A PHP Error was encountered

Severity: Warning

Message: imagejpeg(./assets/captcha/1603254456.3143.jpg): failed to open stream: Disk quota exceeded

Filename: libraries/antispam.php

Line Number: 144

A PHP Error was encountered

Severity: Warning

Message: Cannot modify header information - headers already sent by (output started at /home/iiksscom/public_html/fa/system/core/Exceptions.php:185)

Filename: libraries/Session.php

Line Number: 675

مناسبات بین ایران و قزاقستان: آن چیزهایی که می‌شنویم و آن چیزهایی که نمی‌بینیم؟!

مناسبات بین ایران و قزاقستان: آن چیزهایی که می‌شنویم و آن چیزهایی که نمی‌بینیم؟! تحولات سیاسی و نظامی

مناسبات بین ایران و قزاقستان: آن چیزهایی که می‌شنویم و آن چیزهایی که نمی‌بینیم؟!

موسسه بین‌المللی مطالعات دریای خزر (IIKSS) خیلی خوب عادت کردیم بشنویم و البته به همان اندازه نیز عادت کردیم بی‌توجه باشیم و نبینیم و این منحصر به طیف خاصی از جامعه ما نیست و به یک اپیدمی تبدیل شده است: «می‌گویند و می‌شنویم، می‌گوئیم و می‌شنوند». حکایت توصیف مناسبات ایران با کشورهای همسایه، به صورت مشخص قزاقستان نیز چنین است. صحبت‌های قشنگ و امیدوارکننده متعددی را‌ در توصیف مناسبات بین دو کشور می‌شنویم و مطابق معمول، چیزهایی هم هستند که نمی‌بینیم...

آن چه که می‌شنویم...

مدام می‌شنویم که ایران و قزاقستان در حوزه‌های بسیار مهمی همچون حل و فصل مشترک موضوع رژیم حقوقی دریای خزر، اقتصاد و تجارت، حضور مشترک در پروژه‌های حمل و نقل و حضور در ساختارهای مهمی همچون سازمان همکاری اسلامی، سازمان همکاری شانگهای، سازمان همکاری اقتصادی و ... با یکدیگر همکاری می‌کنند. از نقش و سهم بسزای قزاقستان در امضای توافقنامه برجام، از عدم توقف مناسبات بین دو کشور در شرایط تحریم‌ها و فشارهای آمریکا، از استقبال گرم از بنگاه‌های ایران در قزاقستان و بالعکس، از ریشه‌های مشترک فرهنگی-تاریخی، از تلاش دانشمندان و مطلعین دو کشور برای یافتن حلقه‌های گمشده زنجیر ارتباطات و مناسبات عمیق بین آن‌ها، از امضای توافقنامه‌ها و قراردادهای متعدد در حوزه‌های مختلف دو کشور بسیار شنیده‌ایم. شنیده‌ایم که بزرگ‌ترین شریک تجاری ایران در منطقه آسیای مرکزی در دوران پساشوروی قزاقستان است؛ منافع ایران و قزاقستان در حوزه حمل و نقل با یکدیگر منطبق است؛ یکی از پروژه‌های مهم منطقه‌ای پروژه راه ریلی قزاقستان-ترکمنستان-ایران است که مسیر کشورهای آسیای مرکزی را به بنادر خلیج فارس باز می‌کند...

می‌شنویم که ایران علاقه‌مند به همکاری با کشورهای آسیای مرکزی در حوزه‌هایی همچون ساخت نیروگاه آبی، خطوط لوله، خطوط برق، خرید غلات و گندم و پروژه‌های لجستیکی است؛ اگر کنسولگری قزاقستان در مناطق مختلف ایران ایجاد گردد، می‌توان به تقویت بیشتر مناسبات بین دو کشور امیدوار بود؛ مشکلات زیرساختی در مناسبات تجاری-اقتصادی با قزاقستان وجود ندارد و شاخه ریلی اوزن (قزاقستان)-گرگان (ایران) از طریق ترکمنستان دو کریدور حمل و نقل را پیش روی ایران و قزاقستان با هدف افزایش مبادلات تجاری و اقتصادی قرار می‌دهد: مسیر دریایی از طریق بندر آکتائو و نیز حمل و نقل ریلی از طریق ترکمنستان. شنیده‌ایم که در حال حاضر بیش از 160 بنگاه و کمپانی مشترک ایرانی-قزاقی (در برخی گزارشات - 231) وجود دارند که با یکدیگر کار و سرمایه‌گذاری مشترک انجام می‌دهند. شنیده‌ایم که تمام بسترهای تاریخی، فرهنگی و مذهبی همکاری و نزدیکی مناسبات بین ایران و قزاقستان فراهم است؛ و این که حتی در شرایط آهنگ پائین مناسبات اقتصادی-تجاری بین دو کشور نیز ایران منبع درآمدهای ارزی برای تولیدکنندگان قزاقی فولاد، گندم و جو و خریدار تجهیزات و قطعاتی برای اتوبوس‌ها، ماشین‌های حفاری، تونل‌زنی و چرخ دنده‌ها است و موارد مشابه دیگر...

