم اداری پایین آورد؛ تلاش‌های گروه فمینیستی بی نتیجه ماند. به طوری ‌که Kira Solovyova  یکی از بنیانگذاران انجمن فمینیستی (ONA)  بیان کرد:« ما در این مبارزه شکست خوردیم».  وی همچنین بیان کرد:« ما با تغییرات جدی در زمینه های مبارزه با سیاست های سقط جنین و یا لغو ممنوعیت های حرفه ای برای زنان دست نیافتیم».

 با اینکه جمعیت زنان در روسیه بیشتر از مردان است (۷۸ میلیون نفر زن  نسبت به ۶۶ میلیون نفر مرد ) ،اما همچنان  نقش آنها در دولت کم رنگ است. از جمله زنانی که موفق شدن به مقام های بالا سیاسی در دولت روسیه دست یابد، می‌توان به : ورونیکا اسکوارتسوا وزیر بهداشت، اولگا گولودتس معاون نخست وزیر،  الویرا نبیولینا رئیس بانک مرکزی اشاره کرد.

در روسیه زنان با اکثریت جمعیت تنها موفق به اختصاص ۶۱ کرسی از ۴۵۰ کرسی دوما به خود شدند. در انتخابات ریاست جمهوری در سال ۲۰۱۸ تنها یک زن در مقابل هفت کاندیداتوری مرد قرار گرفت. شعارهای تبلیغاتی او نیز مبارزه علیه خشونت و تبعیض جنسیتی و برابری آن در عمل بود.

پوپوا می گوید:« ما هنوز به برابری جنسیتی در روسیه دست نیافتیم. به طوری که طبق قانون اساسی، زنان و مردان برابرند،  ولی در عمل این واقعیت ندارد».

 

ماندانا فردین - عضو شورای علمی موسسه بین المللی مطالعات دریای خزر

برچسب ها:

نظرات کاربران

ارسال نظر