هیچ کس، چه در محافل رسمی و چه در محافل کارشناسی، منکر این چنین پتانسیل و ظرفیت بالا در دو کشور با هدف تقویت مناسبات بین آن‌ها نیست و حتی می‌توان به موفقیت‌هایی نیز در مناسبات تهران-آستانه اشاره نمود. اما فاکتورهایی نیز وجود دارند که بسیار جدی بوده و مانع مناسبات عادی و نرمال سنتی بین ایران و قزاقستان و نیز همزمان مانع خوش‌بینی واهی و غیرواقعی ما از وضع موجود می‌شوند. موضوعی که ما را به نگاشتن این گزارش انتقادی وادار نمود نیز همین است: آن چیزهایی که نمی‌بینیم. به چه دلیل ما به وجود پتانسیل‌ها و ظرفیت‌های بالقوه در مناسبات بین ایران و قزاقستان صرفا می‌بالیم، اما هیچ میل و اراده‌ قوی و مسئولی در ما با هدف فعلیت بخشیدن به این همه استعداد به منظور دستیابی به حداکثر سود و فایده وجود ندارد؟!

آن چه که نمی‌بینیم...

آمار و ارقام واقعیت مناسبات بین تهران و آستانه را متفاوت از آن چه که می‌شنویم توصیف نموده و ما را به مشاهده آن چه که خوشایندمان نیست متقاعد و در برخی موارد مجبور می‌سازند. اوج تجارت متقابل بین ایران و قزاقستان در سال 2008 بود (2.1 میلیارد دلار). سهم صادرات قزاقستان در مجموع 97.2 درصد بود که شاخص بسیار خوبی برای این جمهوری تلقی می‌شده است. اما در حال حاضر تبادل و تجارت به تقریبا 4 برابر کاهش یافت. بر اساس اطلاعات کمیته درآمدهای دولتی وزارت مالی قزاقستان، تبادل کالا بین ایران و بزرگ‌ترین شریک اقتصادی ما در آسیای مرکزی در سال 2017 ، 552.6 میلیون دلار بود که بدترین شاخص در طی 6 سال گذشته است.

علت چیست؟

بلافاصله اذهان به سمت تحریم‌ها می‌رود و منطقی هم است. نمی‌توان تاثیرات و پیامدهای منفی قابل توجه آن را نادیده گرفت. تحریم‌های سنگین اقتصادی در چارچوب سیاست آمریکایی‌ها و متحدینشان مبنی بر بازدارندگی ایران فاکتور بسیار تاثیرگذاری در مناسبات بین تهران و کشورهای آسیای مرکزی و به صورت ویژه قزاقستان بوده و هست. نمی‌توان کتمان کرد که مناسبات بین تهران و آستانه نیز دارای یک جزء جدایی‌ناپذیر به نام سیاست است و طبیعتا کمپانی‌های تجاری-اقتصادی قزاقستان نمی‌توانند ریسک ناشی از تحریم‌های سنگین آمریکا بر علیه ایران را نادیده بگیرند. تحریم‌ها نه تنها تعامل و تجارت با کمپانی‌های ایرانی را ممنوع ساخت، بلکه تجارت با شرکای خارجی کمپانی‌های ایرانی را نیز ممنوع ساخته است. در این بین قزاقستان دارای آن اندازه از قدرت و اقتدار نیست که بتواند بین سیاست و اقتصاد تمییز قائل گردد. برای آستانه، همکاری از نقطه‌نظر اقتصادی در شرایط مواجهه ژئوپلیتیک بین ایران و آمریکا بی‌فایده است و بدین ترتیب، خیلی پیش‌بینی سختی نیست که قزاقستان تحت فشار آمریکا سیاست و اقتصاد را در مناسبات با ایران پیوند زند.

اضافه می‌کنیم که آمریکا علاوه بر حربه قرار دادن کشورها در مقابل انتخاب یکی از دو گزینه "یا با ما و یا بدون ما"، از حربه دیگری نیز جهت ایجاد فاصله بین ایران و کشورهای همسایه بهره می‌برد و آن حربه ایجاد مناطق منازعه است. آمریکایی‌ها و متحدین غربی آن‌ها در استفاده از اختلافات و تضادها با هدف برانگیختن منازعات و درگیری‌ها بسیار با تجربه هستند. آن‌ها بدین ترتیب با ایجاد جبهه جدیدی از منازعه و جنگ، توجه کشورمان را از همکاری اقتصادی-تجاری با همسایگان‌مان، به سمت تلاشی پرهزینه برای جلوگیری از سرایت آشوب و ناآرامی در آن‌ها به درون مرزهای‌مان سوق می‌دهند که نمونه سوریه، عراق و افغانستان از جمله مهم‌ترین آن‌ها است.

با این توضیح صرفا بر آن بوده‌ایم که به آن دسته از محافلی که مدام از تحریم‌ها سخن می‌گویند و نیز آن محافلی که از وظایف و مسئولیت‌های خود مبنی بر تهیه و تدوین سیاست‌های ضدتحریمی کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت طفره رفته‌اند و می‌روند یادآور شویم که ما هم مثل آن‌ها مطلعیم که برقراری مناسبات عادی و خوب با کشورهای مناطق پیرامونی‌مان در شرایطی که بازیگران متخاصم منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای حل و فصل همه مشکلات و مصیبت‌های مناطق مختلف را در مواجهه با ایران می‌بینند چقدر دشوار است و نیز مطلعیم که پس از خروج آمریکا از برجام چشم‌انداز مناسبات بین ایران و کشورهای آسیای مرکزی بیش از پیش مبهم‌تر شده است.

دیر جنبیدیم و قزاقستان دیگر نیازی به ما ندارد

اما در ورای تحریم دو فاکتور بسیار مهم دیگری نیز هست که ما آن‌ها را در توصیف واقعی مناسبات بین تهران و آستانه و در مناسبات کشورمان با هر کشور دیگری نادیده می‌گیریم و بدیهی است که برای رفع آن‌ها نیز تلاش نمی‌کنیم و آن دو فاکتور نخواستن و نتوانستن ما است. طبیعتا فاکتور نتوانستن نیست و به سهولت نیز قابل توجیه است: کجاها خواستیم و اراده کردیم و نتوانستیم؟! در حال حاضر، ایران به شدت علاقه‌مند به جذب درآمدها از طریق تجارت غیرنفتی خارجی است و در همین چارچوب، میل ایران به توسعه همکاری با کشورهای منطقه، از جمله قزاقستان کاملا قابل توجیه است. اما مشکل اساسی آن جا است که ما دیر جنبیدیم و قزاقستان دیگر نیازی به ما ندارد. بنابراین نمی‌توان به همراه تحریم‌ها، اهمال‌کاری و فقدان یک برنامه و طرح مدون را در کاهش مناسبات تجاری-اقتصادی بین ایران و قزاقستان نادیده گرفت و ندید. چگونه می‌توان این موضوع را توجیه نمود که تبادل کالا بین ایران و کشورهای اتحادیه اروپا طی دو ماه اول سال 2018، 3 میلیارد و 740 میلیون یورو بوده است، اما جمهوری‌های همسایه ایران در آسیای مرکزی، طی سال 2017 به اندازه 2 ماه اتحادیه اروپا با ایران تجارت نداشته‌اند. مگر ما در تعامل و ارتباط با کشورهای اروپایی تحریم نیستیم؟! در چنین شرایطی دو سوال مهم به ذهن متبادر می‌گردد: آیا جمهوری‌های آسیای مرکزی مورد بی‌توجهی دیپلماسی ایران قرار گرفته‌اند یا ایران برای جمهوری‌های منطقه جذابیت چندانی ندارد؟ هر دو سوال درست است، اما دومی متاثر از اولی است.   

یکی از مهم‌ترین موانع همکاری و نزدیکی مناسبات بین ایران و قزاقستان و نیز تمام کشورهای آسیای مرکزی عدم انطباق و سازگاری ساختارهای اقتصادی کشورمان با ساختارهای اقتصادی آن‌ها، از جمله قزاقستان است که مانع حضور سرمایه‌گذاران در ایران می‌شود. سیاست پلورالیسم اقتصادی در منطقه آسیای مرکزی در حال تبدیل شدن به یک سیاست رایج است و کشورهای این منطقه در چارچوب چنین سیاستی دیگر خود را ملزم به همکاری با یک کشور نمی‌دانند و به راه‌های همکاری اقتصادی و نیز کشورهای هدف همکاری اقتصادی خود تنوع می‌بخشند و این مستلزم ساختار اقتصادی شناور و منعطف است که دارای قابلیت بالایی در انطباق با اقتصادهای پویای جهانی می‌باشد. در این بین انتظار می‌رفت که ایران که توافقنامه ایجاد منطقه آزاد تجاری با کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اورآسیا را به امضاء رسانده است، به معنای واقعی کلمه با اصلاح ساختارهای اقتصادی-تجاری خود در چارچوب واقعیات جدید منطقه‌ای و بین‌المللی، با کریدور حمل و نقل بین‌المللی شمال-جنوب متشکل از روسیه و کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی، پاکستان، هند، افغانستان و کشورهای خلیج فارس بیش از پیش همگرا گردد و نقش فعال‌تر و جدی‌تری را در برانگیختن میل کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اورآسیا به تجارت با ایران و کشورهای جنوبی ایران ایفا نماید.

اما بعد از برداشته شدن تحریم‌ها، تهران و کشورهای آسیای مرکزی پیگیر طرح‌ها و پروژه‌های جدی و بزرگی نشدند. ما تنها در شرایط تحریم و در آستانه تحریم‌ است که برای استفاده از پتانسیل اقتصادی کشورهای همسایه، از جمله قزاقستان به تکاپو می‌افتیم. در شرایطی که اقتصاد ما مبتنی بر فروش مواد خام است، هر قراردادی بین کشورمان و قزاقستان در حوزه اقتصاد و تجارت چندان موثر و کارآمد نبوده و به اندازه‌ای نیز نخواهد بود که بتواند آستانه را برای حفظ و بقای آن‌ها به دردسر اندازد. در هر صورت، با توجه به میزان مبادلات تجاری بین دو کشور و روند رو به کاهش آن طی سال‌های اخیر می‌توان این گونه استنباط کرد که تحریم‌ها بر علیه ایران نمی‌تواند تاثیرات و پیامدهای نامطلوبی برای قزاقستان در پی داشته باشد.

جمع‌بندی

کشورهای منطقه نه صرفا به دلیل تحریم‌های آمریکا، بلکه به دلیل مهم‌تر یعنی بی‌توجهی دیپلماسی ایران، به عدم تجارت با کشورمان و مسیرهای حمل و نقل و خطوط لوله‌ای که خارج از مسیر ایران عبور می‌کنند عادت کرده‌اند. شرایط ایران برای کشورهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای قابل پیش‌بینی شده است. این که چه چیزهایی ایران می‌تواند به قزاقستان و چه چیزهایی قزاقستان می‌تواند به ایران پیشنهاد دهد کاملا واضح هست. در حال حاضر، چیزی که می‌تواند تا حد زیادی مطلوب ایران تلقی گردد، کالاهای پرمصرف و محصولات کشاورزی و نیز تجهیزات فنی و تکنولوژی است که به دلیل عدم نیاز اقتصاد دو کشور به یکدیگر و نیز به دلیل بی‌توجهی دیپلماسی کشورمان در تهیه و تدوین مدل‌های موثر و متنوع همکاری اقتصادی، مالی و تکنولوژیکی طی دهه‌های گذشته، توانایی متقاعد کردن آستانه برای واگذاری چنین محصولاتی به ایران را به دلیل فشار فزاینده آمریکایی‌ها بر آن‌ها نداریم؛ و آن چه که ایران می‌تواند به قزاقستان پیشنهاد دهد نیز تقریبا چیزهایی است که چین و روسیه و همچنین ترکیه می‌توانند به این جمهوری پیشنهاد دهند. بنابراین جای تعجب نیست که جریان تبادل کالا بین دو کشور تا این اندازه پائین است و هیچ کدام از دو کشور، کشور هدف همکاری اقتصادی-تجاری دیگری تلقی نمی‌شود. نهایتا این که اگر ما ضعف‌های خودمان را در علم، فن، تکنولوژی، استانداردها، کیفیت و موارد مشابه ناچیز شمرده و همان طور که گفتیم، نمی‌بینیم، اما کشورهای منطقه، از جمله قزاقستان بسیار واقع‌گرا و فایده‌گرا شده‌اند و در چارچوب سود و فایده حاضر به تعامل و همکاری با ما هستند. بنابراین مدام بر طبل تحریم‌ها نکوبیم و بر ضعف‌های‌مان که علت تحریم هستند، نه معلول آن، متمرکز شویم.

محسن حمیدی - کارشناس مسائل آسیای مرکزی و قفقاز، مترجم زبان روسی، عضو شورای علمی موسسه بین‌المللی مطالعات دریای خزر

برچسب ها:

نظرات کاربران

ارسال نظر